به نام خداوند بخشنده مهربان حضرت ادريس(ع) از جمله پيامبرانى است كه در قرآن، از آنان ياد شده است خداى سبحان فرمود: « وَإِسْمعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَاالْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصّابِرِينَ » سوره مباركه انبياء ، آيه 85 « وَاذكُرْ فِى الكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيّاً * وَرَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيّاً » سوره مباركه مريم ، آيات 56 - 57 قرآن ، وى را به صفاتى، چون صبر ، راستگويى و برخوردار از مقام برجسته توصيف فرموده است. نظر دانشمندان درباره وى اين است كه او نخستين پيامبرى بود كه جبرئيل(ع) براى ارشاد و هدايت نسل قابيل - فرزند حضرت آدم (ع) - بر او وحى نازل كرد تا از طغيان و سركشى و كفر خويش دست برداشته و به پيشگاه خداوند توبه نمايند، و طبق دستوراتِ آيين او زندگى كنند. قرآن ، درباره زندگى و دستوراتِ دين و آيين ادريس(ع) مشروحاً سخن نگفته است، چنانكه سند تاريخى و پا برجايى هم از زندگى او در دست نيست. معتبرترين كتابى كه درباره او سخن گفته "تاريخ الحكماء" است كه در اينجا به بيان برخى مطالب پراكندهاى كه در آن وجود دارد، مىپردازيم، البته نه به عنوان اين كه اين مطالب حقايقى بىچون و چراست، بلكه از باب آگاهى. انديشمندان در مورد زادگاه و محل نشو و نماى آن حضرت اختلاف دارند. عدهاى گفتهاند: وى در مصر متولد شده و او را "هرمس الهرامسه" ناميدهاند و زادگاهش در «منف» (نام شهرى در مصر) است و نيز گفتهاند نام وى به زبان يونانى "ارميس"بوده كه معناى عربى آن "هرمس" و به زبان عبرى "خنوخ" و در عربى "اخنوخ" تلقى شده است و خداى مهربان او را در قرآن كه به زبان عربى آشكار نازل شده "ادريس" خوانده است. هرمس (ادريس) از مصر بيرون رفت و در زمين گردش كرد و سپس به آن سرزمين بازگشت، [سرانجام] خداوند او را در سن هشتاد و دو سالگى به نزد خود بالا برد (از دنيا رفت) . دستهاى ديگر معتقدند كه، ادريس(ع) در بابِل متولّد و در همانجا بزرگ شد. وى در اوايل عمر خويش از علوم شيث بن آدم كه جدّ اعلاى او بود بهره مىجست و آنگاه كه به حدّ كمال رسيد، خداوند بدو نبوّت و پيامبرى عنايت فرمود. آن حضرت، مردمِ فاسد را از مخالفتِ با آيين حضرت آدم و شيث(ع) نهى مىكرد و [در اين راستا] عدهاى اندك از او اطاعت كرده و بيشتر آنان با وى به مخالفت برخاستند . از اين رو او و پيروانش از آن سامان بيرون رفته تا به مصر رسيدند. ادريس (ع) و همراهانش در مصر اقامت گزيدند و مردم را به امر به معروف و نهى از منكر و اطاعت از خداى مهربان دعوت كرد، چنان كه گفته شده : وى مردم را به آيين الهى و يگانگى خدا و پرستش آفريدگار و رهايى مردم از عذاب آخرت به وسيله كردار شايسته در دنيا دعوت نمود و آنها را بر بىرغبتى به دنيا و رفتار عادلانه تشويق كرد و دستور داد تا آنگونه كه وى مىگويد نماز به جاى آورند و دستور داد ايام مشخصى در هر ماه روزه بگيرند و آنها را به جهاد براى مبارزه با دشمنانِ دين و آيين خود تشويق و براى دستگيرى از مستمندان به آنان دستور پرداخت زكات را صادر فرمود. جمله ي« الايمان بالله يورث الظفر : ايمان به خدا پيروزى را در پى دارد» برنگين انگشترى وى منقوش بود و بر كمربندى كه هنگام نماز ميّت مىپوشيد، اين جمله نوشته شده بود: « السعيد من نظر لنفسه و شفاعته عند ربه اعماله الصالحه : سعادتمند كسى است كه در كارهاى خويش بينديشد و كارهاى شايسته وى شفيع او نزد پروردگارش خواهد بود.» هرگز كسى نمىتواند خدا را بر نعمتهايش سپاس گويد، آنگونه كه او نسبت به بندگانش عطا و بخشش فرموده است. خدا را با نيّت خالص بخوانيد و روزه و نمازهاى خويش را نيز خالصانه به جا آوريد. نسبت به دنيادارىِ مردم ، حسد نورزيد. زيرا بهرهورى آنان اندك است. كسى كه از حد كفايتِ زندگى، قانع نباشد، هيچ چيز او را بىنياز نمىكند. حيات و زندگىِ روح، در حكمت نهفته است. پـــايــان برگرفته از :كتاب "همراه با پيامبران در قرآن" مرجــع : سـايت تبيـان – كتابخـانه فـارسي![]()
![]()
![]()
![]()
به نام خداوند بخشنده مهربان « فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحِيمُ » . آدم از خداى خود كلماتى آموخت كه موجب پذيرفتن توبه او شد، زيرا خداوند توبهپذير و مهربان است. «قالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِى الأَرضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ * قالَ فِيها تَحْيَوْنَ وَفِيها تَمُوتُونَ وَمِنْها تُخْرَجُونَ ». خداوند فرمود :« از بهشت فرود آييد كه برخى از شما با برخى ديگر مخالف و دشمنيد و زمين تا زمانى معين، جايگاه شماست» و فرمود:« در اين زمين زندگانى كنيد و در آن بميريد و از آن برانگيخته خواهيد شد. » « قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّى هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُداىَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقى » . خداوند [به آدم و حوا و شيطان] فرمود: « همگى از بهشت فرود آييد كه برخى از شما با برخى ديگر دشمن هستيد تا اينكه از جانب من برايتان راهنمايى بيايد، پس هر كسى از راه من پيروى كند، هيچگاه گمراه و بيچاره نخواهد شد. » مفسّران پيرامون بهشتى كه خداوند حضرت آدم(ع) را در آن جاى داد و به او دستور داد تا از آن فرود آيد، اختلاف نظر دارند كه آيا در زمين بوده است يا در آسمان. آنچه رجحان دارد اين است كه به چند دليل اين بهشت در زمين بوده است: 1.خداى سبحان آدم را در زمين آفريد، چنان كه در فرموده خداى متعال آمده است: « إِنِّى جاعِلٌ فِى الأَرضِ خَلِيفَةً ». در پى آن، خداوند بيان نفرموده كه وى را به آسمان منتقل كرده است. 2.خداوند، بهشت موعود (بهشت جاودان) را در آسمان توصيف فرموده است. پس اگر آدم(ع) در اين بهشت جاى داشت، شيطان جرأت نمىكرد به او بگويد: « هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الخَلْدِ وَمُلْكٍ لا يَبْلى» . آيا تو را به درختى جاودانه و سلطنتى كهنه نشدنى راهنمايى كنم». 3. بهشت جاودان، جايگاه نعمتهاى خداست نه جاى تكليف و حال آن كه خداوند به آدم و حوا دستور داد كه از ميوه آن درخت تناول نكنند. 4. خداوند در وصف كسانى كه در بهشت جاودان آسمان وارد مىشوند، فرموده است: « وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ » . و آنان از بهشت بيرون نمىروند ؛ « وَأَمّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِى الجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها » سعادتمندان در بهشت جاودان بهسر مىبرند . در حالى كه آدم و حوا از بهشتى كه در آن وارد شده بودند، رانده شدند. بنابراين متعيّن است كه آن بهشت، غير از بهشتى است كه در قرآن به مؤمنين وعده داده شده است. 5. گذشته از اينها، هنگامى كه شيطان از سجده بر آدم سر برتافت، مورد لعن قرار گرفت و از بهشت بيرون رانده شد، بنابراين اگر اين بهشت، همان بهشت جاودان بود، شيطان قادر نبود با وجود خشم خدا به آن راه يابد و آدم و حوا را بفريبد . بنابراين روشن شد، بهشتى كه خداوند آدم را در آن جاى داده، غير از بهشت جاودانى است كه در آسمان وجود دارد و اين منافاتى ندارد با اين كه بهشتى كه خداوند آدم(ع) را در آن جاى داده از ساير نقاط زمين بلندتر و داراى درخت، ميوه، سايه و ديگر نعمتهاى الهى بوده و همين بهشت را خداوند اينگونه توصيف فرموده است: « إِنَّ لَكَ أَلّا تَجُوعَ فِيها وَلا تَعْرى * وَأَنَّكَ لا تَظْمَؤُاْ فِيها وَلا تَضْحى » در آن بهشت همه چيز برايت مهيّاست، نه گرسنه مىمانى و نه برهنه و عريان مىگردى و نه تشنه مىشوى و نه حرارت خورشيد به تو مىرسد . يعنى اين بهشتى است كه در آن گرسنه نمىشوى و از پوشش خود برهنه نمىشوى و درونت را حرارت تشنگى و ظاهرت را حرارت خورشيد آزار نمىدهد، ولى هنگامى كه آدم و حوا از آن درخت تناول كردند به زمين پر از بدبختى و رنج و مصيبت و امتحان فرود آمدند. لازم به ذكر است آن دسته از كسانى كه معتقدند آدم و حوا در بهشت جاودانى آسمان مىزيستهاند و سپس به امر خداوند به زمين فرود آمدهاند، به آيه شريفه : « قُلْنا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً » استناد كردهاند. [امّا] به اين مطلب پاسخ داده شده كه « هبوط» به معناى انتقال از نقطهاى به نقطه ديگر است، چنان كه خداى متعال فرموده است: « اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ » . پـــايــان برگرفته از :كتاب "همراه با پيامبران در قرآن" مرجــع : سـايت تبيـان – كتابخـانه فـارسي![]()
ولى خداوند آدم و حوا را از بهشت به زمين فرود آورد و آنها را آگاه ساخت كه فرزندانشان با يكديگر دشمنى مىكنند. آنها بايد در زمين اقامت گزينند و آن را آباد سازند و تا پايان عمرشان از آن بهرهمند شوند و خداى سبحان نيز آنها را رهنمون شود. هر كس از هدايت الهى پيروى كند در دنيا مرتكب گناه نشده و هرگز در آن به بيچارگى نمىافتد:![]()
![]()
به نام خداوند بخشنده مهربان آنگاه كه خداوند آدم و همسرش را در بهشت جاى داد، استفاده از همه چيزها را برايشان حلال شمرد تا از ميوههاى بهشت هر چه كه ميل دارند، تناول كنند و تنها آنها را از [خوردن ميوه] يك درخت برحذر داشت و بدانها دستور داد كه نزديك آن نشوند و از ميوه آن نچشند و اگر چنين كنند به مخالفت با امر خدا پرداخته و به نفس خويشتن ظلم روا داشتهاند و بر اين كار كيفر خواهند شد.![]()
شيطان بر فريبكارى خود اصرار و پافشارى ورزيد و به آنها وا نمود كرد كه خداوند براى اين كه آن دو به صورت فرشته در نيايند و براى هميشه دربهشتِ پر از نعمت باقى نمانند، آنها را از تناول ميوه آن درخت منع كرده است و در آخرسوگند خورد كهوى دلسوز و خيرخواه آنان است.
خداى متعال مسأله را اين گونه بيان كرده است:
« وَيا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَلا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ *فَتَكُونا مِنَ الظّالِمِينَ*فَوَسْوَسَ لَهُما الشَّيْطانُ لِيُبْدِىَ لَهُما ما وُرِىَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَقالَ مانَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الخالِدِينَ * وَقاسَمَهُما إِنِّى لَكُما لَمِنَ النّاصِحِينَ .»
« اى آدم تو و همسرت در بهشت جاى گيريد و هر چه خواستيد تناول كنيد و نزديك اين درخت نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود، شيطان آن دو را وسوسه كرد تا زشتىهاى پوشيده آنها را پديدار كند، شيطان بدانها گفت: خدايتان شما را از اين درخت منع نكرد مگر اين كه مبادا دو فرشته باشيد و يا جاودانه بمانيد و برايشان سوگند خورد كه خيرخواه شما هستم .»
![]()
آدم و حوا فراموش كردند كه شيطان دشمن آنهاست و در دام امتحان قرار گرفتهاند.از اين رو از ميوه آن درخت تناول كردند و آنگاه كه مزه آن را چشيدند عورت آنان پديدار شد.
پيش از آن هيچ يك از ايشان عورت ديگرى را مشاهده نكرده بودند، لذا از شدت حيا و شرم درصدد برآمدند تا با برگ درختان عورتهاى خود را بپوشانند. [در اين هنگام] پروردگارشان آنها را ضمن نكوهش، مخاطب قرار داد و فرمود:" آيا شما را از خوردن ميوه آن درخت برحذر نداشتم و شما را آگاه نساختم كه شيطان دشمن آشكار شماست؟ "
آدم و حوا احساس كردند كه مرتكب معصيتى بزرگ شدهاند،بنابراين به شدّت پشيمان شده، به پيشگاه خداى خويش تضرع و زارى كردند و عرضهداشتند: « پروردگارا، ما با نافرمانى تو و مخالفت دستورت به خويشتن ظلم روا داشتيم، ما را ببخشا و از ما درگذر، اگر تو ما را با فضل و كرمت نبخشايى و از ما در نگذرى در زمره زيانكاران خواهيم بود ».
![]()
« فَدَلّاهُما بِغُرُورٍ فَلَمّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَطَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الجَنَّةِ وَناداهُما رَبُّهُما أَلَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُما الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ * قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الخاسِرِينَ . »
« پس آنها را به دروغ و فريب راهنمايى كرد و آنگاه كه از [ميوه] آن درخت تناول كردند، زشتي هايشان [عورت] آشكار شد و بر آن شدند تا از برگِ درختان بهشت خود را بپوشانند. خداوند آنها را مخاطب قرار داد كه : مگر من شما را از اين درخت منع نكردم و به شما نگفتم كه شيطان دشمن آشكار شماست؟ عرض كردند : پروردگارا، ما به خويشتن ستم روا داشتيم، اگر ما را نبخشايى و ازما در نگذرى، قطعاً در زمره زيانكاران خواهيم بود . »
ادامه دارد ..
به نام خداوند بخشنده مهربان رانده شدن ذلت بار شيطان از بهشت، پاداش عناد، تكبّر و سرپيچى وى از سجده بر آدم (ع)بود. شيطان از پروردگار خويش درخواست كرد كه تا روز قيامت او را زنده نگاه دارد. خداى متعال نيز بنا به حكمتى كه اراده فرموده بود ، بدو پاسخ مثبت داد. ابليس درخواست خود را اين گونه بيان كرد :"پروردگارا ! به دليل اين كه به هلاكت [راندن] من حكم كردى، سوگند مىخورم تمام تلاشم را به كار ببرم و فرزندان آدم را گمراه كرده، آنها را از راه تو منحرف سازم و در اين راه از هيچ تلاشى دريغ نخواهم كرد و از هر راهى كه بتوانم به سراغ آنان رفته، از غفلت و ضعف آنها استفاده خواهم كرد تا آنان را فريفته، به فساد و تباهى بكشانم و بيشتر آنها را از شكرگزارى تو منصرف سازم ". ولى خداوند او را نكوهش كرد و فرمود: "اى نكوهيده و طرد شده از رحمت من، از بهشت بيرون رو، سوگند مىخورم كه جهنم را از تو و همه پيروانت، از فرزندان آدم آكنده خواهم ساخت". قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصّاغِرِينَ* قالَ أَنْظِرْنِى إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قالَ إِنَّكَ مِنَ المُنْظَرِينَ* قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ المُسْتَقِيمَ* ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمانِهِمْ وَعَنْ شَمائِلِهِمْ وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ* قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذءُوماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعِينَ . « سوره مباركه اعراف ، آيات 13- 18» خدا به شيطان فرمود : "از اين مقام و جايگاه فرود آى، تو را سزاوار نيست كه بزرگى و نخوت ورزى، برون رو كه تو از زمره پستترين فرو مايگانى" . شيطان گفت: "حال كه ]رانده شدم] مرا تا قيامت مهلت ده". خداوند فرمود: "البته مهلت دارى"، شيطان گفت: "چون تو مرا گمراه ساختى من نيز بندگانت را از راه راست تو گمراه خواهم ساخت و آنگاه از پيش روى و پشت سر و سمت راست و چپ آنان در مىآيم تا بيشتر آنان شكرگزار تو نباشند". خدا به شيطان فرمود: "برون شو كه تو فرومايه و مطرودى، جهنم را از تو و هر آن كس از آنان كه پيروى تو كنند، مملوّ خواهم ساخت".![]()
![]()
![]()
« وَإِذ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلّا إِبْلِيسَ قالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً * قالَ أَرَأَيْتَكَ هذا الَّذِى كَرَّمْتَ عَلَىَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ القِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلّا قَلِيلاً * قالَ اذهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً * وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشارِكْهُمْ فِى الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلّا غُرُوراً * إِنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَكَفى بِرَبِّكَ وَكِيلاً.»
« سوره مباركه اسراء ، آيات 61 - 65»
« و آنگاه كه فرشتگان را امر به سجده آدم كرديم، همه سجده كردند مگر شيطان كه گفت: "آيا بر كسى كه او را از گِل آفريدهاى سجده كنم؟ " . شيطان گفت: " آيا اين آدم خاكى را بر من برترى دادى، اگر مرا تا روز قيامت نگاه دارى، همه فرزندان آدم را - جز اندكى - مهار كرده و به هلاكت مىكشانم ". خداوند فرمود: "برو ، هركس از فرزندان آدم كه از تو پيروى كند با تو به جهنم كه پاداش كامل شماست، درخواهد آمد، با فرياد خويش و لشكر سواره و پيادهات آنها را بلغزان و در اموال و فرزندان با آنان شركت جو و بدانها وعده بده و شيطان جز عده ای را فريب نمىدهد . تو بر بندگان من تسلط نخواهى داشت و يارى خداوند بسنده است . »
خداوند به آدم(ع) دستور داد تا با همسرش در بهشت مسكن گزينند. دانشمندان، در مورد زمان آفرينش حوا اختلاف نظر دارند. بنا به قولى، هنگامى كه خداوند پس از راندن شيطان از بهشت، آدم را در آن جاى داد؛ وى در بهشت تنها ماند و كسى كه با او مأنوس شود در آنجا وجود نداشت. خداى متعال خواب را بر او چيره ساخت و سپس دندهاى از دندههاى سمت چپ سينه او را برگرفت و جاى آن گوشتى قرار داد و حوا را از آن آفريد. هنگامى كه آدم(ع) از خواب بيدار شد زنى را بر بالين خود ملاحظه كرد. از او پرسيد: كيستى؟ پاسخ داد: زنى هستم.گفت: چرا آفريده شدى؟ در پاسخ گفت: براى اينكه با وجود من آرامش يابى.
در قرآن به اين مضمون اشاره شده است:
« الَّذِى خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْها زَوْجَها »
خدايى كه شما را از يك تن آفريد و [جفت او] همسرش را نيز از او آفريد
« وَجَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها »
و جفت او (همسرش) را از آن آفريد تا بهواسطه آن آرامش يابد
ادامه دارد ..
به نام خداوند بخشنده مهربان
![]()
داستان آفرينش آدم(ع) با گفتگوى ميان خدا و فرشتگان آغاز مىشود. خداى سبحان ، فرشتگان را آگاه مىسازد كه وى در زمين جانشينى قرار خواهد داد كه آدم و فرزندان اويند و آنان را در زمين توانمند ساخته و صاحب قدرت قرار مىدهد، ولى فرشتگان از اين خبر شگفت زده شدند [و با خود گفتند:] كسى كه جانشين خدا در زمين او خواهد شد، هرگز نمىتواند عالمى برپا سازد كه از نظر پاكى و رحمت ، برابر با ملكوت آسمان باشد، چه اين كه خداوند پيش از آدم انسانهايى را آفريده بود و آنان در زمين به فساد و تباهى پرداختند. فرشتگان به خداى خود چنين عرضه داشتند: آيا در زمين انسانى را قرار مىدهى كه با گناه و معصيت در آن، فساد كند و به خونريزى بپردازد، در حالى كه ما آن گونه كه در شأن توست تو را منزّه دانسته و به شكرانهات تو را مدح و ستايش مىكنيم!
فرشتگان بدين جهت اين سخن را به خداى خويش عرض كردند كه خويشتن را برتر از آفريدهاى مىدانستند كه قرار بود جانشين قرار گيرد و خود را به جانشينى در زمين سزاوارتر از او مىپنداشتند، اما خداى متعال با اسرار غيبى كه بر آنان پوشيده بود و حكمتى كه خاص آفرينش آدم(ع) بود، بدانان پاسخ داد كه، خداى سبحان چيزى را مىداند كه آنان از آن آگاهى ندارند:
« وَإِذ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّى جاعِلٌ فِى الأَرضِ خَلِيفَةً قالُوا أتَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّى أعْلَمُ ما لاتَعْلَمُونَ ».
« سوره مباركه بقره ، آيه 3»
![]()
پس از آن كه خداوند، حضرت آدم(ع) را آفريد نام اشياء و حقايق و خواص آنها را بدو آموخت تا در زمين توان يافته و به نحوى بايسته از آنها بهرهمند گردد. از طرفى خداى سبحان اراده فرموده كه عيناً به فرشتگان بنماياند اين آفريده جديدى كه به ديده حقارت بدان مىنگريستند، داراى دانش و شناختى برتر از آنان است و به همين دليل از آنان خواست كه اگر به گمان خود راست مىگويند و به جانشينى در زمين از آدم سزاوارترند نام اشياء و خاصيّت آنها را برايش بازگو كنند. ولى فرشتگان از پاسخ درمانده و با عذر و پوزش، خداى خويش را مخاطب قرار دادند: «خدايا ما تو را آن گونه كه سزاوارى منزّه مىدانيم و بر اراده تو معترض نيستيم، چرا كه ما از علم و دانش جز آنچه به ما بخشيدهاى بهرهاى نداريم و تو از هر چيز آگاهى و كارهايت براساس حكمت است.»
خداى متعال از آدم(ع) مىخواهد كه آموزگارِ فرشتگان باشد و بدو مىفرمايد: «اىآدم، فرشتگان را به آنچه از آنان پرسيدم آگاه ساز.» آدم(ع) پاسخ مىدهد و [بدينگونه] برترى خويش را بر آنان به منصّه ظهور مىرساند، اينجاست كه خداوند فرشتگان را مورد خطاب قرار مىدهد ؛ آيا به شما نگفتم من به آنچه در آسمانها و زمين بوده و ديگران به آن واقف نيستند و آنچه را بر زبان مىآوريد و در درون خويش نهان مىسازيد، آگاهى دارم :
« وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلى المَلائِكَةِ فَقالَ أَنبِئُونِى بِأَسْماءِ هؤلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ* قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أنتَ العَلِيمُ الحَكِيمُ* قالَ ياآدَمُ أَنبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّى أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمواتِ وَالأَرضِ وَأَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَما كُنتُمْ تَكْتُمُونَ . »
« سوره مباركه بقره ، آيات 31 - 33»
و همه نامها را به آدم آموخت و سپس آنها را به فرشتگان عرضه كرده و فرمود: اگر راست مىگوييد نامهاى اينان را به من بگوييد، عرض كردند: خدايا تو منزّهى، ما از دانش، جز آنچه كه به ما آموختهاى بىبهرهايم، بهراستى تو داناى حكيم هستى فرمود: اىآدم [اكنون] آنها را بر نامهاى خودشان آگاه ساز. وقتى آنها را برنامهايشان آگاه ساخت، فرمود: آيا به شما [فرشتگان] نگفتم من به غيب آسمانها و زمين و آنچه آشكارا مىگوييد و آنچه را نهان مىداريد، آگاهم».
ادامه دارد ..
بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ
الْمُؤمِنُ يَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفيق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.
مؤمن در هر حال نيازمند به سه خصلت است:
توفيق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذيرش نصيحت كسى كه او را نصيحت نمايد.
مُلاقاةُ الاْخوانِ نَشْرَةٌ، وَ تَلْقيحٌ لِلْعَقْلِ وَ إنْ كانَ نَزْراً قَليلا.
ملاقات و ديدار با دوستان و برادران (خوب) ، موجب صفاى دل و نورانيّت آن مى گردد و سبب شكوفائى عقل و درايت خواهد گشت، گرچه در مدّت زمانى كوتاه انجام پذيرد.
إيّاكَ وَ مُصاحَبَةُ الشَّريرِ، فَإنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ، يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبَحُ أثَرُهُ.
مواظب باش از مصاحبت و دوستى با افراد شرور، چون كه او همانند شمشيرى زهرآلود، برّاق است كه ظاهرش زيبا و اثراتش زشت و خطرناك خواهد بود.
كَيْفَ يُضَيَّعُ مَنِ اللهُ كافِلُهُ، وَكَيْفَ يَنْجُو مَنِ الله طالِبُهُ، وَ مَنِ انْقَطَعَ إلى غَيْرِاللهِ وَ كَّلَهُ اللهُ إلَيْهِ.
چگونه گمراه و درمانده خواهد شد كسى كه خداوند سرپرست و متكفّل اوست،چطور نجات مى يابد كسى كه خداوند طالبش مى باشد،هر كه از خدا قطع اميد كند و به غير او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار مى كند.
مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الْمَوارِدَ أعْيَتْهُ الْمَصادِرُ.
هركس موقعيّت شناس نباشد، جريانات، او را مى ربايد و هلاك خواهد شد.
مَنْ عَتَبَ مِنْ غَيْرِارْتِياب أعْتَبَ مِنْ غَيْرِاسْتِعْتاب.
سرزنش كردن ديگران بدون علّت و دليل سبب ناراحتى و خشم خواهد گشت، در حاليكه رضايت آنان نيز كسب نخواهد كرد.
أفْضَلُ الْعِبادَةِ الاْخْلاصُ.
با فضيلت ترين و ارزشمند ترين عبادت ها آن است كه خالص و بدون ريا باشد.
يَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ يَغيبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَيْهِمْ تَسْمِيَتُهُ، وَ هُوَ سَمّيُ رَسُول اللهِ (ص) وَ كَنّيهِ.
زمان ولادت امام عصر (عج) بر مردم ِ(زمانش) مخفى است، و شخصش از شناخت افراد غايب و پنهان است، و حرام است كه آن حضرت را نام ببرند، و او همنام و هم كنيه رسول خدا (ص) است.
عِزُّ الْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ.
عزّت و شخصيّت مؤمن در بى نيازى و طمع نداشتن به (مال و زندگى) ديگران است.
مَنْ أصْغى إلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللهِ فَقَدْ عَبَدَاللهَ، وَ إنْ كانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إبليس فَقَدْ عَبَدَ إبليسَ.
هركس به شخصى سخنران علاقمند و متمايل باشد، بنده اوست، پس چنانچه سخنور براى خدا و از (احكام و معارف) خدا سخن بگويد، بنده خداست، و اگر از زبان شيطان (و هوى و هوس و ماديات) سخن بگويد، بنده شيطان خواهد بود.
لا يَضُرُّكَ سَخَطُ مَنْ رِضاهُ الْجَوْرُ.
كسى كه طالب رضايت خداوند متعال باشد، دشمنى ستمگران، او را زيان و ضرر نمى رساند.
مَنْ خَطَبَ إلَيْكُمْ فَرَضيتُمْ دينَهُ وَ أمانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إلاّ تَفْعَلُوهُ تَكْنُ فِتْنَةٌ فِى الاْرْضِ وَ فَسادٌ كَبيرْ.
هر كه به خواستگارى دختر شما آيد و به تقوا و تديّن و امانتدارى او مطمئن مى باشيد با او موافقت كنيد وگرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگى در روى زمين خواهيد شد.
لَوْسَكَتَ الْجاهِلُ مَااخْتَلَفَ النّاسُ.
چنانچه افراد جاهل و بى تجربه ساكت باشند مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمى شوند.
مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبيحاً كانَ شَريكاً فيهِ.
هر كه كار زشتى را تحسين و تأييد كند، در عِقاب آن شريك مى باشد.
مَنِ انْقادَ إلَى الطُّمَأنينَةِ قَبْلَ الْخِيَرَةِ فَقَدْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَةِ وَالْعاقِبَةِ الْمُغْضِبَةِ.
هركس بدون تفّكر و اطمينان نسبت به جوانب (هر كارى، فرمانى،حركتى و...) مطيع و پذيراى آن شود، خود را در معرض سقوط قرار داده ،و نتيجه اى جز خشم و عصبانيّت نخواهد گرفت.
مَنِ اسْتَغْنى بِاللهِ إفْتَقَرَ النّاسُ إلَيْهِ، وَ مَنِ اتَّقَى اللهَ أحَبَّهُ النّاسُ وَ إنْ كَرِهُوا.
هر كه خود را به وسيله خداوند بى نياز بداند مردم محتاج او خواهند شد و هر كه تقواى الهى را پيشه خود كند خواه ناخواه، مورد محبّت مردم قرار مى گيرد گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.
عَلَّمَ رَسُولُ اللهِ (ص) عَلّياً(ع)ألْفَ كَلِمَة، كُلُّ كَلِمَة يَفْتَحُ ألْفُ كَلِمَة.
حضرت رسول (ص)، يك هزار كلمه به امام على(ع) تعليم نمود كه از هر كلمه اى هزار باب علم و مسأله فرعى باز مى شود.
نِعْمَةٌ لاتُشْكَرُ كَسِيَّئَة لاتُغْفَرُ.
خدمت و نعمتى كه مورد شكر و سپاس قرار نگيرد همانند خطائى است كه غيرقابل بخشش باشد.
مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنُوبِ أكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاْجَلِ، وَ حَياتُهُ بِالْبِرِّ أكْثَرُ مِنْ حَياتِهِ بِالْعُمْرِ.
فرارسيدن مرگ انسان ها، به جهت معصيت و گناه، بيشتر است تا مرگ طبيعى و عادى، همچنين حيات و زندگي (لذّت بخش) به وسيله نيكى و احسان به ديگران بيشتر و بهتر است از عمر بى نتيجه.
لَنْ يَسْتَكْمِلَ الْعَبْدُ حَقيقَةَ الاْيمانِ حَتّى يُؤْثِرَ دينَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ يُهْلِكَ حَتّى يُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دينِهِ.
بنده اى حقيقت ايمان را نمى يابد مگر آنكه دين و احكام الهى را در همه جهات بر تمايلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد ،و كسى هلاك و بدبخت نمى گردد مگر آنكه هواها و خواسته هاى نفسانى خود را بر احكام الهي مقدّم نمايد.
عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَريضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَيْنَ الاْخْوانِ، وَ دَليلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَةِ.
بر شما باد به تحصيل علم و معرفت، چون فراگيرى آن واجب و بحث پيرامون آن مستحب و پر فايده است. علم وسيله كمك به دوستان و برادران است، دليل و نشانه مروّت و جوانمردى است، هديه و سرگرمى در مجالس است، همدم و رفيق انسان در مسافرت است، و انيس و مونس انسان در تنهايى مى باشد.
خَفْضُ الْجَناحِ زينَةُ الْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زينَةُ الْعَقْلِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زينَةُ الْحِلْمِ.
تواضع و فروتنى زينت بخش علم و دانش است، ادب داشتن و اخلاق نيك زينت بخش عقل مى باشد، خوش رويى با افراد ، زينت بخش حلم و بردبارى است.
تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوى، وَ اعْلَمْ أنَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَيْنِ اللهِ، فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.
در زندگى، صبر را تكيه گاه خود، فقر و تنگ دستى را همنشين خود قرار بده و با هوا هاى نفسانى مخالفت كن، و بدان كه هيچگاه از ديدگاه خداوند پنهان و مخفى نخواهى ماند، پس مواظب باش كه در چه حالتى خواهى بود.
مَنْ أتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تُدْخِلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ.
هركس ركوع نمازش را به طور كامل و صحيح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.
الْخُشُوعُ زينَةُ الصَّلاةِ، وَ تَرْكُ ما لا يُعْنى زينَةُ الْوَرَعِ.
خشوع و خضوع ، زينت بخش نماز خواهد بود ، ترك و رها كردن آنچه (براى دين و دنيا و آخرت) سودمند نباشد زينت بخش ورع و تقواى انسان مى باشد.
الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىُ عَنِ الْمُنْكَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما أعَزَّهُ اللهُ، وَ مَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
امر به معروف و نهى از منكر دو مخلوق الهى است، هر كه آنها را يارى و اجراء كند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مى گيرد و هر كه آنها را ترك و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار مى گيرد.
إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ أنْفَسَهُ لِيَأجُرَهُ عَلى ذلِكَ.
همانا خداوند متعال ، بهترين و عزيزترين ثروت و فرزند مؤمن را مى گيرد (و هلاك و نابود مى گرداند)، چون دنيا و متعلّقات آن بى ارزش است تا در قيامت پاداش عظيمى عطايش نمايد.
قالَ له رجل: أَوصِنى بَوَصِيَّة جامِعَة مُخْتَصَرَة؟
فَقالَ (ع): صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَةِ وَ نار الاْجِلَةِ.
شخصى به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصيحتى كامل و مختصر عطا فرما؟
امام (ع) فرمود: عضاء و جوارح (ظاهرى و باطنى) خود را از ذلّت و ننگ سريع و زودرس، همچنين از آتش و عذاب آخرت، در امان و محفوظ بدار.
فَسادُ الاْخْلاقِ بِمُعاشَرَةِ السُّفَهاءِ، وَ صَلاحُ الاْخلاقِ بِمُنافَسَةِ الْعُقَلاءِ.
معاشرت و همنشينى با بى خردان و افراد لااُبالى سبب فساد و تباهى اخلاق خواهد شد، و معاشرت و رفاقت با خردمندان هوشيار، موجب رشد و كمال اخلاق مى باشد.
اَلْأدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَيْرُ، وَ هذا لا يُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ يُوصَلْ بِها إلى رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَ الْجَنَّةِ، وَ الاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّريعَةِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَكُونُوا أُدَباءَ حَقّاً.
مفهوم و معناى ادب از نظر مردم، تنها "خوب سخن گفتن" است كه ركيك و سبك نباشد، وليكن اين نظريّه قابل توجّه نيست تا مادامى كه انسان را به خداوند متعال و بهشت نزديك نگرداند، بنابراين ادب يعنى" رعايت احكام و مسائل دين"، پس با عمل كردن به دستورات الهى و ائمّه اطهار (ع) ادب خود را آشكار سازيد.
ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّة ُ:
الاْنْصافُ فِى الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِى الشِّدِّةِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلى قَلْب سَليم.
سه خصلت جلب محبّت مى كند:
انصاف در معاشرت با مردم، همدردى در مشكلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنويات.
التَّوْبَةُ عَلى أرْبَع دَعائِم:
نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لايَعُودَ.
شرايط پذيرش توبه چهار چيز است:
پشيمانى قلبى، استغفار با زبان، جبران كردن گناه (نسبت به همان گناه حقّ الله و يا حقّ النّاس) ، تصميم جدّى بر اينكه ديگر مرتكب آن گناه نشود.
ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاْبْرارِ:
إقامَةُ الْفَرائِض، وَاجْتِنابُ الْمَحارِم، واحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَةِ فِى الدّين.
سه چيز از كارهاى نيكان است :
انجام واجبات الهى، ترك و دورى از گناهان، مواظبت و رعايت مسائل و احكام دين.
وَ حَقيقَةُ الاْدَبِ:
اِجْتِماعُ خِصالِ الْخيْرِ، وَ تَجافى خِصالِ الشَّرِ، وَ بِالاْدَبِ يَبْلُغُ الرَّجُلُ الْمَكارِمَ الاْخْلاقِ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ، وَ يَصِلُ بِهِ اِلَى الْجَنَّةِ.
حقيقت ادب و تربيت عبارت است از:
دارا بودن خصلت هاى خوب، خالى بودن از صفات زشت و ناپسند، انسان به وسيله ادب (در دنيا و آخرت) به كمالات اخلاقى مى رسد، و نيز با رعايت ادب نيل به بهشت مى يابد.
إنَّ بَيْنَ جَبَلَىْ طُوس قَبْضَةٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّةِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ النّار.
همانا بين دو سمت شهر طوس قطعه اى مى باشد كه از بهشت گرفته شده است، هر كه داخل آن شود (و با معرفت زيارت كند) ، روز قيامت از آتش در امان خواهد بود.
مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتى بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ.
هركس قبر عمّه ام (حضرت معصومه سلام الله عليها) را با علاقه و معرفت در قم زيارت كند، اهل بهشت خواهد بود.
مَنْ زارَ قَبْرَ أخيهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْكْبَرِ.
هركس بر بالين قبر مؤمنى حضور يابد و رو به قبله بنشيند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مباركه « إنّا أنزلناه » را بخواند از شدايد و سختيهاى صحراى محشر در امان قرار مى گيرد.
ثَلاثٌ يَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ:
كَثْرَةُ الاْسْتِغْفارِ، وَ خَفْضِ الْجْانِبِ، وَ كَثْرَةِ الصَّدَقَةَ.
سه چيز، سبب رسيدن به رضوان خداى متعال مى باشد:
نسبت به گناهان و خطاها، زياد استغفار و اظهار ندامت كردن، اهل تواضع كردن و فروتن بودن، صدقه و كارهاى خير بسيار انجام دادن.
اَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعينُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَكاءٌ.
انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و كسى كه راضى به ظلم باشد، هر سه شريك خواهند بود.
التَّواضُعُ زينَةُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَةُ زينَةُ الْكَلامِ، وَ الْعَدْلُ زينَةُ الاْيمانِ، وَالسَّكينَةُ زينَةُ الْعِبادَةِ، وَالْحِفْظُ زينُةُ الرِّوايَةِ.
تواضع و فروتنى ، زينت بخش حسب و شرف ؛ فصاحت ، زينت بخش كلام ؛ عدالت ، زينت بخش ايمان و اعتقادات ؛ وقار و ادب ، زينت بخش اعمال و عبادات ؛ و دقّت در ضبط و حفظ آن، زينت بخش نقل روايت و سخن مى باشد.
برگرفته از : گلچين احاديث معصومين
مرجع : سايت انديشه قم
بِِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ مَنْ أَعْطى النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ يَقْدِمْ يَداً وَرِجْلاً حَتّى يَعْلَمَ أَنَّهُ فى طاعَةِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فى مَعْصِيَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ يَعِبْ أخاهُ بِعَيْب حَتّى يَتْرُكَ ذلكَ الْعِيْبَ مِنْ نَفْسِهِ. سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شدايد صحراى محشر در امان است: اوّل آن كه در كارگشائى و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد.دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتى بينديشد كه كارى را كه مى خواهد انجام دهد يا هر سخنى را كه مى خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودى خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مى باشد.سوّم قبل از عيب جوئى و بازگوئى عيب ديگران، سعى كند عيب هاى خود را برطرف نمايد. كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ، وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطيئَتِهِ. سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود : بازداشت زبان از بدگوئى و غيبت مردم، خود را مشغول به كارهائى كردن كه براى آخرت و دنيايش مفيد باشد، و هميشه بر خطاها و اشتباهات خود گريان و ناراحت باشد. وِقاءٌ لِلّهِ بِما يَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْياء مِنْ كُلِّ قَبِيح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ. هركس داراى چهار خصلت باشد، ايمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى كند كه از او راضى و خوشنود است: خصلت خود نگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نمايد؛ راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى ؛حيا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى؛ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عيال خود. اى فرزند آدم! تا آن زمانى كه در درون خود واعظ و نصيحت كننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه كارهايت را اهميّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى، در خير و سعادت خواهى بود. حقّى كه شكم بر تو دارد اين است كه آن را ظرف چيزهاى حرام ـ چه كم و چه زياد ـ قرار ندهى و بلكه در چيزهاى حلال هم صرفه جوئى كنى و به مقدار نياز استفاده نمائى. كسى كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهاى نيك، سرعت مى نمايد و شهوات را زير پا مى گذارد ؛ و هركس از آتش قيامت هراسناك باشد به درگاه خداوند توبه مى كند و از گناهان و كاهاى زشت دورى مى جويد. دست نياز به سوى مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود، و نيز موجب از بين رفتن حياء و ناچيز شدن شخصيت خواهد گشت به طورى كه هميشه احساس نياز و تنگ دستى نمايد، و هرچه كمتر به مردم رو بيندازد و كمتر درخواست كمك نمايد بيشتر احساس خودكفائى و بى نيازى خواهد داشت. سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است. در اين دنيا سرور مرد، سخاوتمندان هستند ،ولى در قيامت سيّد و سرور مردم، پرهيزكاران خواهند بود. هركس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نمايد و با خويشان خود صله رحم نمايد، خداوند او را در قيامت مفتخر و سربلند مى گرداند. هركس به ديدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زيارت نمايد به اميد آن كه به وعده هاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشايعت خواهند كرد، همچنين مورد خطاب قرار مى گيرد كه از آلودگى ها پاك شدى و بهشت گوارايت باد ، پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند مورد رحمت قرار خواهد گرفت. چنانچه شخصى تو را بدگويى كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذيرا باش. تعجّب دارم از كسى كه نسبت به تشخيص خوب و بد خوراكش اهتمام مي ورزد كه مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و ديگر كارهايش اهميّت نمى دهد، و نسبت به مفاسد دنيائى، آخرتى روحى، فكرى، اخلاقى و... بى تفاوت است. هركس مؤمن گرسنه اى را طعام دهد خداوند او را از ميوه هاى بهشت اطعام مى نمايد، و هر كه تشنه اى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سيرابش مى گرداند، و هركس برهنه اى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ كه بهترين نوع و رنگ مى باشد ـ خواهد پوشاند. به وسيله عقل ناقص و نظريه هاى باطل، و مقايسات فاسد و بى اساس نمى توان احكام و مسائل دين را به دست آورد ، بنابراين تنها وسيله رسيدن به احكام واقعى دين، تسليم محض مى باشد، پس هركس در مقابل ما اهل بيت تسليم باشد از هر انحرافى در امان است و هر كه به وسيله ما هدايت يابد خوشبخت خواهد بود، و شخصى كه با قياس و نظريات شخصى خود بخواهد دين اسلام را دريابد، هلاك مى گردد. دنيا همچون نيمه خواب (چُرت( است و آخرت بيدارى مى باشد و ما در اين ميان رهگذر، بين خواب و بيدارى به سر مى بريم. از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نمايد و شريكان و مشتريانش افرادى صالح و نيكوكار باشند، و نيز داراى فرزندانى باشد كه كمك حال او باشند. هر آيه اى از قرآن، خزينه اى از علوم خداوند متعال است، پس هر آيه را كه مشغول خواندن مى شوى، در آن دقّت كن كه چه مى يابى. هر كه قرآن را در مكّه مكرّمه ختم كند، نمى ميرد مگر آن كه حضرت رسول اللّه (ص) و نيز جايگاه خود را در بهشت رؤيت مى نمايد. شماهائى كه به مكّه نرفته ايد و در مراسم حجّ شركت نكرده ايد، بشارت باد شما ها را به آن حاجيانى كه بر مى گردند، با آن ها ـ ديدار و ـ مصافحه كنيد تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شريك باشيد. شادمانى و راضى بودن به سخت ترين مقدّرات الهى از عالى ترين مراتب ايمان و يقين خواهد بود. جُرْعَةُ غَيْظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَةُ مُصيبَة رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر. نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از يكى از اين دو حالت نيست: حالت غضب و غيظى كه مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و ديگرى حالت بلا و مصيبتى كه مؤمن آن را با شكيبائى و صبر بگذراند. هركس مردم را عيب جوئى كند و عيوب آنان را بازگو نمايد و سرزنش كند، ديگران او را متهّم به غير واقعيّات مى كنند. همنشينى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خير مى كشاند ، و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزايش شعور و بينش مى باشد. همانا خداوند مهربان دوست دارد هر قلب حزين و غمگينى را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد)، و نيز هر بنده شكرگذارى را دوست دارد. فَيَقُولُونَ: بِخَيْر إنْ تَرَكْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِكَ. هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضاء و جوارحش وارد مى شود و مى گويد: چگونه ايد؟ و در چه وضعيّتى هستيد؟ جواب دهند: اگر تو ما را رها كنى خوب و آسوده هستيم، چون كه ما به وسيله تو مورد ثواب و عقاب قرار مى گيريم. دوستان و اولياء خدا در فعاليّت هاى دنيوى خود را براى دنيا به زحمت نمى اندازند ، و خود را خسته نمى كنند بلكه براى آخرت زحمت مى كِشند. چنانچه مردم منافع و فضايل تحصيل علوم را مى دانستند هر آينه آن را تحصيل مى كردند گر چه با ريخته شدن و يا فرو رفتن زير آب ها در گرداب هاى خطرناك باشد. چنانچه تمامى اهل آسمان و زمين گِرد هم آيند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصيف و تعريف كنند، قادر نخواهند بود. بعد از معرفت به خداوند چيزى محبوب تر از دور نگه داشتن شكم و عورت ـ از آلودگى ها و هوسرانى ها و گناهان ـ نيست، و نيز محبوبترين كارها نزد خداوند مناجات و درخواست نيازمنديها به درگاهش مى باشد. با فضيلت ترين و مهمترين مجاهدت ها، عفيف نگه داشتن شكم و عورت است ـ از چيزهاى حرام و شبهه ناك ـ . اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پيشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع كننده و صحيح در مقابل سؤال ها) مهيّا و آماده كن. نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است. بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون كه او به يك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را مى فروشد ، و مواظب باش از دوستى و صحبت كردن با كسى كه قاطع صله رحم مى باشد چون كه او را در كتاب خدا ملعون يافتم. السّاعَةُ الَّتى يُعايِنُ فيها مَلَكَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَةُ الَّتى يَقُومُ فيها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَةُ الَّتى يَقِفُ فيها بَيْنَ يَدَيِ الله تَبارَكَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّةُ وَإمّا إلَى النّارِ . مشكل ترين و سخت ترين لحظات و ساعات دوران ها براى انسان، سه مرحله است: آن موقعى كه عزرائيل بر بالين انسان وارد مى شود و مى خواهد جان او را برگيرد. آن هنگامى كه از درون قبر زنده مى شود و در صحراى محشر به پا مى خيزد. آن زمانى كه در پيشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و كتاب و بررسى اعمال ـ قرار مى گيرد و نمى داند راهى بهشت و نعمت هاى جاويد مى شود و يا راهى دوزخ و عذاب دردناك خواهد شد. هنگامى كه قائم ما ( حضرت حجّت، عج) قيام و خروج نمايد خداوند بلا و آفت را از شيعيان و پيروان ما بر مى دارد و دل هاى ايشان را همانند قطعه آهن محكم مى نمايد، و نيرو و قوّت هر يك از ايشان به مقدار نيروى چهل نفر ديگران خواهد شد. بسيار عجيب است از كسانى كه براى اين دنياى زودگذر و فانى كار مى كنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را كه باقى و ابدى است رها و فراموش كرده اند. تمام خيرات و خوبى هاى دنيا و آخرت را در چشم پوشى و قطع طَمَع از زندگى و اموال ديگران مى بينم (يعنى قناعت داشتن( . كسى كه بينش و عقل خود را به كمال نرساند ـ و در رُكود ِفكرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاكت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت. همانا معرفت و كمال دين مسلمان در گرو رها كردن سخنان و حرف هائى است كه به حال او ـ و ديگران ـ سودى ندارد . همچنين از ريا و خودنمائى دورى جستن ، و در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكيبا بودن ، و نيز داراى اخلاق پسنديده و نيك سيرت بودن است . برگرفته از : گلچين احاديث معصومين مرجع : سايت انديشه قم
ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ مِنَ الْمُؤمِنينَ كانَ في كَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ في ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْيَوْمِ الاْكْبَرِ:
ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِن:
أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِيَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض:
يَا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَيْر ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً .
وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَليل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِكَثير، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِى الْحَلالِ.
مَنِ اشْتاقَ إلى الْجَنَّةِ سارَعَ إلى الْحَسَناتِ وَسَلاعَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.
طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَياةِ وَمَذْهَبَةٌ لِلْحَياءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر. ![]()
سادَةُ النّاسِ فى الدُّنْيا الأَسْخِياء، وَ سادَةُ الناسِ في الآخِرَةِ الاْتْقياءِ.
مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ يَوْمَ الْقِيامَةِ.
مَنْ زارَ أخاهُ فى اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَيَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَك، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ.
إنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يَمينِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى يَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَيْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.
عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَيْفَ لايَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.
إنَّ دينَ اللّهِ لايُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَالاْراءِ الْباطِلَةِ، وَالْمَقاييسِ الْفاسِدَةِ، وَلايُصابُ إلاّ بِالتَّسْليمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِياسِ وَالرَّأْىِ هَلَكَ.
الدُّنْيا سِنَةٌ، وَالاْخِرَةُ يَقْظَةٌ، وَنَحْنُ بَيْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.
مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ أنْ يَكُونَ مَتْجَرُهُ فى بِلادِهِ، وَيَكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحينَ، وَتَكُونَ لَهُ أوْلادٌ يَسْتَعينُ بِهِمْ.
آياتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَيَنْبَغى لَكَ أنْ تَنْظُرَ مَا فيِهَا. ![]()
يا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ يَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِكَ يَجِبُ عَلَيْكُمْ تُشارِكُوهُمْ فى الاْجْرِ.
الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ أعْلى دَرَجاتِ الْيَقينِ .
ما مِنْ جُرْعَة أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ جُرْعَتَيْنِ:
مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فيهِمْ رَمَوْهُ بِما لَيْسَ فيِهِ.
مُجالَسَةُ الصَّالِحيِنَ داعِيَةٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِيادَةٌ فِى الْعَقْلِ .
إنَّ اللّهَ يُحِبُّ كُلَّ قَلْب حَزين، وَ يُحِبُّ كُلَّ عَبْد شَكُور .
إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَم يَشْرُفُ عَلى جَميعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباح فَيَقُولُ: كَيْفَ أصْبَحْتُمْ؟
ما تَعِبَ أوْلِياءُ اللّهُ فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْيا لِلاْخِرَةِ .
لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ .
لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماءِ وَ الاْرْضِ أنْ يَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ يَقْدِرُوا .
ما مِنْ شَيْىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَيْىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ يُسْألَ .
إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ .
إبْنَ آدَم إنَّكَ مَيِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً .
نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَالْمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَة .
إيّاكَ وَمُصاحَبَةُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُكَ بِأكْلَة أَوْ أقَلّ مِنْ ذلِكَ وَإيّاكَ وَمُصاحَبَةُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فى كِتابِ اللّهِ .
أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات:
إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شيعَتِنا الْعاهَةَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَديدِ، وَجَعَلَ قُوَّةَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أرْبَعينَ رَجُلاً.
عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَكَ دارَ الْبقاء .
رَأْيْتُ الْخَيْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِى قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِى أيْدِى النّاسِ .
مَنْ لَمْ يَكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فيهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أيْسَرِ ما فيهِ .
إنَّ الْمَعْرِفَةَ، وَكَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فيما لايُغْنيهِ، وَقِلَّةُ ريائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ .
إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّقَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبْيدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.
همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند و اين نوع ، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.
إنَّ أجْوَدَ النّاسِ مَنْ أعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إنَّ أعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَة، وَ إنَّ أَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.
همانا سخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد به كسى كه اميدى به وى نداشته است و بخشنده ترين افراد آن شخصى است كه ـ نسبت به ظلم ديگرى با آن كه توان انتقام دارد ـ گذشت نمايد. صله رحم كننده ترين مردم و ديد و بازديد كننده نسبت به خويشان، آن كسى ست كه صله رحم نمايد با كسى كه با او قطع رابطه كرده است.
- مَا الْفَضْلُ؟
مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْحْسانِ .
- قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟
التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ .
از حضرت سؤال شد : كرامت و فضيلت انسان در چيست؟
فرمود: كنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن .
سؤال شد : نقص انسان در چيست؟
فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.
النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَ الدّينُ لَعِبٌ عَلى ألْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.
افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب، بازيچه زبانشان گرديده است و براى امرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سينه مى زنند . پس اگر بلائى همانند خطر ـ مقام و رياست، جان، مال، فرزند و موقعيّت، ... ـ انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.
إنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُسىءُ وَ لا يَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ كُلَّ يَوْم يُسىءُ وَ يَعْتَذِرُ.
همانا شخص مؤمن خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند، ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل يَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ.
كارها و امور خود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد و در صورتى كه كارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت.
عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا .
اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.
لا تَقُولَنَّ فى أخيكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ يَقُولَ فيكَ إذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.
سخنى ـ كه ناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
يا بُنَىَّ! إيّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً إلاّ اللهَ.
بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.
إنّي لا أري الْمَوْتَ إلاّ سَعادَة، وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَماً.
به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم ، و زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم.
مَنْ لَبِسَ ثَوْباً يُشْهِرُهُ كَساهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْباً مِنَ النّارِ.
هركس لباس شهرت - و انگشت نما از هر جهت- بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسى از آتش مى پوشاند.
أنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ، لايَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إلاّ اِسْتَعْبَرَ .
من كشته گريه ها و اشك ها هستم، هيچ مؤمنى مرا ياد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هايش جارى خواهد شد.
لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ أَوْمى إلىَ الْيُمْنى، وَ اعْتَذَرَ لى فىِ الاُْخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ أَنَّ أَميرَ الْمُؤْمِنينَ (ع) حَدَّثَنى أَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللهِ (ص) يَقُولُ:
لا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل .
چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم، چون كه پدرم اميرالمؤمنين على (ع) از جدّم رسول خدا (ص) روايت نمود:
كسى كه پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.
- مَنْ أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً ؟
مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ كانَتْ.
از حضرت سؤال شد: با شخصيّت ترين افراد چه كسى است؟
فرمود: آن كسى است كه اهميّت ندهد كه دنيا در دست چه كسى مى باشد.
![]()
هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نمايد ، خداى متعال او را به بهترين آرزوهايش مى رساند و امور زندگيش را تأمين مى نمايد.
احْذَرُوا كَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ يَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَل أرَبَعَ :
إمّا لِمَهانَة يَجِدُها في نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إلى تَصْديقِ النّاسِ إيّاهُ.
وَ إمّا لِعَىّ في الْمَنْطِقِ، فَيَتَّخِذُ الاْيْمانَ حَشْواً وَصِلَةً لِكَلامِهِ.
وَ إمّا لِتُهْمَة عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَيَرى أَنَّهُمْ لايَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْيَمينِ .
وَ إمّا لاِرْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَيْرِ تَثْبيت .
خود را از قسم و سوگند برهانيد كه همانا انسان به جهت يكى از چهار علّت سوگند ياد مى كند:
در خود احساس سستى و كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم كه او را تصديق و تأييد كنند، سوگند مى خورد.
و يا آن كه گفتارش معيوب و به دور از حقيقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقويت و جبران كند.
و يا در بين مردم متّهم است ـ به دروغ و بى اعتمادى ـ پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نمايد.
و يا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعى سخن مى گويد ـ و زبانش به سوگند عادت كرده است.
أيُّما إثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ أَحَدُهُما رِضَى الاْخَرِ، كانَ سابِقَهُ إلىَ الْجَنّةِ .
چنانچه دو نفر با يكديگر نزاع و اختلاف نمايند و يكى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پيش قدم شود، همان شخص سبقت گيرنده، جلوتر از ديگرى به بهشت وارد مى شود.
وَ اعْلَمُوا إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ الله عَلَيْكُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِماً .
توجّه داشته باشيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است، پس نسبت به نعمت ها روى، بر نگردانيد; وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.
يَا ابْنَ آدَم! اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَي اللهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْأقْدام.
اى فرزند آدم! بياد آور لحظات مرگ و خوابگاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه در پيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.
مُجالَسَةُ أهْلِ الدِّناءَةِ شَرٌّ، وَ مُجالَسَةُ أهْلِ الْفِسْقِ ريبَةٌ .
همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بدبختي خواهد گشت ، و همنشينى و مجالست با معصيت كاران موجب شكّ و بدبينى خواهد شد.
إنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ أهْلَها لِلْفَناءِ .
به درستى كه خداوند متعال دنيا ـ و اموال آن ـ را براى آزمايش افراد آفريده است،و همچنين موجودات دنيا را جهت فناء ـ و انتقال از اين دنيا به جهانى ديگر ـ آفريده است.
لا يَأمَنُ يوم الْقِيامَةِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَ اللهَ في الدُّنْيا.
كسى در روز قيامت از شدائد و احوال آن در امان نمى باشد، مگر آن كه در دنيا از خداوند متعال ترس داشته باشد - و اهل گناه و معصيت نگردد - .
لِكُلِّ داء دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الإسْتِغْفار .
براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.
مَنْ قَرَءَ آيَةً مِنْ كِتابِ الله عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِماً، يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْف مِأةُ حَسَنَة .
هركس آيه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن يكصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد.
سَبْعَةُ أشْياء لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِم :
فَأوّلُها آدَمُ (ع) ثُمَّ حَوّاء، وَ الْغُرابُ، وَ كَبْشُ إبْراهيم (ع) ، وَ ناقَةُ اللهِ، وَ عَصا مُوسى (ع) ، وَ الطَّيْرُالَّذى خَلَقَهُ عيسي بْنُ مَرْيَم (ع) .
آن هفت موجودى كه بدون خلقت در رحم مادر، آفريده شده اند، عبارتند از:
حضرت آدم (ع) و همسرش حوّاء، و كلاغى كه براى راهنمائى دفن هابيل آمد ، و گوسفندى كه براى قربانى، به جاى حضرت اسماعيل(ع) آمد، و شترى كه خداوند براى پيامبرش، حضرت صالح فرستاد ،و عصاى حضرت موسى (ع) ، و هفتمين موجود آن پرنده اى بود كه توسّط حضرت عيسى (ع)آفريده شد.
إنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباح إلاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللهِ تَعالى .
همانا ـ نامه كردار و ـ اعمال اين امّت، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.
إجْتَنِبُوا الْغِشْيانَ في اللَّيْلَةِ الَّتى تُريدُون فيها السَّفَرَ، فإنَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ كانَ جَوّالَةً .
در آن شبى كه قصد مسافرت داريد، با همسر خود زناشوئى نكنيد، كه چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى منعقد شود، بسيار متحرّك و افكارش مغشوش مى باشد.
الرّكْنُ الْيَماني بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ يَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَ إنَّ ما بَيْنَ الرُّكْنَيْنِ - الأسْوَد وَ الْيَماني - مَلَكٌ يُدْعى هُجَيْرٌ، يُؤَمِّنُ عَلى دُعاءِالْمُؤْمِنينَ .
رُكن يَمانىِ كعبه الهى، دربى از درب هاى بهشت است و مابين ركن يمانى و حجرالأسود ملك و فرشته اى است كه براى استجابت دعاى مؤمنين آمين مى گويد.
إنَّ الْغِنى وَ اْلِعزَّ خَرَجا يَجُولانِ، فَلَقيا التَّوَكُلَّ فَاسْتَوْطَنا.
عزّت و بى نيازى ـ هر دو ـ شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دويدند، چون به توكّل برخورد كردند، آرامش پيدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.
مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ .
هركس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.
مَنْ والانا فَلِجَدّى (ص) والى، وَ مَنْ عادانا فَلِجَدّى عادى .
هر كه ما را دوست بدارد و پيرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا (ص) مى باشد ، و هركس با ما دشمن و كينه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا (ص) خواهد بود.
يَا ابْنَ آدَمَ! أُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ أبْنائِكَ، كَيْفَ كانُوا، وَ حَيْثُ حَلّوُا، وَ كَأَنَّكَ عَنْ قَليل قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ .
فرمود: اى فرزند آدم! بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان ـ و دوستان ـ تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آنها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند، و بينديش كه تو نيز همانند آنها به ايشان خواهى پيوست - پس مواظب اعمال و رفتار خود باش - .
يَا ابْنَ آدَمَ، إنَّما أنْتَ أيّامٌ، كُلَّما مَضى يَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُكَ .
اى فرزند آدم، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است ـ بنابراين لحظات عمرت را غنيمت شمار كه جبران ناپذير است ـ .
مَنْ حاوَلَ أمْراً بِمَعْصِيَةِ اللهِ كانَ أفْوَتُ لِما يَرْجُو وَ أسْرَعُ لِمَجيىءِ ما يَحْذَرُ .
هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بيمناك مى باشد مبتلا مى گردد.
الْبُكاءُ
بُكاءُ الْعُيُونِ، وَ خَشْيَةُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِ اللهِ .
گريان بودن به جهت ترس از ـ عذاب ـ خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود; و فرمود:
گريان بودن چشم و خشيت داشتن دل ها يكى از نشانه هاى رحمت الهى ـ براى بنده ـ است.
لا يَكْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ .
بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه ـ اهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقايق، تبعيّت و پيروى كند.
أَهْلَكَ النّاسَ إثْنانِ:
خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ .
فرمود: دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است:
يكى ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند، و ديگرى فخر كردن ـ در مسائل مختلف ـ و مباهات بر ديگران است.
مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَيْهِ الاْفْضَلَيْنِ مُحَمَّد وَ عَلىّ، و أطاعَهُما، قيلَ لَهُ:
تَبَحْبَحْ فى أيِّ الْجِنانِ شِئْتَ.
هر شخصى كه حقّ والدينش محمّد (ص) ، و علىّ (ع) را كه با شرافت و با فضيلت ترين انسان ها هستند، بشناسد و ـ در تمام امور زندگى ـ از ايشان تبعيّت و اطاعت كند T در قيامت به او خطاب مى شود :
هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى، مى توانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى.
مَنْ طَلَبَ رِضَى اللهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ الله اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَ كَّلَهُ اللهُ إلَى النّاسِ .
هركس رضايت و خوشنودى خداوند را ـ در امور زندگى ـ طلب نمايد گرچه همه افراد از او رنجيده شوند، خداوند مهمّات و مشكلات او را كفايت خواهد نمود، و كسى كه رضايت و خوشنودى مردم را طالب گردد گر چه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند امور اين شخص را به مردم واگذار مى كند.
إنَّ شيعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَ دَغَل .
شيعيان و پيروان ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت (ع) ـ آن كسانى هستند كه افكار و درون آنها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد.
برگرفته از : گلچين احاديث معصومين
مرجع : سايت انديشه قم
بِِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ اگر خواستى بدانى كه در وجودت خير و خوشبختى هست يا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصيت و گناه ناخوشايندى، پس در وجودت خير و سعادت وجود دارد، و خداوند تو را دوست مى دارد، ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشايند باشى و به اهل معصيت عشق و علاقه ورزيدى، پس خير و خوبى در تو نباشد، و خداوند تو را دشمن دارد، و هر انسانى با هر كسى كه به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد. هركس دنبال هتك حرمت )ناموس و آبروى) ديگران نباشد، خداوند متعال او را در قيامت مورد عفو و بخشش قرار مى دهد،و هركس غضب و خشم خود را از ديگران باز دارد، خداوند نيز خشم و غضب خود را در قيامت از او بر طرف مى سازد. كسى كه در زمان غيبت امام زمان (عج) بر ايمان و ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهيد از شهداى جنگ بدر و حنين به او عطا مى فرمايد. اگر امام و حجّت خدا لحظه اى از روى زمين و از بين افراد جامعه برداشته شود، زمين اهل خود را در خود مى بلعد و فرو مى برد همان طورى كه دريا چيزهاى خود را در خود متلاطم و آشفته مى سازد. به درستى كه تمام موجودات و جانوران زمين و بلكه ماهيان دريا براى تحصيل كنندگان علوم (اسلامى و معارف الهى) تحيّت و درود مى فرستند. اگر جوانى از جوانان شيعه را نزد من بياورند كه به مسائل دين )و زندگى) آشنا نباشد، او را تنبيه و تأديب خواهم كرد تا به دنبال تحصيل مسائل دين برود. هركس درباره مسائل دين فتوا و نظريه اى دهد كه بدون علم و اطّلاع باشد، ملائكه رحمت و ملائكه عذاب او را لعن و نفرين مى كنند و گناه عمل كننده (اگر خلاف باشد) بر عهده گوينده است. نماز ستون دين است و مثالش همانند تيرك و ستون خيمه مى باشد كه چنانچه محكم و استوار باشد ميخ ها و طناب هاى اطراف آن پا بر جا خواهد بود ولى اگر ستون سُست يا كج باشد ميخ ها و طنابهاى اطراف آن نمى تواند پا برجا باشد. لَيْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لَيْسَ مِنّى، مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً، لا يَرِدُ عَلَىّ الْحَوْضَ، لا وَ اللهِ. نسبت به نماز بى اعتنا مباش و آن را سبك و ناچيز مشمار، همانا كه پيامبر خدا هنگام وفات خود فرمود: هركس نماز را سبك شمارد و يا مُسكرات بنوشد از (امّت) من نيست و بر حوض كوثر وارد نخواهد شد. عَلَى الصَّلاةِ، وَ الزَّكاةِ، وَ الْحَجِّ، وَ الصَّوْمِ، وَ الْوِلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْىء مِثْلَ ما نُودِىَ لِلْوِلايَةِ. دين مبين اسلام بر پنج پايه و اساس استوار است: نماز، زكات، خمس، حجّ، روزه، ولايت اهل بيت عصمت و طهارت (ع)، سپس افزود: آن مقدارى كه نسبت به ولايت سفارش شده است نسبت به هيچ كدام تأكيد نگرديده است و ولايت اساس و محور تمام اعمال مى باشد. هر كه خداوند را به وسيله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد،و كسى كه غير از ما اهل بيت) عصمت و طهارت( را وسيله گرداند نااميد و هلاك خواهد گشت. پاداش اعمال(بد يا خوب) در روز جمعه دو برابر ديگر روزها است، پس سعى نمائيد در اين روز نماز و صدقه و دعا بسيار انجام دهيد. هركس دنيا را به جهت يكى از اين سه حالت طلب كند: بى نيازى از مردم، آسايش و رفاه خانواده و عائله اش، كمك و رسيدگى به همسايه اش، روز قيامت در حالتى محشور مى گردد و به ملاقات خداوند متعال نايل مى شود كه صورتش همچون ماه شب چهارده، نورانى است. أداءُ الاْمانَةِ إلَى الْبِرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبِّرِ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ بِرَّيْنِ كانا اَوْ فاجِرَيْنِ. خداوند سبحان در سه چيز رخصت قرار نداده است: امانت را سالم تحويل صاحبش دادن، خواه آن كه صاحبش آدم خوبى باشد يا فاجر، وفاى به عهد نسبت به هر شخصى خوب باشد يا بد. همانا بهشت و حورالعين در انتظار افرادى است كه در نظافت و تميز كردن مسجد سعى و تلاش نمايند. همانا مؤمن در اين دنيا هر مقدارى كه دين و ايمان داشته باشد به همان اندازه مورد امتحان و آزمايش قرار مى گيرد. هذا خالِصٌ لى، فَيَقْبَلُهُ بِكَرَمِهِ. كسى به بندگى و ستايشگر حقيقى در برابر خداوند نمى رسد مگر آن كه از تمام افراد قطع اميد كند و تنها اميدش خداى يكتا باشد. در يك چنين حالتى خداوند گويد: اين عمل خالصانه براى من است و آن را مورد قبول و عنايت خود قرار مى دهد. سوگند به خدائى كه بر حقّ است، چنانچه شخصى در موردى، تقاضاى خود را به يكى از همنوعان خود بگويد و بدون توجّه به خداوند متعال درخواست كمك نمايد، خداوند درى از درهاى فقر و تنگ دستى را بر او بگشايد. ثَوابُكَ عَلَىَّ وَلا اَرْضى لَكَ ثَواباً دُونَ الْجَنَّةِ. هركس حاجتى را براى مسلمانى برآورده كند و گره از مشگلش بگشايد، خداوند متعال به او خطاب كند: ثواب و پاداش تو بر عهده من خواهد بود و غير از بهشت چيز ديگرى لايق تو نخواهد بود. إنّى مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ ألْف، أرْبَعينَ ألْفاً مِنْ شِرارِهِمْ وَ سِتّينَ ألْفاً من خِيارِهِمْ. فقال: يارَبِّ هؤُلاءِ الاْشْرار فَما بالُ الاْخْيار؟ فَأوحىَ اللهُ إلَيْهِ: إنَّهُمْ داهَنُوا أهْلَ الْمَعاصى وَ لَمْ يَغْضِبُوا لِغَضَبي. همانا خداوند متعال، براى حضرت شعيب (ع) وحى فرستاد: من از قوم تو يكصد هزار نفر را عذاب و هلاك مى نمايم كه شصت هزار نفر ايشان، اشرار و چهل هزار نفر ديگرشان از خوبان و عبادت كنندگان خواهند بود. حضرت شعيب (ع) سؤال نمود: اشرار كه مستحقّ عذاب هستند ولى خوبان را چرا عذاب مى نمائى؟ خداوند وحى نمود: به جهت آن كه اين افراد، نسبت به گناهكاران بى تفاوت بوده و با ايشان سازش مى كردند. هركس مؤمنى را طعام دهد، خداوند از ميوه هاى بهشتى روزى او گرداند. كسى كه برادرش را (و هركس كه در مسير راه بدون وسيله است) سوار وسيله نقليه خود كند (و حتّى الامكان او را به مقصد برساند) خداوند متعال او را در قيامت سوار شترى از شترهاى بهشتى مى گرداند ( كه سريع او را به مقصد برساند و از شدائد و سختى هاى محشر در امان گردد )، و به ملائكه مباهات و افتخار مى كنند. هنگامى به منزل يكى از برادران و دوستانتان وارد شديد، هر كجا به شما گفت بنشينيد، بپذيريد و همانجا بنشينيد، چون كه صاحب منزل بيش از ديگران به اسرار منزل خود آشنا و آگاه است. بهشت ( و نعمت هاى حيات بخش آن ) براى اشخاص فتنه گر و سخن چينِ آشوب طلب، حرام است. ما )اهل بيت عصمت و طهارت( كودكان خود را از دوران پنج سالگى به انجام نماز دستور مى دهيم، ولى شما (دوستان و پيروان ما) فرزندان خود را از سنين هفت سالگى وادار به نماز نمائيد. هركس جنازه اى را تشييع نمايد و چهار جانب تابوت را بر شانه خود حمل كند، خداوند چهل گناه از گناهانش را مى آمرزد. بترس از قدرت بى منتهاى خداوند متعال كه از (جهات مختلف) بر تو دارد، و از خداوند شرم و حيا كن (در انجام گناهان) به جهت آن كه از هر چيزى به تو نزديك تر است. دانش و حكمت، گمشده ي(ارزشمندى است براى) مؤمن كه هر كجا و نزد هر كس يافت شود بايد آن را دريافت نمايد. لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فِى الْمِلْحِ ما تَداوَوا إلاّ بِهِ. نمك شفابخش و درمان كننده هفتاد نوع مرض و درد خواهد بود و افزود : چنانچه مردم خواصّ نمك مى شناختند به چيزى غير از نمك مداوا و درمان نمى كردند. همانا مؤمنى كه با برادر مؤمنش ديدار و مصافحه نمايد، گناهانشان ريخته مى شود و بدون گناه از يكديگر جدا خواهند شد. تمثيل افراد حريص به مال و زيور آلات دنيا همانند كرم ابريشمى است كه هر چه اطراف خود بچرخد و بيشتر فعاليّت كند و تارهاى ابريشم را به دور خود بپيچد، خارج شدنش از بين آن تارها سخت تر گردد و چه بسا غير ممكن مى شود تا جائى كه چاره اى جز مرگ نداشته باشد. مؤمن برادر مؤمن است، بايد او را دشنام ندهد، سرزنش و بدگوئى نكند، و او را از خوبيها محروم نگرداند، و به او بدگمان نباشد. تمام كمالات )معنوى و مادّى انسان( در فقاهت و شناخت دقيق و صحيح مسائل دين و معارف الهى است ، و صبر و شكيبائى در مقابل ناملايمات، و نيز زندگى را با تدبّر و مديريت برنامه ريزى كردن مى باشد. صله رحم نمودن (پنج فايده دارد:) موجب تزكيه اعمال و عبادات مى شود، سبب رشد و بركت در اموال مى گردد، بلاها، آفات، و گرفتارى ها را دفع و بر طرف مى نمايد، حساب (قبر و قيامت) را آسان مى گرداند و مرگ و اجل (معلّق) را تأخير مى اندازد. فضيلت و برترى نماز جماعت بر نماز فُرادا و تنها، بيست و پنج درجه از مقامات بهشتى است. فَخَوْفُ اللهِ فِى السِّرَ وَ الْعَلانِيَةِ، وَ الْقَصْدُ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ كَلِمَةُ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ السّخَطِ. از اسباب نجات: ترس از خدا در خفاء و آشكارا است، رعايت اقتصاد و صرفه جوئى در تمام حالات بى نيازى و نيازمندى، نيز رعايت انصاف و گفتن سخن حقّ و عدالت در همه حالت هاى خوشى و ناراحتى. ولايت و شفاعت ما شامل نمى شود مگر افرادى را كه داراى عمل (صالح) و نيز پرهيز از گناه داشته باشند. همانا تمام كارها و حركات بندگان در هر شب جمعه بر پيغمبر اسلام عرضه مى گردد، پس حياء كنيد از اين كه عمل زشت شما را نزد پيغمبرتان ارائه دهند. هركس راه هدايت و سعادتى را بگشايد و يا به ديگران تعليم دهد، اجر و پاداش او همانند كسى است كه به آن كار خير عمل كرده باشد بدون آن كه از پاداش عمل كنندگان كسر شود. كِتْمانُ الْحاجَةِ، وَ كِتْمانُ الصَّدَقَةِ، وَ كِتْمانُ الْوَجَعِ، وَ كِتْمانُ الْمُصيبَةِ. چهار حالت از كنزهاى نيك و پسنديده است: پوشاندن نياز و حاجت خود را از ديگران، دادن صدقه و كمك به افراد به طور مخفيانه و محرمانه، دردها و مشكلات و ناراحتى ها را تحمّل كردن و هنگام مصيبت و حوادث، جزع و داد و فرياد نكردن. برگرفته از : گلچين احاديث معصومين مرجع : سايت انديشه قم
إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فيكَ خَيْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِكَ فَإنْ كانَ يُحِبُّ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفيكَ خَيْرٌ، وَاللّهُ يُحِبُّك، وَ إذا كانَ يُبْغِضُ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُحِبّ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فيكَ خَيْرٌ; وَ اللّهُ يُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.
مَنْ كَفَّ عَنْ أعْراضِ النّاسِ أقالَهُ اللّهُ نَفْسَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، وَ مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ.
مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلايَتِنا فِي غِيْبَةِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهيد مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَيْن .
لَوْ أنَّ الاْمامَ رُفِعَ مِنَ الاْرْضِ ساعَةً، لَماجَتْ بِأهْلِها كَما يَمُوجُ الْبَحْرُ بِأهْلِهِ.
إنَّ جَميعَ دَوابِّ الاْرْضِ لَتُصَلّي عَلى طالِبِ الْعِلْمِ حَتّى الْحيتانِ في الْبَحْرِ.
لَوْ أُوتيتُ بِشابٍّ مِنْ شَبابِ الشّيعَةِ لا يَتَفَقَّهُ فِي الدّينِ، لَأَوجَعْتُهُ.
مَنْ أفْتَى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْم وَ لا هُدىً، لَعَنَتْهُ مَلائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِكَةُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفَتْياهُ.
الصَّلاةُ عَمُودُ الدّينِ، مَثَلُها كَمَثَلِ عَمُودِ الْفِسْطاطِ، إذا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الاَْوْتادُ وَ الاَْطْناب، وَ إذا مالَ الْعَمُودُ وَانْكَسَرَ لَمْ يَثْبُتْ وَ تَدٌ وَ لا طَنَبٌ.
لا تَتَهاوَنْ بَصَلاتِكَ، فَإنَّ النَّبيَّ(ص) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ:
بُنِيَ الاْسْلامُ عَلى خَمْسَةِ أشْياء: ![]()
![]()
إنَّ
ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللهُ لِأحَد فيهِنَّ رُخْضةً:
إنَّ الْجَنَّةَ وَ الْحُورَ لَتَشْتاقُ إلى مَنْ يَكْسَحُ الْمَسْجِدَ، اَوْ يَأخُذُ مِنْهُ الْقَذى.
إنَّما يَبْتَلِى الْمُؤمِنُ فِى الدُّنْيا عَلى قَدْرِ دينِهِ.
لا يَكُونُ الْعَبْدُ عابِداً لِلّهِ حَقَّ عِبادَتِهِ حَتّى يَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ، فَحينَئِذ يَقُولُ:
اُقْسِمُ بِاللهِ وَ هُوَ حَقٌّ، مافَتَحَ رَجُلٌ عَلى نَفْسِهِ بابَ الْمَسْألَةِ إلاّ فَتَحَ اللهُ عَلَيْهِ بابَ فَقْر.
مَنْ قَضى مُسْلِماً حاجَتَهُ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ:
إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحى إلى شُعَيْب النَّبي(ع):
مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً، أطْعَمَهُ اللهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ.
مَنْ حَمَلَ أخاهُ عَلى رَحْلِهِ بَعَثَهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ إلىَ الْمَوْقِفِ عَلى ناقَةِ مِنْ نُوْقِ الْجَنَّةِ يُباهى بِهِ الْمَلائِكَةَ.
إذا دَخَلَ أحَدُكُمْ عَلى أخيهِ فى بَيْتِهِ، فَلْيَقَعُدْ حَيْثُ يَأمُرُهُ صاحِبُ الرَّحْلِ، فَإنَّ صاحِبَ الْبَيْتِ أعْرَفُ بِعَوْرة بَيْتِهِ مِنَ الدّاخِلِ عَلَيْهِ. ![]()
إنّا نَأمُرُ صِبْيانَنا بِالصَّلاةِ إذا كانُوا بَنى خَمْسِ سِنين، فَمُرُوا صِبْيانَكُمْ إذا كانوا بَنى سَبْعِ سِنين.
مَنْ حَمَلَ جِنازَةً مِنْ اَرْبَع جَوانِبِها، غَفَرَ اللهُ لَهُ اَرْبَعينَ كَبيرَةً.
خَفِ اللهَ تَعالى لِقُدْرَتِهِ عَلَيْكَ، وَ اسْتَحِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْكَ.
الْحِكْمَةُ ضالَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَحَيْثُ ماوَجَدَ أحَدُكُمْ ضالَّتَهُ فَلْيَأخُذْها.
فِي الْمِلْحِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعينَ داء، ثُمَّ قالَ:
إنَّ الْمُؤمِنَ إذا صافَحَ الْمُؤمِنَ تَفَرَّقا مِنْ غَيْرِ ذَنْب.
مَثَلُ الْحَريصِ عَلَى الدُّنْيا مَثَلُ ذَرْوَةِ الْقَزِّ، كُلَّما ازْدادَتْ عَلى نَفْسِها لَفّاً كانَ أبْعَدُ مِنَ الْخُرُوجِ حَتّى تَمُوتَ غَمّاً.
إنَّ الْمُؤْمِنَ أخُ الْمُؤمِنِ لا يَشْتِمُهُ، وَ لا يُحَرِّمُهُ، وَ لا يُسيىءُ بِهِ الظَّنَّ.
اَلْكَمالُ كُلُّ الْكَمالِ، التَّفَقُّهُ فِى الدّينِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النائِبَةِ، وَ تَقْديرُ الْمَعيشَةِ.
صِلِةُ الاْرْحامِ تُزَكّي الاْعْمالَ، وَ تُنْمِى الاْمْوالَ، وَ تَدْفَعُ الْبَلْوى، وَ تُيَسِّرُ الْحِسابَ، وَ تُنْسِىءُ فِى الاْجَلِ.
فَضْلُ صَلاةِ الْجَماعَةِ عَلى صَلاةِ الرَّجُلِ فَرْداً خَمْساً وَ عِشْرينَ دَرَجَةً فِى الْجَنَّةِ.
وَ أمَّا الْمُنْجِيات:
لا تَنالُ وِلايَتُنا إلاّ بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ .
إنَّ أعْمالَ الْعِبادِ تُعْرَضُ عَلى نَبيِّكُمْ كُلَّ عَشيَّةِ خَميس، فَلْيَسْتَحِ أحَدُكُمْ أنْ يُعْرِضَ عَلى نَبيِّهِ الْعَمَلَ الْقَبيح.
مَنْ عَلَّمَ بابَ هُدىً فَلَهُ مِثْلُ أجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَلايَنْقُصُ اُولئِكَ مِنْ أجُورِهِمْ .
اَرْبَعٌ مِنْ كُنُوزِالْبِرِّ:
بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ سخن و حديث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نيز مانند سخن حسين و نيز سخن او با سخن حسن يكى است و سخن حسن همانند سخن اميرالمؤمنين علىّ و كلام او از كلام رسول خدا (ص) مى باشد، كه سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود. هركس از شيعيان ما چهل حديث را حفظ كند (و به آن ها عمل نمايد)، خداوند او را دانشمندى فقيه در قيامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود. برآوردن حوائج و نيازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است. اوّلين محاسبه انسان در پيشگاه خداوند پيرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقيه عبادات و اعمالش نيز پذيرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد. إذا فَشا الزِّنا كَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِكَتِ الزَّكاةُ هَلَكَتِ الْماشِيَةُ، وَ إذا جارَ الْحُكّامُ فِى الْقَضاءِ اُمْسِكَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَةُ نُصِرُ الْمُشْرِكُونَ عَلَى الْمُسْلِمينَ. هنگامى كه چهار چيز در جامعه شايع و رايج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پديد آيد: چنانچه زنا رايج گردد زلزله ـ و مرگ ناگهانى ـ فراوان شود، چنانچه زكات و خمس اموال پرداخت نشود حيوانات نابود شود، اگر حاكمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمايند باران ـ رحمت خداوند ـ نمى بارد، و اگر اهل ذمّه تقويت شوند مشركين بر مسلمين پيروز آيند. هركس برادر )ايمانى خود را برچسبى بزند و او ) را متّهم كند از اهل آتش خواهد بود. سكوت همانند گنجى پربهاء، زينت بخش حلم و بردبارى است; و نيز سكوت، سرپوشى بر آبروى شخص نادان و جاهل مى باشد. با كسى دوستى و رفت و آمد كن كه موجب عزّت و سربلندى تو باشد، و با كسى كه مى خواهد از تو بهره ببرد و خودنمائى مى كند همدم مباش. الْفِقْهُ فى دينِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَةِ، وَالتَّقْديرُ فِى الْمَعيشَةِ. شخصيّت و كمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احكام دين، صبر در مقابل شدايد و ناملايمات، زندگى او همراه با حساب و كتاب و برنامه ريزى دقيق باشد. بر شما باد به دخول در مساجد، چون كه آنها خانه خداوند بر روى زمين است، و هر كسى كه با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهير مى نمايد و در زمره زيارت كنندگانش محسوب مى شوند. « بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، وَ لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ إلاّ بِاللهِ الْعَلىّ الْعَظيمِ » يُعيدُها سَبْعَ مَرّات، دَفَعَ اللهُ عَنْهُ سَبْعينَ نَوْعاً مِنْ أنْواعِ الْبَلاءِ، أهْوَنُهَاالْجُذامُ وَالْبَرَصُ. هر كسى بعد از نماز صبح پيش از آنكه سخنى مطرح كند، هفت مرتبه بگويد: « بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، وَ لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ إلاّ بِاللهِ الْعَلىّ الْعَظيمِ » خداوند متعال هفتاد نوع بلا از او دور گرداند كه ساده ترين آن ها مرض پيسى و جذام باشد. هركس وضو بگيرد و با حوله خشك نمايد يك حسنه دارد و چنانچه خشك نكند سى حسنه خواهد داشت. اگر افطارى روزه ات را در منزل برادر (مؤمنت) ، انجام بدهى ثوابش هفتاد برابر اصل روزه است. چنانچه انسان روزه خود را با آب جوش افطار نمايد كبدش پاك و سالم باقى مى ماند، و قلبش از كدورت ها تميز و نور چشمش قوى و روشن مى گردد. هر كه قرآن شريف را از روى آن قرائت نمايد بر روشنائى چشمش افزوده گردد، و نيز گناهان پدر و مادرش سبك شود گرچه كافر باشند. هر كه يك مرتبه سوره توحيد را تلاوت نمايد، همانند كسى است كه يك سوّم قرآن و تورات و انجيل و زبور را خوانده باشد. هر نوع ميوه و ثمره اى، مسموم و آغشته به ميكروب ها است، هر گاه خواستيد از آنها استفاده كنيد با آب بشوئيد. شلغم را اهميّت دهيد و مرتّب آن را ميل نمائيد و آن را به مخالفين معرّفى نكنيد، شلغم رگ جذام را قطع و نابود مى سازد. فِى الْوِتْرِ، وَ بَعْدَ الْفَجْرِ، وَ بَعْدَالظُّهْرِ، وَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ. در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، و بعد از نماز مغرب. هركس كه در شب جمعه براى ده نفر از دوستان مؤمن خود كه از دنيا رفته اند دعا و طلب مغفرت نمايد، از اهل بهشت قرار خواهد گرفت. شانه كردن موى سر موجب نابودى وَبا ( و مانع ريزش مو ) مى گردد، و شانه كردن ريش و محاسن ريشه دندان ها را محكم مى نمايد. چنانچه مؤمنى از برادر ايمانيش حاجتى را طلب كند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش يك افعى بر او مسلّط گرداند كه هر لحظه او را آزار رساند. اگر انسانى يكى از فرزندانش را پيش از خود (به عالم آخرت) بفرستد بهتر از آن است كه چندين فرزند به جاى گذارد و در ركاب امام زمان (عج) با دشمن مبارزه كنند. وَ قالَ : إذا بَلَغَكَ عَنْ أخيكَ شَيْىءٌ وَ شَهِدَ أرْبَعُونَ أنَّهُمْ سَمِعُوهُ مِنْهُ فَقالَ: لَمْ أقُلْهُ، فَاقْبَلْ مِنْهُ. چنانچه شنيدى كه برادرت ) يا دوستت ( چيزى بر عليه تو گفته است و او تكذيب كرد قبول كن. همچنين فرمود: اگر چيزى را از برادرت بر عليه خودت شنيدى و نيز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تكذيب كرد و گفت: من نگفته ام، حرف او را بپذير. يَحْسُنُ خُلْقُهُ، وَ سَيْتَخِفُّ نَفْسَهُ، وَ يُمْسِكُ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ، وَ يُخْرِجَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ. ايمان انسان كامل نمى گردد مگر آن كه چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نيكو باشد، نفس خود را سبك شمارد، كنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش (حقّ اللّه و حقّ النّاس ) را بپردازد. مريضان خود را به وسيله پرداخت صدقه مداوا و معالجه نمائيد، و بلاها و مشكلات را با استغفار و توبه دفع كنيد. خداوند متعال پنج نماز در بهترين اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى كنيد حوايج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست كنيد. هنگام خوردن غذا در منزل، آنچه كه اطراف سفره و ظرف مى ريزد جمع كنيد و ميل نمائيد كه در آن ها شفاى دردهاى درونى است، ولى چنانچه در بيابان سفره انداختيد،اضافه هاى آن را رها كنيد( براى جانوران) . الْبِرُّ، وَ السَّخاءُ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَةِ، وَ الْقِيامُ بِحَقِّ الْمُؤمِنِ. چهار چيز از اخلاق پسنديده پيغمبران الهى است: نيكى، سخاوت، صبر و شكيبائى در مصائب و مشكلات، اجراء حقّ و عدالت بين مؤمنين. عِنْدَ مَواقيتِ الصَّلاةِ كَيْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَيْها، وَ عِنْدَ أسْرارِهِمْ كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ إلى أمْوالِهِمْ كَيْفَ مُواساتُهُمْ لاِخْوانِهِمْ فيها. شيعيان و دوستان ما را در سه مورد آزمايش نمائيد: مواقع نماز، چگونه رعايت آن را مى نمايند. اسرار يكديگر را چگونه فاش و يا نگهدارى مى كنند. نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به ديگران رسيدگى مى كنند و حقوق خود را مى پردازند. هر كه در چهار موقع، مالك نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى، هنگام سختى و تنگ دستى، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب، خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند. يَابْنَ آدَم، أعْجِلْ فى يَوْمِكَ هذا خَيْراً، أشْهَدُ لَكَ بِهِ عِنْدَ رَبِّكَ يَوْمَ الْقيامَةِ، فَإنّى لَمْ آتِكَ فيما مَضى وَلاآتيكَ فيما بَقِىَ، فَإذا جاءَاللَّيْلُ قالَ مِثْلُ ذلِكَ. هنگامى كه روز فرا رسد گويد: تا مى توانى در اين روز از كارهاى خير انجام بده كه من در قيامت در پيشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان كه من قبلاً در اختيار تو نبودم و در آينده نيز پيش تو باقى نخواهم ماند، همچنين هنگامى كه شب فرا رسد چنين زبان حالى را خواهد داشت. وَقُورٌ عِنْدَ الْهَزاهِزِ، صَبُورٌ عِنْدَ الْبَلاءِ، شَكُورٌ عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعٌ بِما رَزَقَهُ اللّهُ، لا يَظْلِمُ الاْعْداءَ، وَ لا يَتَحامَلُ لِلاْصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعِبٌ، وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَة. سزاوار است كه هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد: هنگام فتنه ها و آشوب ها با وقار و آرام، هنگام بلاها و آزمايش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسايش شكرگزار، به آنچه خداوند روزيش گردانده قانع باشد،دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذيّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را تحميل ننمايد، جسمش خسته، ولى ديگران از او راحت و از هر جهت در آسايش باشند . هركس كه در روز جمعه فوت نمايد و از دنيا برود، و عارف به حقّ ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت (ع( باشد، از آتش سوزان دوزخ آزاد مى گردد، و نيز از عذاب شب اوّل قبر در امان خواهد بود. چه بسا شخصى به وسيله انجام گناهى از نماز شب محروم گردد، همانا تأثير گناه در )روان (انسان سريع تر از تأثير چاقو در گوشت است. به وسيله چوب ريحان و چوب انار، دندان هاى خود را خلال نكنيد، زيرا كه تحريك كننده عوامل مرض جذام و پيسى مى باشد. وَ قالَ : أخْذُ الشّارِبِ مِنَ الْجُمُعَةِ إلَى الْجُمُعَةِ أمانٌ مِنَ الْجُذامِ. كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه موجب سلامتى از جذام و پيسى و ضعف بينائى چشم خواهد شد و اگر امكان كوتاه كردن آن نباشد سر آنها را بتراش. و نيز فرمود: كوتاه كردن سبيل در هر جمعه سبب ايمنى از مرض جذام مى شود. در آن هنگامى كه وارد رختخواب خود مى شوى، با خود بينديش كه در آن روز چه نوع خوراكى ها و آشاميدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و ميل نموده اى، و در آن روز چه چيزهائى را چگونه و از چه راهى كسب و تحصيل كرده اى، و در هر حال متوجّه باش كه مرگ تو را مى ربايد، و سپس در صحراى محشر (جهت بررسى گفتار و كردارت) حاضر خواهى شد. همانا خداوند متعال، دوازده هزار جهان آفريده است كه هر يك از آنها نسبت به آسمان ها و زمين هاى هفت گانه بزرگ تر مى باشد، و من (و ديگر ائمّه دوازده گانه) از طرف خداوند بر همه آن ها حجّت و راهنما هستيم. سخنى را درباره مسائل حلال و حرام و احكام دين خدا، از راستگوى مؤمنى دريافت كنى، بهتر و ارزشمندتر است از تمام دنيا و ثروت هاى آن. برگرفته از : گلچين احاديث معصومين مرجع : سايت انديشه قم
حَديثي حَديثُ أبى،وَ حَديثُ أبى حَديثُ جَدى، وَ حَديثُ جَدّى حَديثُ الْحُسَيْنِ، وَ حَديثُ الْحُسَيْنِ حَديثُ الْحَسَنِ، وَ حَديثُ الْحَسَنِ حَديثُ أميرِالْمُؤْمِنينَ، وَحَديثُ أميرَالْمُؤْمِنينَ حَديثُ رَسُولِ اللهِ (ص)، وَ حَديثُ رَسُولِ اللهِ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
مَنْ حَفِظَ مِنْ شيعَتِنا أرْبَعينَ حَديثاً بَعَثَهُ اللهُ يَوْمَ الْقيامَةِ عالِماً فَقيهاً وَلَمْ يُعَذِّبْهُ.
قَضاءُ حاجَةِ الْمُؤْمِنِ أفْضَلُ مِنْ ألْفِ حَجَّة مُتَقَبَّلة بِمَناسِكِها، وَ عِتْقِ ألْفِ رَقَبَة لِوَجْهِ اللهِ، وَ حِمْلانِ ألْفِ فَرَس فى سَبيلِ اللهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.
أَوَّلُ ما يُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَيْهِ سائِرُ عَمَلِهِ.
إذا فَشَتْ أرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ أرْبَعَةٌ :
مَنْ عابَ أخاهُ بِعَيْب فَهُوَ مِنْ أهْلِ النّارِ.
الصَّمْتُ كَنْزٌ وافِرٌ، وَ زَيْنُ الْحِلْمِ، وَ سَتْرُالْجاهِلِ.![]()
كَمالُ الْمُؤْمِنِ فى ثَلاثِ خِصال:
عَلَيْكُمْ بِإتْيانِ الْمَساجِدِ، فَإنَّها بُيُوتُ اللهِ فِى الاْءرْضِ، و مَنْ أتاها مُتَطَهّراً طَهَّرَهُ اللهُ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ كُتِبَ مِنْ زُوّارِهِ.
مَن قالَ بَعْدَ صَلوةِ الصُّبْحِ قَبْلَ أنْ يَتَكَلَّمَ:
مَنْ تَوَضَّأَ وَ تَمَنْدَلَ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ، وَ مَنْ تَوَضَّأَ وَلَمْ يَتَمَنْدَلْ حَتّى يَجُفَّ وُضُوئُهُ، كُتِبَ لَهُ ثَلاثُونَ حَسَنَةً.
لاَفْطارُكَ فى مَنْزِلِ أخيكَ أفْضَلُ مِنْ صِيامِكَ سَبْعينَ ضِعْفاً.
إذا أفْطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْماءِ الْفاتِرِ نَقى كَبِدُهُ، وَ غَسَلَ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْبِ، وَ قَوىَّ الْبَصَرَ وَالْحَدَقَ.
مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ فِى الْمُصْحَفِ مُتِّعَ بِبَصَرِهِ، وَ خُنِّفَ عَلى والِدَيْهِ وَ إنْ كانا كافِرَيْنِ.
مَنْ قَرَءَ (قُلْ هُوَاللهُ أحَدٌ) مَرَّةً واحِدَةً فَكَأنَّما قَرَءَ ثُلْثَ الْقُرآنِ وَ ثُلْثَ التُّوراةِ وَ ثُلْثَ الاْنْجيلِ وَ ثُلْثَ الزَّبُورِ.
إنَّ لِكُلِّ ثَمَرَة سَمّاً، فَإذا أتَيْتُمْ بِها فأمسُّوهَاالْماء، وَاغْمِسُوها فِى الْماءِ.
عَلَيْكُمْ بِالشَّلْجَمِ،فَكُلُوهُ وَأديمُوا أكْلَهُ، وَاكْتُمُوهُ إلاّ عَنْ أهْلِهِ، فَما مِنْ أحَد إلاّ وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذامِ، فَأذيبُوهُ بِأكْلِهِ.
يُسْتَجابُ الدُّعاءُ فى أرْبَعَةِ مَواطِنَ :
مَنْ دَعا لِعَشْرَة مِنْ إخْوانِهِ الْمَوْتى لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ أوْجَبَ اللهُ لَهُ الْجَنَّةَ.
مِشْطُ الرَّأسِ يَذْهَبُ بِالْوَباءِ، وَ مِشْطُاللِّحْيَةِ يُشَدِّدُ الاْضْراسَ .
أيُّما مُؤْمِن سَئَلَ أخاهُ الْمُؤْمِنَ حاجَةً وَهُوَ يَقْدِرُ عَلى قَضائِها فَرَدَّهُ عَنْها، سَلَّطَ اللهُ عَلَيْهِ شُجاعاً فى قَبْرِهِ، يَنْهَشُ مِنْ أصابِعِهِ.
وَلَدٌ واحِدٌ يَقْدِمُهُ الرَّجُلُ، أفْضَلُ مِنْ سَبْعينَ يَبْقُونَ بَعْدَهُ، شاكينَ فِى السِّلاحِ مَعَ الْقائِمِ (عَجَّلَ اللهُ تَعالى فَرَجَهُ الشَّريف) .
إذا بَلَغَكَ عَنْ أخيكَ شَيْىءٌ فَقالَ لَمْ أقُلْهُ فَاقْبَلْ مِنْهُ، فَإنَّ ذلِكَ تَوْبَةٌ لَهُ.
لا يَكْمُلُ إيمانُ الْعَبْدِ حَتّى تَكُونَ فيهِ أرْبَعُ خِصال:
داوُوا مَرْضاكُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَ ادْفَعُوا أبْوابَ الْبَلايا بِالاْسْتِغْفارِ.
إنَّ اللهَ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ فى أفْضَلِ السّاعاتِ، فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ فى إدْبارِ الصَّلَواتِ.
كُلُوا ما يَقَعُ مِنَ الْمائِدَةِ فِى الْحَضَرِ،فَإنَّ فيهِ شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داء، وَلا تَأكُلُوا مايَقَعُ مِنْها فِى الصَّحارى.
أرْبَعَةٌ مِنْ أخْلاقِ الاْنْبياءِ:
إمْتَحِنُوا شيعتَنا عِنْدَ ثَلاث:
مَنْ مَلَكَ نَفْسَهُ إذا رَغِبَ، وَ إذا رَهِبَ، وَ إذَااشْتَهى، وإذا غَضِبَ وَ إذا رَضِىَ، حَرَّمَ اللهُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.
إنَّ النَّهارَ إذا جاءَ قالَ:
يَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ أنْ يَكُونَ فيهِ ثَمان خِصال:
من ماتَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عارِفاً بِحَقِّنا عُتِقَ مِنَ النّارِ وَ كُتِبَ لَهُ بَرائَةٌ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ .
إنَّ الرَّجُلَ يَذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَحْرُمُ صَلاةَ اللَّيْلِ، إنَّ الْعَمَلَ السَّيِّىءَ أسْرَعُ فى صاحِبِهِ مِنَ السِّكينِ فِى اللَّحْمِ.
لا تَتَخَلَّلُوا بِعُودِالرَّيْحانِ وَ لا بِقَضيْبِ الرُّمانِ، فَإنَّهُما يُهَيِّجانِ عِرْقَ الْجُذامِ.
تَقْليمُ الأظْفارِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ يُؤمِنُ مِنَ الْجُذامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْعَمى، وَ إنْ لَمْ تَحْتَجْ فَحَكِّها حَكّاً.
إذا أوَيْتَ إلى فِراشِكَ فَانْظُرْ ماسَلَكْتَ فى بَطْنِكَ، وَ ما كَسَبْتَ فى يَوْمِكَ، وَ اذْكُرْ أنَّكَ مَيِّتٌ، وَ أنَّ لَكَ مَعاداً.
إنَّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إثْنَيْ عَشَرَ ألْفَ عالَم، كُلُّ عالَم مِنْهُمْ أكْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَموات وَ سَبْعِ أرَضينَ، ما يُرى عالَمٌ مِنْهُمْ أنّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عالَماً غَيْرُهُمْ وَ أنَاالْحُجَّةُ عَلَيْهِمْ.
حَديثٌ فى حَلال وَ حَرام تَأخُذُهُ مِنْ صادِق خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيا وَ ما فيها مِنْ ذَهَب وَفِضَّة.
بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ
الَّذى يَجِبُ عَلَيْكُمْ وَ لَكُمْ أنْ تَقُولُوا:
إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَحُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْويلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.
بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت رسالت، محور و اساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم، همچنين ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشيم، حلال و حرام را مى شناسيم، تأويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم.
أنَا خاتَمُ الاَْوْصِياءِ، بى يَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شيعَتى.
من آخرين وصيّ پيغمبر خدا (ص) هستم ، به وسيله من بلاها و فتنه ها از آشنايان و شيعيانم دفع و برطرف خواهد شد.
أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إلى رُواةِ حَديثِنا(أحاديثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَيْكُمْ.
جهت حلّ مشكلات در حوادث (امور سياسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و...( به راويان حديث و فقهاء مراجعه كنيد كه آنها در زمان غيبت خليفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آنها مى باشم.
الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.
حقانيّت و واقعيّت با ما اهل بيت رسول الله (ص) مى باشد و كناره گيرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا كه ما دست پروره هاى نيكوى پروردگار مى باشيم ، و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.
إنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فيها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَةَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَيرِ حَمْل وَ لا وِلادَة عَلَى الصُّورَةِ الَّتى يُريدُ كَما خَلَقَ آدَمَ (ع) عِبْرَةً.
همانا بهشت جايگاهى است كه در آن آبستن شدن و زايمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نمايد، خداوند متعال بدون جريان حمل و زايمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد ، همان طورى كه حضرت آدم (ع) را آفريد.
لا يُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا يَدَّعيهِ إلاّ جاحِدٌ كافِرٌ.
كسى با ما، در رابطه با مقام ولايت و امامت مشاجره و منازعه نمى كند مگر آنكه ستمگر و معصيت كار باشد، همچنين كسى مدّعى ولايت و خلافت نمى شود مگر كسى كه منكر و كافر باشد.
إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إلاّ كَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا يَدَّعيهِ غَيْرُنا إلاّ ضالٌّ غَوىٌّ.
حقيقت (در همه موارد و امور) با ما و در بين ما اهل بيت عصمت و طهارت خواهد بود و چنين سخنى را هر فردى غير از ما بگويد دروغگو و مفترى مى باشد، و كسى غير از ما آن را ادّعا نمى كند مگر آنكه گمراه باشد.
أبَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.
همانا خداوند متعال، اباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آنكه به اتمام و كمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.
إنَّهُ لَمْ يَكُنْ لاِحَد مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَيْعَةٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى أخْرُجُ حينَ أخْرُجُ وَ لا بَيْعَةَ لاِحَد مِنَ الطَّواغيتِ فى عُنُقى.
همانا پدران من {ائمّه و اوصياء (ع)}، بيعت حاكم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آنها بود ، ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمايم كه هيچ طاغوتى بر من منّت و بيعتى نخواهد داشت.
أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَيْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.
من آن كسى هستم كه در آخر زمان با اين شمشير (ذوالفقار) ظهور و خروج مى كنم و زمين را پر از عدل و داد مى نمايم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.
اِتَّقُوا اللهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّوا الاْمْرَ إلَيْنا، فَعَلَيْنا الاْصْدارُ كَما كانَ مِنَّا الاْيراُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّيَ عَنْكُمْ.
از خدا بترسيد و تسليم ما باشيد، و امور خود را به ما واگذار كنيد، چون وظيفه ما است كه شما را بى نياز و سيراب نمائيم همان طورى كه ورود شما بر چشمه معرفت به وسيله ما مى باشد، و سعى نمائيد به دنبال كشف آنچه از شما پنهان شده است نباشيد.
أمّا أمْوالُكُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَهِّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْيَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْيَقْطَعْ.
اموال (خمس و زكات) شما را جهت تطهير و تزكيه زندگى و ثروتتان مى پذيريم، پس هر كه مايل بود بپردازد، و هر كه مايل نبود نپردازد.
إنّا نُحيطُ عِلْماً بِأنْبائِكُمْ، وَ لا يَعْزُبُ عَنّا شَيْىءٌ مِنْ أخْبارِكُمْ.
ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشناييم و چيزى از شما نزد ما پنهان نيست.
مَنْ كانَتْ لَهُ إلَى اللهِ حاجَةٌ فَلْيَغْتَسِلْ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ وَ يَأْتِ مُصَلاّهُ.
هر كه خواسته اى و حاجتى از پيشگاه خداوند متعال دارد بعد از نيمه شب جمعه غسل كند و جهت مناجات و راز و نياز با خداوند، در جايگاه نمازش قرار گيرد.
يَابْنَ الْمَهْزِيارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِكُمْ لِبَعْض، لَهَلَكَ مَنْ عَلَيْها، إلاّ خَواصَّ الشّيعَةِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ.
اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همديگر نبود، هركس روى زمين بود هلاك مى گرديد، مگر آن شيعيان خاصّى كه گفتارشان با كردارشان يكى است.
وَ أمّا قَوْلُ مَنْ قالَ إنَّ الْحُسَيْنَ (ع) لَمْ يَمُتْ فَكُفْرٌ وَ تَكْذيبٌ وَ ضَلالٌ.
و امّا كسانى كه معتقد باشند حسين (ع) زنده است و وفات نكرده، كفر و تكذيب و گمراهى است.
مِنْ فَضْلِهِ، أنَّ الرَّجُلَ يَنْسَى التَّسْبيحَ وَ يُديرُا السَّبْحَةَ، فَيُكْتَبُ لَهُ التَّسْبيحُ.
از فضائل تربت حضرت سيّدالشّهداء (ع) آن است كه چنانچه تسبيح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبيح و ذكر را دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود.
فيمَنْ أفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّداً بِجِماع مُحَرَّم اَوْ طَعام مُحَرَّم عَلَيْهِ: إنَّ عَلَيْهِ ثَلاثُ كَفّارات.
كسى كه روزه ماه رمضان را عمداً با چيز يا كار حرامى افطار (و باطل) نمايد، (غير از قضاى روزه نيز) هر سه نوع كفّاره (60 روزه، اطعام 60 مسكين، آزادى يك بنده) بر او واجب مى شود.
ألا أُبَشِّرُكَ فِى الْعِطاسِ؟
قُلْتُ: بَلى، فَقالَ: هُوَ أمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أيّام.
نسيم خادم گويد:
در حضور حضرت عطسه كردم، فرمود: مى خواهى تو را بر فوايد عطسه بشارت دهم؟
عرض كردم: بلي ، حضرت فرمود: عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد.
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ؛ مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ.
ملعون و مغضوب است كسى كه نام اصلى مرا در جائى بيان كند؛ هر كه نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.
يَعْمَلُ كُلُّ امْرِىء مِنْكُمْ ما يَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَ لْيَتَجَنَّب ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهيَّتِنا وَسَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءاً يَبْغَتُهُ فُجْأةٌ حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حُوبَة.
هر يك از شما بايد عملى را انجام دهد كه سبب نزديكى به ما و جذب محبّت ما گردد، و بايد دورى كند از كردارى كه ما نسبت به آن، ناخوشايند و خشمناك مى باشيم، پس چه بسا شخصى در لحظه اى توبه كند كه ديگر به حال او سودى ندارد و نيز او را از عِقاب و عذاب الهى نجات نمى بخشد.
إنَّ الاْرْضَ تَضِجُّ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَوْلِ الاْغْلَفِ أرْبَعينَ صَباحاً.
زمين تا چهل روز از ادرار كسى كه ختنه نشده است ناله مى كند.
سَجْدَةُ الشُّكْرِ مِنْ ألْزَمِ السُّنَنِ وَ أوْجَبِها.
سجده شكر پس از هر نماز از بهترين و ضرورى ترين سنّتها است.
إنّى لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ، كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ.
به درستى كه من سبب آسايش و امنيّت براى موجودات زمينى هستم، همان طورى كه ستاره ها براى اهل آسمان امان هستند.
قُلُوبُنا اَوْعِيَةٌ لِمَشيَّةِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.
قلوب ما ظرف هائى است براى مشيّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نيز مى خواهيم.
إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَةَ بِنا إلى غَيْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.
خدا با ما است و نيازى به ديگران نداريم، و حقّ با ما است و هر كه از ما روى گرداند باكى نداريم.
ما أُرْغَمَ أنْفَ الشَّيْطانِ بِشَيْىء مِثُلِ الصَّلاةِ.
هيچ چيزى و عملى همانند نماز، بينى شيطان را به خاك ذلّت نمى مالد و او را ذليل نمى كند.
لا يَحِلُّ لاِحَد أنْ يَتَصَرَّفَ فى مالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إذْنِهِ.
براى هيچكس جائز نيست كه در اموال و چيزهاى ديگران تصرّف نمايد مگر با اذن و اجازه صاحب و مالك آن.
فَضْلُ الدُّعاءِ وَ التَّسْبيحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقيبِ النَّوافِلِ كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.
فضيلت تعقيب دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب نسبت به بعد از نمازهاى مستحبّى همانند فضيلت نماز واجب بر نماز مستحبّ مى باشد.
أفْضَلُ أوْقاتِها صَدْرُا النَّهارِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ.
(براى انجام نماز جعفر طيّار) بهترين و با فضيلت ترين اوقات ، پيش از ظهر روز جمعه خواهد بود.
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أخَّرَ الْغَداةَ إلى أنْ تَنْقَضِى النُّجُومُ.
ملعون و نفرين شده است آن كسى كه نماز صبح را عمداً تأخير بيندازد تا موقعى كه ستارگان ناپديد شوند.
إنَّ اللهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إحْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.
همانا خداوند متعال، ما اهل بيت را به وسيله احسان و نعمت هايش قانع و خودكفا گردانده است.
إنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَيْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْكَرَنى فَلَيْسَ مِنّى، وَ سَبيلُهُ سَبيلُ ابْنِ نُوح.
بين خداوند و هيچ يك از بندگانش، خويشاوندى وجود ندارد (و براى هركس به اندازه اعمال و نيّات او پاداش داده مى شود) ، هركس مرا انكار نمايد از (شيعيان و دوستان) ما نيست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (ع) خواهد بود.
أما تَعْلَمُونَ أنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إمّا ظاهِراً وَ إمّا مَغْمُوراً.
آگاه و متوجه باشيد كه در هيچ حالتى، زمين خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، يا به طور ظاهر و آشكار، و يا به طور مخفى و پنهان.
إذا أذِنَ اللهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ.
چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بيان حقايق را به ما بدهد، حقانيّت آشكار مى گردد و باطل نابود مى شود و خفقان و مشكلات برطرف خواهد شد.
وَ أمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بى فى غَيْبَتى فَكَالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَيَّبَها عَنِ الاْبْصارِ السَّحابُ.
چگونگى بهره گيرى و استفاده از من در دوران غيبت همانند انتفاع از خورشيد است در آن موقعى كه به وسيله ابرها از چشم افراد ناپديد شود.
وَاجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَكُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَيَّ وَ عَلَيْكُمْ.
هدف و قصد خويش را نسبت به محبّت و دوستى ما ) اهل بيت عصمت و طهارت ( بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احكام الهى قرار دهيد، پس همانا كه موعظه ها و سفارشات لازم را نموده ام، و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مى باشد.
أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللهِ، وَ كَذَبَ الْوَقّاتُونَ.
زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هركس زمان آن را معيّن و معرّفى كند ، دروغ گفته است.
أكْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِكَ فَرَجَكُمْ.
براى تعجيل ظهور من (در هر موقعيّت مناسبى) بسيار دعا كنيد كه در آن فرج و حلّ مشكلات شما خواهد بود.
دَفَعَ إلَيَّ دَفْتَراً فيهِ دُعاءُالْفَرَجِ وَ صَلاةٌ عَلَيْهِ، فَقالَ عليه السلام : فَبِهذا فَادْعُ.
يكى از مؤمنين به نام أبومحمّد، حسن بن وجناء گويد :
زير ناودان طلا در حرم خانه خدا بودم كه حضرت ولىّ عصر امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف را ديدم، دفترى را به من عنايت نمود كه در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود، سپس فرمود: به وسيله اين نوشته ها بخوان و براى ظهور و فرج من دعا كن و بر من درود و تحيّت بفرست.
برگرفته از : گلچين احاديث معصومين
مرجع : سايت انديشه قم
بِِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ
يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.
اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى، راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است تا هميشه غنى و بى نياز باشى، نسبت به همسايگان و همنشينان خود نيكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى، با افراد(مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى ديگران همانگونه با تو بر خورد نمايند.
وَ نَحْنُ رَيْحانَتا رَسُولِ اللّهِ، وَ سَيِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنّةِ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ يَتَقَدَّمُ، اَوْ يُقَدِّمُ عَلَيْنا اَحَداً.
و ما دو نفر ]يعنى امام حسن مجتبي(ع) و برادرش امام حسين (ع)[ ريحانه رسول اللّه(ص)، و دو سرور جوانان اهل بهشت هستيم، پس خدا لعنت كند كسى را كه بر ما پيشقدم شود، يا ديگرى را بر ما مقدّم دارد.
وَ إنّ حُبَّنا لَيُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنى آدَم، كَما يُساقِطُ الرّيحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.
همانا محبّت و دوستى با ما ]اهل بيت رسول اللّه(ص)[ سبب ريزش گناهان ]از نامه اعمال[ مى شود، همان طورى كه وزش باد برگ درختان را مى ريزد.
لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ يَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا يُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ.
شخصى از ميان شماها رفت كه در گذشته مانند او نيامده است، و كسى در آينده نمى تواند هم تراز او قرار گيرد.
مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَةٌ مُجابَةٌ، إمّا مُعَجَّلةٌ وَإمّا مُؤجَلَّةٌ.
كسى كه قرآن را] با دقّت[ قرائت نمايد در پايان آن ]اگر مصلحت باشد[ دعايش سريع مستجاب خواهد شد، ]و اگر مصلحت نباشد[ در آينده مستجاب مى گردد.
إنّ هذَا الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ وَشِفاءُ الصُّدُورِ.
همانا در اين قرآن چراغ هاى هدايت به سوى نور و سعادت موجود است و شفاى سينه ها است.
مَنَ صَلّى، فَجَلَسَ فى مُصَلاّه إلى طُلُوعِ الشّمسِ كانَ لَهُ سَتْراً مِنَ النّارِ.
هر كه نماز (صبح) را بخواند، و در جايگاه خود بنشيند تا خورشيد طلوع كند برايش پوششى از آتش خواهد بود.
إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ، فَيَسْتَبِقُونَ فيهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا وَ قَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.
خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود ميدان مسابقه قرار داد، پس عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودى الهى از يكديگر سبقت خواهند گرفت، و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمايند.
مَنْ أدامَ الاْخْتِلافَ إلَى الْمَسْجِدِ أصابَ إحْدى ثَمان:آيَةً مُحْكَمَةً،أَخاً مُسْتَفاداً، وَعِلْماً مُسْتَطْرَفاً، وَرَحْمَةً مُنْتَظِرَةً، وَكَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدى، اَوْ تَرُدُّهُ عَنْ الرَّدى، وَ تَرْكَ الذُّنُوبِ حَياءً اَوْ خَشْيَةً.
هركس جايگاه ]عبادات[ خود را در مسجد قرار دهد يكى از هشت فايده شاملش مى گردد:برهان و نشانه اى ]براى معرفت[، دوست و برادرى سودمند، دانش واطلاعاتى جامع، رحمت و محبّت عمومى، سخن و مطلبى كه او را هدايتگر باشد، ]توفيق اجبارى[ در ترك گناه به جهت شرم از مردم و يا به جهت ترس از عِقاب.
مَنْ أكْثَرَ مُجالِسَة الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّيادَةِ فى نَفْسِهِ، وَكانَتْ لَهُ وَلايَةٌ لِما يَعْلَمُ وَ إفادَةٌ لِما تَعَلَّمَ.
هر كه با علماء بسيار مجالست نمايد سخنش و بيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشه اش باز و توسعه مى يابد، و بر معلوماتش افزوده مى گردد، و به سادگى مى تواند ديگران را هدايت نمايد.
تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطيعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُيُوتِكُمْ.
علم و دانش را ]از هر طريقى[ فرا گيريد، و چنانچه نتوانستيد آن را در حافظه خود نگه داريد ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود در جاى مطمئن قرار دهيد.
مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهِدَ فيها.
هركس خدا را بشناسد ]در عمل و گفتار[ او را دوست دارد، و كسى كه دنيا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.
هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاث:
اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ .
فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ، وَبِهِ لُعِنَ إبْليسُ وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَمِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ.
هلاكت و نابودى دين و ايمان هر شخص در سه چيز است:
تكبّر، حرص، حسد.
تكبّر سبب نابودى دين و ايمان شخص مى باشد، و به وسيله تكبّر شيطان ]با آن همه عبادت[ ملعون گرديد.حرص و طمع دشمن شخصيّت انسان است، همان طورى كه حضرت آدم(ع) به وسيله آن از بهشت خارج شد.حسد سبب همه خلاف ها و زشتى ها است، و به همان جهت قابيل برادر خود هابيل را به قتل رساند.
بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ أرْبَعُ أصابِع، ما رَأَيْتَ بَعَيْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَقَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَيْكَ باطِلاً كَثيراً.
بين حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، آنچه را كه با چشم خود ببينى حقّ است، و آنچه را شنيدى يا آن كه برايت نقل كنند چه بسا باطل باشد.
ألْعارُ أهْوَنُ مِنَ النّارِ .
سرزنش و ننگ شمردن مردم انسان را آسان تر است از معصيت و گناهى كه موجب آتش جهنّم شود.
إذا لَقى أحَدُكُمْ أخاهُ فَلْيُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.
وقتى انسان برادر مؤمن ]و دوست[ خود را ملاقات نمود، بايد پيشانى و سجده گاه او را ببوسد.
إنَّ اللّهَ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَلَيْسَ بِتارِكِكُمْ سُدًى كَتَبَ آجالَكُمْ وَقَسَّمَ بَيْنَكُمْ مَعائِشَكُمْ لِيَعْرِفَ كُلُّ ذى لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ وأنَّ ماقَدَرَ لَهُ أصابَهُ وَما صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ يُصيبَهُ مَنْ عَبَدَ اللّهَ، عبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْء .
خداوند شما انسان ها را بيهوده و بدون غرض نيافريده و شما را آزاد رها نكرده است. لحظات آخر عمر هر يك معيّن و ثبت مى باشد. نيازمندى ها و روزى هركسي سهميّه بندى و تقسيم شده است تا آنكه موقعيّت و منزلت شعور و درك اشخاص شناخته گردد. هر كسى كه خداوند را عبادت و اطاعت كند، خداى متعال همه چيزها را مطيع او گرداند.
لِبَعْضِ وُلْدِهِ:
يا بُنَيَّ! لا تُواخِ أحَداً حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَإذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَةَ، وَ رَضيتَ الْعِشْرَةَ، فَآخِهِ عَلى إقالَةِ الْعَثْرَةِ، وَ الْمُواساةِ فىِ الْعُسْرَةِ.
اى پسرم! با كسى دوستى و برادرى بر قرار نكن مگر آن كه او را از هر جهت بشناسى و مورد اطمينان باشد، پس هنگامى كه چنين فردى را يافتى در همه امور با او باش.
عَنِ الْبُخْلِ؟
فَقالَ: هُوَ أنْ يَرىَ