تبليغاتX

دعا و مناجات
حضرت ادریس(ع)

 به نام خداوند بخشنده مهربان

 

پيامبري ادريس (ع)

حضرت ادريس(ع) از جمله پيامبرانى است كه در قرآن، از آنان ياد شده است خداى سبحان فرمود:

« وَإِسْمعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَاالْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصّابِرِينَ »

سوره مباركه انبياء ، آيه 85

« وَاذكُرْ فِى الكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيّاً * وَرَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيّاً »

سوره مباركه مريم ، آيات 56 - 57

 

قرآن ، وى را به صفاتى، چون صبر ، راستگويى و برخوردار از مقام برجسته توصيف فرموده است.

نظر دانشمندان درباره وى اين است كه او نخستين پيامبرى بود كه جبرئيل(ع) براى ارشاد و هدايت نسل قابيل - فرزند حضرت آدم (ع) -  بر او وحى نازل كرد تا از طغيان و سركشى و كفر خويش دست برداشته و به پيشگاه خداوند توبه نمايند، و طبق دستوراتِ آيين او زندگى كنند.

قرآن ، درباره زندگى و دستوراتِ دين و آيين ادريس(ع) مشروحاً سخن نگفته است، چنانكه سند تاريخى و پا برجايى هم از زندگى او در دست نيست. معتبرترين كتابى كه درباره او سخن گفته "تاريخ الحكماء" است كه در اينجا به بيان برخى مطالب پراكنده‏اى كه در آن وجود دارد، مى‏پردازيم، البته نه به عنوان اين‏ كه اين مطالب حقايقى بى‏چون و چراست، بلكه از باب آگاهى.

  

نظريه يك

انديشمندان در مورد زادگاه و محل نشو و نماى آن حضرت اختلاف دارند. عده‏اى گفته‏اند: وى در مصر متولد شده و او را "هرمس الهرامسه" ناميده‏اند و زادگاهش در «منف» (نام شهرى در مصر) است و نيز گفته‏اند نام وى به زبان يونانى "ارميس"بوده كه معناى عربى آن "هرمس" و به زبان عبرى "خنوخ" و در عربى "اخنوخ" تلقى شده است و خداى مهربان او را در قرآن كه به زبان عربى آشكار نازل شده "ادريس" خوانده است. هرمس (ادريس) از مصر بيرون رفت و در زمين گردش كرد و سپس به آن سرزمين بازگشت، [سرانجام‏] خداوند او را در سن هشتاد و دو سالگى به نزد خود بالا برد (از دنيا رفت) .

 

نظريه دو

دسته‏اى ديگر معتقدند كه، ادريس(ع) در بابِل متولّد و در همانجا بزرگ شد. وى در اوايل عمر خويش از علوم شيث بن آدم كه جدّ اعلاى او بود بهره مى‏جست و آنگاه كه به حدّ كمال رسيد، خداوند بدو نبوّت و پيامبرى عنايت فرمود. آن حضرت، مردمِ فاسد را از مخالفتِ با آيين حضرت آدم و شيث(ع) نهى مى‏كرد و [در اين راستا] عده‏اى اندك از او اطاعت كرده و بيشتر آنان با وى به مخالفت برخاستند . از اين رو او و پيروانش از آن سامان بيرون رفته تا به مصر رسيدند.

ادريس (ع) و همراهانش در مصر اقامت گزيدند و مردم را به امر به معروف و نهى از منكر و اطاعت از خداى مهربان دعوت كرد، چنان‏ كه گفته شده :

وى مردم را به آيين الهى و يگانگى خدا و پرستش آفريدگار و رهايى مردم از عذاب آخرت به وسيله كردار شايسته در دنيا دعوت نمود و آنها را بر بى‏رغبتى به دنيا و رفتار عادلانه تشويق كرد و دستور داد تا آنگونه كه وى مى‏گويد نماز به جاى آورند و دستور داد ايام مشخصى در هر ماه روزه بگيرند و آنها را به جهاد براى مبارزه با دشمنانِ دين و آيين خود تشويق و براى دستگيرى از مستمندان به آنان دستور پرداخت زكات را صادر فرمود.

جمله ي« الايمان بالله يورث الظفر : ايمان به خدا پيروزى را در پى دارد» برنگين انگشترى وى منقوش بود و بر كمربندى كه هنگام نماز ميّت مى‏پوشيد، اين جمله نوشته شده بود:

« السعيد من نظر لنفسه و شفاعته عند ربه اعماله الصالحه : سعادتمند كسى است كه در كارهاى خويش بينديشد و كارهاى شايسته وى شفيع او نزد پروردگارش خواهد بود.»

 

از جمله گفتار آن حضرت اين است كه فرمود:

هرگز كسى نمى‏تواند خدا را بر نعمت‏هايش سپاس گويد، آنگونه كه او نسبت به بندگانش عطا و بخشش فرموده است.

خدا را با نيّت خالص بخوانيد و روزه و نمازهاى خويش را نيز خالصانه به جا آوريد.

نسبت به دنيادارىِ مردم ، حسد نورزيد. زيرا بهره‏ورى آنان اندك است.

كسى كه از حد كفايتِ زندگى، قانع نباشد، هيچ چيز او را بى‏نياز نمى‏كند.

حيات و زندگىِ روح، در حكمت نهفته است.

 

پـــايــان

برگرفته از :كتاب "همراه با پيامبران در قرآن"

مرجــع : سـايت تبيـان – كتابخـانه فـارسي

 


 

پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 11:58 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


حضرت آدم (ع) - قسمت چهارم [پایان]

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

بخشيده شدن آدم(ع) و خروج از بهشت

خداوند توبه آدم(ع) را پذيرفت: 

 

« فَتَلَقّى‏ آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحِيمُ » .

آدم از خداى خود كلماتى آموخت كه موجب پذيرفتن توبه او شد، زيرا خداوند توبه‏پذير و مهربان است.
ولى خداوند آدم و حوا را از بهشت به زمين فرود آورد و آنها را آگاه ساخت كه فرزندانشان با يكديگر دشمنى مى‏كنند. آنها بايد در زمين اقامت گزينند و آن را آباد سازند و تا پايان عمرشان از آن بهره‏مند شوند و خداى سبحان نيز آنها را رهنمون شود. هر كس از هدايت الهى پيروى كند در دنيا مرتكب گناه نشده و هرگز در آن به بيچارگى نمى‏افتد:

 

«قالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِى الأَرضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى‏ حِينٍ * قالَ فِيها تَحْيَوْنَ وَفِيها تَمُوتُونَ وَمِنْها تُخْرَجُونَ ».

خداوند فرمود :« از بهشت فرود آييد كه برخى از شما با برخى ديگر مخالف و دشمنيد و زمين تا زمانى معين، جايگاه شماست» و فرمود:« در اين زمين زندگانى كنيد و در آن بميريد و از آن برانگيخته خواهيد شد. »

« قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّى هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُداىَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقى » .

خداوند [به آدم و حوا و شيطان‏] فرمود: « همگى از بهشت فرود آييد كه برخى از شما با برخى ديگر دشمن هستيد تا اين‏كه از جانب من برايتان راهنمايى بيايد، پس هر كسى از راه من پيروى كند، هيچ‏گاه گمراه و بيچاره نخواهد شد. »              

بهشتى كه جايگاه آدم (ع) بود

مفسّران پيرامون بهشتى كه خداوند حضرت آدم(ع) را در آن جاى داد و به او دستور داد تا از آن فرود آيد، اختلاف ‏نظر دارند كه آيا در زمين بوده است يا در آسمان. آنچه رجحان دارد اين است كه به چند دليل اين بهشت در زمين بوده است:

 

1.خداى سبحان آدم را در زمين آفريد، چنان كه در فرموده خداى متعال آمده است:

« إِنِّى جاعِلٌ فِى الأَرضِ خَلِيفَةً ».

در پى آن، خداوند بيان نفرموده كه وى را به آسمان منتقل كرده است.

 

2.خداوند، بهشت موعود (بهشت جاودان) را در آسمان توصيف فرموده است. پس اگر آدم(ع) در اين بهشت جاى داشت، شيطان جرأت نمى‏كرد به او بگويد:

 

« هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الخَلْدِ وَمُلْكٍ لا يَبْلى‏» .

 آيا تو را به درختى جاودانه و سلطنتى كهنه نشدنى راهنمايى كنم».

 

3. بهشت جاودان، جايگاه نعمت‏هاى خداست نه جاى تكليف و حال آن كه خداوند به آدم و حوا دستور داد كه از ميوه آن درخت تناول نكنند.

 

4. خداوند در وصف كسانى كه در بهشت جاودان آسمان وارد مى‏شوند، فرموده است:

 

« وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ » .

و آنان از بهشت بيرون نمى‏روند  ؛

 

« وَأَمّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِى الجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها »

سعادتمندان در بهشت جاودان به‏سر مى‏برند .

در حالى كه آدم و حوا از بهشتى كه در آن وارد شده بودند، رانده شدند. بنابراين متعيّن است كه آن بهشت، غير از بهشتى است كه در قرآن به مؤمنين وعده داده شده است.

5. گذشته از اينها، هنگامى كه شيطان از سجده بر آدم سر برتافت، مورد لعن قرار گرفت و از بهشت بيرون رانده شد، بنابراين اگر اين بهشت، همان بهشت جاودان بود، شيطان قادر نبود با وجود خشم خدا به آن راه يابد و آدم و حوا را بفريبد .

 

نتیجه گیری

بنابراين روشن شد، بهشتى كه خداوند آدم را در آن جاى داده، غير از بهشت جاودانى است كه در آسمان وجود دارد و اين منافاتى ندارد با اين كه بهشتى كه خداوند آدم(ع) را در آن جاى داده از ساير نقاط زمين بلندتر و داراى درخت، ميوه، سايه و ديگر نعمت‏هاى الهى بوده و همين بهشت را خداوند اينگونه توصيف فرموده است:

 

« إِنَّ لَكَ أَلّا تَجُوعَ فِيها وَلا تَعْرى‏ * وَأَنَّكَ لا تَظْمَؤُاْ فِيها وَلا تَضْحى‏ »

در آن بهشت همه چيز برايت مهيّاست، نه گرسنه مى‏مانى و نه برهنه و عريان مى‏گردى و نه تشنه مى‏شوى و نه حرارت خورشيد به تو مى‏رسد .

يعنى اين بهشتى است كه در آن گرسنه نمى‏شوى و از پوشش خود برهنه نمى‏شوى و درونت را حرارت تشنگى و ظاهرت را حرارت خورشيد آزار نمى‏دهد، ولى هنگامى كه آدم و حوا از آن درخت تناول كردند به زمين پر از بدبختى و رنج و مصيبت و امتحان فرود آمدند.

لازم به ذكر است آن دسته از كسانى كه معتقدند آدم و حوا در بهشت جاودانى آسمان مى‏زيسته‏اند و

سپس به امر خداوند به زمين فرود آمده‏اند، به آيه شريفه :

 

« قُلْنا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً »

استناد كرده‏اند. [امّا] به اين مطلب پاسخ داده شده كه « هبوط» به معناى انتقال از نقطه‏اى به نقطه ديگر است، چنان كه خداى متعال فرموده است:

 

« اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ » .

 

پـــايــان

برگرفته از :كتاب "همراه با پيامبران در قرآن"

مرجــع : سـايت تبيـان – كتابخـانه فـارسي

 


 

پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 11:37 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


حضرت آدم (ع) - قسمت سوم

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

آدم در دام فريب شيطان

 

آنگاه كه خداوند آدم و همسرش را در بهشت جاى داد، استفاده از همه چيزها را برايشان حلال شمرد تا از ميوه‏هاى بهشت هر چه كه ميل دارند، تناول كنند و تنها آنها را از [خوردن ميوه‏] يك درخت برحذر داشت و بدان‏ها دستور داد كه نزديك آن نشوند و از ميوه آن نچشند و اگر چنين كنند به مخالفت با امر خدا پرداخته و به نفس خويشتن ظلم روا داشته‏اند و بر اين كار كيفر خواهند شد.

از آن جايي كه شيطان در اين دستور - (نهى) الهى- روزنه‏اى براى گمراه ساختن آدم‏ و همسرش يافت، در دل شادمان شده، به گفتگو با ايشان و فريب آنها پرداخت تا سرانجام از ميوه آن درخت تناول كنند تا اين امر منجر به آشكار شدن زشتى‏ها (عورت‏هاى) آنان ‏شود.

شيطان بر فريبكارى خود اصرار و پافشارى ورزيد و به آنها وا نمود كرد كه خداوند براى اين كه آن دو به صورت فرشته در نيايند و براى هميشه دربهشتِ پر از نعمت‏ باقى نمانند، آنها را از تناول ميوه آن درخت منع كرده است و در آخرسوگند خورد كه‏وى دلسوز و خيرخواه آنان است.

خداى متعال مسأله را اين گونه بيان كرده است:

« وَيا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَلا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ *فَتَكُونا مِنَ الظّالِمِينَ*فَوَسْوَسَ لَهُما الشَّيْطانُ لِيُبْدِىَ لَهُما ما وُرِىَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَقالَ مانَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الخالِدِينَ * وَقاسَمَهُما إِنِّى لَكُما لَمِنَ النّاصِحِينَ .»

« اى آدم تو و همسرت در بهشت جاى گيريد و هر چه خواستيد تناول كنيد و نزديك اين درخت نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود، شيطان آن دو را وسوسه كرد تا زشتى‏هاى پوشيده آنها را پديدار كند، شيطان بدان‏ها گفت: خدايتان شما را از اين درخت منع نكرد مگر اين كه مبادا دو فرشته باشيد و يا جاودانه بمانيد و برايشان سوگند خورد كه خيرخواه شما هستم .»            

اشتباه آدم(ع)

آدم و حوا فراموش كردند كه شيطان دشمن آنهاست و در دام امتحان قرار گرفته‏اند.از اين ‏رو از ميوه آن درخت تناول كردند و آنگاه كه مزه آن را چشيدند عورت آنان پديدار شد.

پيش از آن هيچ يك از ايشان عورت ديگرى را مشاهده نكرده بودند، لذا از شدت حيا و شرم درصدد برآمدند تا با برگ درختان عورت‏هاى خود را بپوشانند. [در اين هنگام‏] پروردگارشان آنها را ضمن نكوهش، مخاطب قرار داد و فرمود:" آيا شما را از خوردن ميوه آن درخت برحذر نداشتم و شما را آگاه نساختم كه شيطان‏ دشمن آشكار شماست؟ "

آدم و حوا احساس كردند كه مرتكب معصيتى بزرگ شده‏اند،بنابراين به شدّت پشيمان شده، به پيشگاه خداى خويش تضرع و زارى كردند و عرضه‏داشتند: « پروردگارا، ما با نافرمانى تو و مخالفت دستورت به خويشتن ظلم روا داشتيم، ما را ببخشا و از ما درگذر، اگر تو ما را با فضل و كرمت نبخشايى و از ما در نگذرى در زمره زيانكاران خواهيم بود ».

 

قرآن اين واقعه را چنين تشريح كرده است:

« فَدَلّاهُما بِغُرُورٍ فَلَمّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَطَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الجَنَّةِ وَناداهُما رَبُّهُما أَلَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُما الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ * قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الخاسِرِينَ . »

« پس آنها را به دروغ و فريب راهنمايى كرد و آنگاه كه از [ميوه‏] آن درخت تناول كردند، زشتي هايشان [عورت‏] آشكار شد و بر آن شدند تا از برگِ درختان بهشت خود را بپوشانند. خداوند آنها را مخاطب قرار داد كه : مگر من شما را از اين درخت منع نكردم و به شما نگفتم كه شيطان دشمن آشكار شماست؟ عرض كردند : پروردگارا، ما به خويشتن ستم روا داشتيم، اگر ما را نبخشايى و ازما در نگذرى، قطعاً در زمره زيانكاران خواهيم بود . »

 

  ادامه دارد ..


 

پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 9:51 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


حضرت آدم (ع) - قسمت دوم

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

آدم (ع) و شیطان

رانده شدن ذلت بار شيطان از بهشت، پاداش عناد، تكبّر و سرپيچى وى از سجده بر آدم (ع)بود. شيطان از پروردگار خويش درخواست كرد كه تا روز قيامت او را زنده نگاه‏ دارد. خداى متعال نيز بنا به حكمتى كه اراده فرموده بود ، بدو پاسخ مثبت داد. ابليس درخواست خود را اين گونه بيان كرد :"پروردگارا ! به دليل اين كه به هلاكت [راندن‏] من حكم كردى، سوگند مى‏خورم تمام تلاشم را به كار ببرم و فرزندان آدم را گمراه كرده، آنها را از راه تو منحرف سازم و در اين راه از هيچ تلاشى دريغ نخواهم كرد و از هر راهى كه بتوانم به سراغ آنان رفته، از غفلت و ضعف آنها استفاده خواهم كرد تا آنان را فريفته، به فساد و تباهى بكشانم و بيشتر آنها را از شكرگزارى تو منصرف سازم ". ولى خداوند او را نكوهش كرد و فرمود: "اى نكوهيده و طرد شده از رحمت من، از بهشت بيرون رو، سوگند مى‏خورم كه جهنم را از تو و همه پيروانت، از فرزندان آدم آكنده خواهم ساخت".

اين مطلب را خداوند متعال در قرآن چنين بيان فرموده است:

قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصّاغِرِينَ* قالَ أَنْظِرْنِى إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قالَ إِنَّكَ مِنَ المُنْظَرِينَ* قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ المُسْتَقِيمَ* ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمانِهِمْ وَعَنْ شَمائِلِهِمْ وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ* قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذءُوماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعِينَ .

« سوره مباركه اعراف ، آيات 13- 18»

خدا به شيطان فرمود : "از اين مقام و جايگاه فرود آى، تو را سزاوار نيست كه بزرگى و نخوت ورزى، برون رو كه تو از زمره پست‏ترين فرو مايگانى" . شيطان گفت: "حال كه ]رانده شدم‏] مرا تا قيامت مهلت ده". خداوند فرمود: "البته مهلت دارى"، شيطان گفت: "چون تو مرا گمراه ساختى من نيز بندگانت را از راه راست تو گمراه خواهم ساخت و آن‏گاه از پيش روى و پشت سر و سمت راست و چپ آنان در مى‏آيم تا بيشتر آنان شكرگزار تو نباشند". خدا به شيطان فرمود: "برون شو كه تو فرومايه و مطرودى، جهنم را از تو و هر آن كس از آنان كه پيروى تو كنند، مملوّ خواهم ساخت".

در قرآن گاهى تصميم شيطان بر فريب آدم - جز بندگان شايسته خدا - به تصوير كشيده شده است :

« وَإِذ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلّا إِبْلِيسَ قالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً * قالَ أَرَأَيْتَكَ هذا الَّذِى كَرَّمْتَ عَلَىَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى‏ يَوْمِ القِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلّا قَلِيلاً * قالَ اذهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً * وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشارِكْهُمْ فِى الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلّا غُرُوراً * إِنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَكَفى‏ بِرَبِّكَ وَكِيلاً

« سوره مباركه اسراء ، آيات 61 - 65»

« و آنگاه كه فرشتگان را امر به سجده آدم كرديم، همه سجده كردند مگر شيطان كه گفت: "آيا بر كسى كه او را از گِل آفريده‏اى سجده كنم؟ " . شيطان گفت: " آيا اين آدم خاكى را بر من برترى دادى، اگر مرا تا روز قيامت نگاه‏ دارى، همه فرزندان آدم را - جز اندكى - مهار كرده و به هلاكت مى‏كشانم ". خداوند فرمود: "برو ، هركس از فرزندان آدم كه از تو پيروى كند با تو به جهنم كه پاداش كامل شماست، درخواهد آمد، با فرياد خويش و لشكر سواره و پياده‏ات آنها را بلغزان و در اموال و فرزندان با آنان شركت جو و بدان‏ها وعده بده و شيطان جز عده ای را فريب نمى‏دهد . تو بر بندگان من تسلط نخواهى داشت و يارى خداوند بسنده است . »

               

 آفرينش حوا

 

خداوند به آدم(ع) دستور داد تا با همسرش در بهشت مسكن گزينند. دانشمندان، در مورد زمان آفرينش حوا اختلاف نظر دارند. بنا به قولى، هنگامى كه خداوند پس از راندن شيطان از بهشت، آدم را در آن جاى داد؛ وى در بهشت تنها ماند و كسى كه با او مأنوس شود در آن‏جا وجود نداشت. خداى متعال خواب را بر او چيره ساخت و سپس دنده‏اى از دنده‏هاى سمت چپ سينه او را برگرفت و جاى آن گوشتى قرار داد و حوا را از آن آفريد. هنگامى كه آدم(ع) از خواب بيدار شد زنى را بر بالين خود ملاحظه كرد. از او پرسيد: كيستى؟ پاسخ داد: زنى هستم.گفت: چرا آفريده شدى؟ در پاسخ گفت: براى اين‏كه با وجود من آرامش يابى.

 

در قرآن به اين مضمون اشاره شده است:


«
الَّذِى خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْها زَوْجَها »
 خدايى كه شما را از يك تن آفريد و [جفت او] همسرش را نيز از او آفريد

 

« وَجَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها »
و جفت او (همسرش) را از آن آفريد تا به‏واسطه آن آرامش يابد


                                                                                                                    ادامه دارد ..


 

پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 3:30 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


حضرت آدم (ع) - قسمت اول

 به نام خداوند بخشنده مهربان

 

 پيدايش آدم(ع)

 

داستان آفرينش آدم(ع) با گفتگوى ميان خدا و فرشتگان آغاز مى‏شود. خداى سبحان ، فرشتگان را آگاه مى‏سازد كه وى در زمين جانشينى قرار خواهد داد كه آدم و فرزندان اويند و آنان را در زمين توانمند ساخته و صاحب قدرت قرار مى‏دهد، ولى فرشتگان از اين خبر شگفت زده شدند [و با خود گفتند:] كسى كه جانشين خدا در زمين او خواهد شد، هرگز نمى‏تواند عالمى برپا سازد كه از نظر پاكى و رحمت ، برابر با ملكوت آسمان باشد، چه اين‏ كه خداوند پيش از آدم انسان‏هايى را آفريده بود و آنان در زمين به فساد و تباهى پرداختند. فرشتگان به خداى خود چنين عرضه داشتند: آيا در زمين انسانى را قرار مى‏دهى كه با گناه و معصيت در آن، فساد كند و به خونريزى بپردازد، در حالى كه ما آن گونه كه در شأن توست تو را منزّه دانسته و به شكرانه‏ات تو را مدح و ستايش مى‏كنيم!

فرشتگان بدين جهت اين سخن را به خداى خويش عرض كردند كه خويشتن را برتر از آفريده‏اى مى‏دانستند كه قرار بود جانشين قرار گيرد و خود را به جانشينى در زمين سزاوارتر از او مى‏پنداشتند، اما خداى متعال با اسرار غيبى كه بر آنان پوشيده بود و حكمتى كه خاص آفرينش آدم(ع) بود، بدانان پاسخ داد كه، خداى سبحان چيزى را مى‏داند كه آنان از آن آگاهى ندارند:

« وَإِذ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّى جاعِلٌ فِى الأَرضِ خَلِيفَةً قالُوا أتَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّى أعْلَمُ ما لاتَعْلَمُونَ ».

« سوره مباركه بقره ، آيه 3»

                  

 جايگاه و مقام حضرت آدم(ع)

پس از آن كه خداوند، حضرت آدم(ع) را آفريد نام اشياء و حقايق و خواص آنها را بدو آموخت تا در زمين توان يافته و به نحوى بايسته از آنها بهره‏مند گردد. از طرفى خداى سبحان اراده فرموده كه عيناً به فرشتگان بنماياند اين آفريده جديدى كه به ديده حقارت بدان مى‏نگريستند، داراى دانش و شناختى برتر از آنان است و به همين دليل از آنان خواست كه اگر به گمان خود راست مى‏گويند و به جانشينى در زمين از آدم سزاوارترند نام اشياء و خاصيّت آنها را برايش بازگو كنند. ولى فرشتگان از پاسخ درمانده و با عذر و پوزش، خداى خويش را مخاطب قرار دادند: «خدايا ما تو را آن گونه كه سزاوارى منزّه مى‏دانيم و بر اراده تو معترض نيستيم، چرا كه ما از علم و دانش جز آنچه به ما بخشيده‏اى بهره‏اى نداريم و تو از هر چيز آگاهى و كارهايت براساس حكمت است.»

خداى متعال از آدم(ع) مى‏خواهد كه آموزگارِ فرشتگان باشد و بدو مى‏فرمايد: «اى‏آدم، فرشتگان را به آنچه از آنان پرسيدم آگاه ساز.» آدم(ع) پاسخ مى‏دهد و [بدين‏گونه‏] برترى خويش را بر آنان به منصّه ظهور مى‏رساند، اين‏جاست كه خداوند فرشتگان را مورد خطاب قرار مى‏دهد ؛ آيا به شما نگفتم من به آنچه در آسمان‏ها و زمين بوده و ديگران به آن واقف نيستند و آنچه را بر زبان مى‏آوريد و در درون خويش نهان مى‏سازيد، آگاهى دارم :

« وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلى‏ المَلائِكَةِ فَقالَ أَنبِئُونِى بِأَسْماءِ هؤلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ* قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أنتَ العَلِيمُ الحَكِيمُ* قالَ ياآدَمُ أَنبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّى أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمواتِ وَالأَرضِ وَأَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَما كُنتُمْ تَكْتُمُونَ . »

« سوره مباركه بقره ، آيات 31 - 33»

و همه نام‏ها را به آدم آموخت و سپس آنها را به فرشتگان عرضه كرده و فرمود: اگر راست مى‏گوييد نام‏هاى اينان را به من بگوييد، عرض كردند: خدايا تو منزّهى، ما از دانش، جز آنچه كه به ما آموخته‏اى بى‏بهره‏ايم، به‏راستى تو داناى حكيم هستى فرمود: اى‏آدم [اكنون‏] آنها را بر نام‏هاى خودشان آگاه ساز. وقتى آنها را برنام‏هايشان آگاه ساخت، فرمود: آيا به شما [فرشتگان‏] نگفتم من به غيب آسمان‏ها و زمين و آنچه آشكارا مى‏گوييد و آنچه را نهان مى‏داريد، آگاهم».

ادامه دارد ..


 

پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 11:6 قبل از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


احادیثی از امام جواد(ع)

بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ

الْمُؤمِنُ يَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفيق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.

مؤمن در هر حال نيازمند به سه خصلت است:

توفيق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذيرش نصيحت كسى كه او را نصيحت نمايد.

مُلاقاةُ الاْخوانِ نَشْرَةٌ، وَ تَلْقيحٌ لِلْعَقْلِ وَ إنْ كانَ نَزْراً قَليلا.

ملاقات و ديدار با دوستان و برادران (خوب) ، موجب صفاى دل و نورانيّت آن مى گردد و سبب شكوفائى عقل و درايت خواهد گشت، گرچه در مدّت زمانى كوتاه انجام پذيرد.

إيّاكَ وَ مُصاحَبَةُ الشَّريرِ، فَإنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ، يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبَحُ أثَرُهُ.

مواظب باش از مصاحبت و دوستى با افراد شرور، چون كه او همانند شمشيرى زهرآلود، برّاق است كه ظاهرش زيبا و اثراتش زشت و خطرناك خواهد بود.

كَيْفَ يُضَيَّعُ مَنِ اللهُ كافِلُهُ، وَكَيْفَ يَنْجُو مَنِ الله طالِبُهُ، وَ مَنِ انْقَطَعَ إلى غَيْرِاللهِ وَ كَّلَهُ اللهُ إلَيْهِ.

چگونه گمراه و درمانده خواهد شد كسى كه خداوند سرپرست و متكفّل اوست،چطور نجات مى يابد كسى كه خداوند طالبش مى باشد،هر كه از خدا قطع اميد كند و به غير او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار مى كند.

مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الْمَوارِدَ أعْيَتْهُ الْمَصادِرُ.

هركس موقعيّت شناس نباشد، جريانات، او را مى ربايد و هلاك خواهد شد.

مَنْ عَتَبَ مِنْ غَيْرِارْتِياب أعْتَبَ مِنْ غَيْرِاسْتِعْتاب.

سرزنش كردن ديگران بدون علّت و دليل سبب ناراحتى و خشم خواهد گشت، در حاليكه رضايت آنان نيز كسب نخواهد كرد.

أفْضَلُ الْعِبادَةِ الاْخْلاصُ.

با فضيلت ترين و ارزشمند ترين عبادت ها آن است كه خالص و بدون ريا باشد.

يَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ يَغيبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَيْهِمْ تَسْمِيَتُهُ، وَ هُوَ سَمّيُ رَسُول اللهِ (ص) وَ كَنّيهِ.

زمان ولادت امام عصر (عج) بر مردم ِ(زمانش) مخفى است، و شخصش از شناخت افراد غايب و پنهان است، و حرام است كه آن حضرت را نام ببرند، و او همنام و هم كنيه رسول خدا (ص) است.

عِزُّ الْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ.

عزّت و شخصيّت مؤمن در بى نيازى و طمع نداشتن به (مال و زندگى) ديگران است.

مَنْ أصْغى إلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللهِ فَقَدْ عَبَدَاللهَ، وَ إنْ كانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إبليس فَقَدْ عَبَدَ إبليسَ.

هركس به شخصى سخنران علاقمند و متمايل باشد، بنده اوست، پس چنانچه سخنور براى خدا و از (احكام و معارف) خدا سخن بگويد، بنده خداست، و اگر از زبان شيطان (و هوى و هوس و ماديات) سخن بگويد، بنده شيطان خواهد بود.

لا يَضُرُّكَ سَخَطُ مَنْ رِضاهُ الْجَوْرُ.

كسى كه طالب رضايت خداوند متعال باشد، دشمنى ستمگران، او را زيان و ضرر نمى رساند.

مَنْ خَطَبَ إلَيْكُمْ فَرَضيتُمْ دينَهُ وَ أمانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إلاّ تَفْعَلُوهُ تَكْنُ فِتْنَةٌ فِى الاْرْضِ وَ فَسادٌ كَبيرْ.

هر كه به خواستگارى دختر شما آيد و به تقوا و تديّن و امانتدارى او مطمئن مى باشيد با او موافقت كنيد وگرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگى در روى زمين خواهيد شد.

لَوْسَكَتَ الْجاهِلُ مَااخْتَلَفَ النّاسُ.

چنانچه افراد جاهل و بى تجربه ساكت باشند مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمى شوند.

مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبيحاً كانَ شَريكاً فيهِ.

هر كه كار زشتى را تحسين و تأييد كند، در عِقاب آن شريك مى باشد.

مَنِ انْقادَ إلَى الطُّمَأنينَةِ قَبْلَ الْخِيَرَةِ فَقَدْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَةِ وَالْعاقِبَةِ الْمُغْضِبَةِ.

هركس بدون تفّكر و اطمينان نسبت به جوانب (هر كارى، فرمانى،حركتى و...) مطيع و پذيراى آن شود، خود را در معرض سقوط قرار داده ،و نتيجه اى جز خشم و عصبانيّت نخواهد گرفت.

مَنِ اسْتَغْنى بِاللهِ إفْتَقَرَ النّاسُ إلَيْهِ، وَ مَنِ اتَّقَى اللهَ أحَبَّهُ النّاسُ وَ إنْ كَرِهُوا.

هر كه خود را به وسيله خداوند بى نياز بداند مردم محتاج او خواهند شد و هر كه تقواى الهى را پيشه خود كند خواه ناخواه، مورد محبّت مردم قرار مى گيرد گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.

عَلَّمَ رَسُولُ اللهِ (ص) عَلّياً(ع)ألْفَ كَلِمَة، كُلُّ كَلِمَة يَفْتَحُ ألْفُ كَلِمَة.

حضرت رسول (ص)، يك هزار كلمه به امام على(ع) تعليم نمود كه از هر كلمه اى هزار باب علم و مسأله فرعى باز مى شود.

نِعْمَةٌ لاتُشْكَرُ كَسِيَّئَة لاتُغْفَرُ.

خدمت و نعمتى كه مورد شكر و سپاس قرار نگيرد همانند خطائى است كه غيرقابل بخشش باشد.

مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنُوبِ أكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاْجَلِ، وَ حَياتُهُ بِالْبِرِّ أكْثَرُ مِنْ حَياتِهِ بِالْعُمْرِ.

فرارسيدن مرگ انسان ها، به جهت معصيت و گناه، بيشتر است تا مرگ طبيعى و عادى، همچنين حيات و زندگي (لذّت بخش) به وسيله نيكى و احسان به ديگران بيشتر و بهتر است از عمر بى نتيجه.

لَنْ يَسْتَكْمِلَ  الْعَبْدُ حَقيقَةَ الاْيمانِ حَتّى يُؤْثِرَ دينَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ يُهْلِكَ حَتّى يُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دينِهِ.

بنده اى حقيقت ايمان را نمى يابد مگر آنكه دين و احكام الهى را در همه جهات بر تمايلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد ،و كسى هلاك و بدبخت نمى گردد مگر آنكه هواها و خواسته هاى نفسانى خود را بر احكام الهي مقدّم نمايد.

عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَريضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَيْنَ الاْخْوانِ، وَ دَليلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَةِ.

بر شما باد به تحصيل علم و معرفت، چون فراگيرى آن واجب و بحث پيرامون آن مستحب و پر فايده است. علم وسيله كمك به دوستان و برادران است، دليل و نشانه مروّت و جوانمردى است، هديه و سرگرمى در مجالس است، همدم و رفيق انسان در مسافرت است، و انيس و مونس انسان در تنهايى مى باشد.

خَفْضُ الْجَناحِ زينَةُ الْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زينَةُ الْعَقْلِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زينَةُ الْحِلْمِ.

تواضع و فروتنى زينت بخش علم و دانش است، ادب داشتن و اخلاق نيك زينت بخش عقل مى باشد، خوش رويى با افراد ، زينت بخش حلم و بردبارى است.

تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوى، وَ اعْلَمْ أنَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَيْنِ اللهِ، فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.

در زندگى، صبر را تكيه گاه خود، فقر و تنگ دستى را همنشين خود قرار بده و با هوا هاى نفسانى مخالفت كن، و بدان كه هيچگاه از ديدگاه خداوند پنهان و مخفى نخواهى ماند، پس مواظب باش كه در چه حالتى خواهى بود.

مَنْ أتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تُدْخِلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ.

هركس ركوع نمازش را به طور كامل و صحيح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.

الْخُشُوعُ زينَةُ الصَّلاةِ، وَ تَرْكُ ما لا يُعْنى زينَةُ الْوَرَعِ.

خشوع و خضوع ، زينت بخش نماز خواهد بود ، ترك و رها كردن آنچه (براى دين و دنيا و آخرت) سودمند نباشد زينت بخش ورع و تقواى انسان مى باشد.

الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىُ عَنِ الْمُنْكَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما أعَزَّهُ اللهُ، وَ مَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

امر به معروف و نهى از منكر دو مخلوق الهى است، هر كه آنها را يارى و اجراء كند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مى گيرد و هر كه آنها را ترك و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار مى گيرد.

إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ أنْفَسَهُ لِيَأجُرَهُ عَلى ذلِكَ.

همانا خداوند متعال ، بهترين و عزيزترين ثروت و فرزند مؤمن را مى گيرد (و هلاك و نابود مى گرداند)، چون دنيا و متعلّقات آن بى ارزش است تا در قيامت پاداش عظيمى عطايش نمايد.

قالَ له رجل: أَوصِنى بَوَصِيَّة جامِعَة مُخْتَصَرَة؟

فَقالَ (ع): صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَةِ وَ نار الاْجِلَةِ.

شخصى به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصيحتى كامل و مختصر عطا فرما؟

امام (ع) فرمود:  عضاء و جوارح (ظاهرى و باطنى) خود را از ذلّت و ننگ سريع و زودرس، همچنين از آتش و عذاب آخرت، در امان و محفوظ بدار.

فَسادُ الاْخْلاقِ بِمُعاشَرَةِ السُّفَهاءِ، وَ صَلاحُ الاْخلاقِ بِمُنافَسَةِ الْعُقَلاءِ.

معاشرت و همنشينى با بى خردان و افراد لااُبالى سبب فساد و تباهى اخلاق خواهد شد، و معاشرت و رفاقت با خردمندان هوشيار، موجب رشد و كمال اخلاق مى باشد.

اَلْأدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَيْرُ، وَ هذا لا يُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ يُوصَلْ بِها إلى رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَ الْجَنَّةِ، وَ الاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّريعَةِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَكُونُوا أُدَباءَ حَقّاً.

مفهوم و معناى ادب از نظر مردم، تنها "خوب سخن گفتن" است كه ركيك و سبك نباشد، وليكن اين نظريّه قابل توجّه نيست تا مادامى كه انسان را به خداوند متعال و بهشت نزديك نگرداند، بنابراين ادب يعنى" رعايت احكام و مسائل دين"، پس با عمل كردن به دستورات الهى و ائمّه اطهار (ع) ادب خود را آشكار سازيد.

ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّة ُ:

الاْنْصافُ فِى الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِى الشِّدِّةِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلى قَلْب سَليم.

سه خصلت جلب محبّت مى كند:

انصاف در معاشرت با مردم، همدردى در مشكلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنويات.

التَّوْبَةُ عَلى أرْبَع دَعائِم:

نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لايَعُودَ.

شرايط پذيرش توبه چهار چيز است:

پشيمانى قلبى، استغفار با زبان، جبران كردن گناه (نسبت به همان گناه حقّ الله و يا حقّ النّاس) ، تصميم جدّى بر اينكه ديگر مرتكب آن گناه نشود.

ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاْبْرارِ:

إقامَةُ الْفَرائِض، وَاجْتِنابُ الْمَحارِم، واحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَةِ فِى الدّين.

سه چيز از كارهاى نيكان است :

انجام واجبات الهى، ترك و دورى از گناهان، مواظبت و رعايت مسائل و احكام دين.

وَ حَقيقَةُ الاْدَبِ:

اِجْتِماعُ خِصالِ الْخيْرِ، وَ تَجافى خِصالِ الشَّرِ، وَ بِالاْدَبِ يَبْلُغُ الرَّجُلُ الْمَكارِمَ الاْخْلاقِ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ، وَ يَصِلُ بِهِ اِلَى الْجَنَّةِ.

حقيقت ادب و تربيت عبارت است از:

دارا بودن خصلت هاى خوب، خالى بودن از صفات زشت و ناپسند، انسان به وسيله ادب (در دنيا و آخرت) به كمالات اخلاقى مى رسد، و نيز با رعايت ادب نيل به بهشت مى يابد.

إنَّ بَيْنَ جَبَلَىْ طُوس قَبْضَةٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّةِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ النّار.

همانا بين دو سمت شهر طوس قطعه اى مى باشد كه از بهشت گرفته شده است، هر كه داخل آن شود (و با معرفت زيارت كند) ، روز قيامت از آتش در امان خواهد بود.

مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتى بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ.

هركس قبر عمّه ام (حضرت معصومه سلام الله عليها) را با علاقه و معرفت در قم زيارت كند، اهل بهشت خواهد بود.

مَنْ زارَ قَبْرَ أخيهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْكْبَرِ.

هركس بر بالين قبر مؤمنى حضور يابد و رو به قبله بنشيند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مباركه « إنّا أنزلناه » را بخواند از شدايد و سختيهاى صحراى محشر در امان قرار مى گيرد.

ثَلاثٌ يَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ:

كَثْرَةُ الاْسْتِغْفارِ، وَ خَفْضِ الْجْانِبِ، وَ كَثْرَةِ الصَّدَقَةَ.

سه چيز، سبب رسيدن به رضوان خداى متعال مى باشد:

نسبت به گناهان و خطاها، زياد استغفار و اظهار ندامت كردن، اهل تواضع كردن و فروتن بودن، صدقه و كارهاى خير بسيار انجام دادن.

اَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعينُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَكاءٌ.

انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و كسى كه راضى به ظلم باشد، هر سه شريك خواهند بود.

التَّواضُعُ زينَةُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَةُ زينَةُ الْكَلامِ، وَ الْعَدْلُ زينَةُ الاْيمانِ، وَالسَّكينَةُ زينَةُ الْعِبادَةِ، وَالْحِفْظُ زينُةُ الرِّوايَةِ.

تواضع و فروتنى ، زينت بخش حسب و شرف ؛ فصاحت ، زينت بخش كلام ؛ عدالت ، زينت بخش ايمان و اعتقادات ؛ وقار و ادب ، زينت بخش اعمال و عبادات ؛ و دقّت در ضبط و حفظ آن، زينت بخش نقل روايت و سخن مى باشد.

 

برگرفته از : گلچين احاديث معصومين

مرجع : سايت انديشه قم

 


 

سه شنبه 1 اسفند1385 ساعت 11:44 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


احادیثی از امام سجّاد(ع)

بِِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ


ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ مِنَ الْمُؤمِنينَ كانَ في كَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ في ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْيَوْمِ الاْكْبَرِ:

مَنْ أَعْطى النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ يَقْدِمْ يَداً وَرِجْلاً حَتّى يَعْلَمَ أَنَّهُ فى طاعَةِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فى مَعْصِيَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ يَعِبْ أخاهُ بِعَيْب حَتّى يَتْرُكَ ذلكَ الْعِيْبَ مِنْ نَفْسِهِ.

سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شدايد صحراى محشر در امان است:

اوّل آن كه در كارگشائى و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد.دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتى بينديشد كه كارى را كه مى خواهد انجام دهد يا هر سخنى را كه مى خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودى خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مى باشد.سوّم قبل از عيب جوئى و بازگوئى عيب ديگران، سعى كند عيب هاى خود را برطرف نمايد.

ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِن:

كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ، وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطيئَتِهِ.

سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود :

بازداشت زبان از بدگوئى و غيبت مردم، خود را مشغول به كارهائى كردن كه براى آخرت و دنيايش مفيد باشد، و هميشه بر خطاها و اشتباهات خود گريان و ناراحت باشد.

أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِيَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض:

وِقاءٌ لِلّهِ بِما يَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْياء مِنْ كُلِّ قَبِيح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.

هركس داراى چهار خصلت باشد، ايمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى كند كه از او راضى و خوشنود است:

خصلت خود نگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نمايد؛ راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى ؛حيا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى؛ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عيال خود.

يَا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَيْر ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً .

اى فرزند آدم! تا آن زمانى كه در درون خود واعظ و نصيحت كننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه كارهايت را اهميّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى، در خير و سعادت خواهى بود.

وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَليل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِكَثير، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِى الْحَلالِ.

حقّى كه شكم بر تو دارد اين است كه آن را ظرف چيزهاى حرام ـ چه كم و چه زياد ـ قرار ندهى و بلكه در چيزهاى حلال هم صرفه جوئى كنى و به مقدار نياز استفاده نمائى.

مَنِ اشْتاقَ إلى الْجَنَّةِ سارَعَ إلى الْحَسَناتِ وَسَلاعَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.

كسى كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهاى نيك، سرعت مى نمايد و شهوات را زير پا مى گذارد ؛ و هركس از آتش قيامت هراسناك باشد به درگاه خداوند توبه مى كند و از گناهان و كاهاى زشت دورى مى جويد.

طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَياةِ وَمَذْهَبَةٌ لِلْحَياءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر.

دست نياز به سوى مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود، و نيز موجب از بين رفتن حياء و ناچيز شدن شخصيت خواهد گشت به طورى كه هميشه احساس نياز و تنگ دستى نمايد، و هرچه كمتر به مردم رو بيندازد و كمتر درخواست كمك نمايد بيشتر احساس خودكفائى و بى نيازى خواهد داشت.

 اَلْخَيْرُ كُلُّهُ صِيانَةُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ.

سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است.

سادَةُ النّاسِ فى الدُّنْيا الأَسْخِياء، وَ سادَةُ الناسِ في الآخِرَةِ الاْتْقياءِ.

در اين دنيا سرور مرد، سخاوتمندان هستند ،ولى در قيامت سيّد و سرور مردم، پرهيزكاران خواهند بود.

مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ يَوْمَ الْقِيامَةِ.

هركس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نمايد و با خويشان خود صله رحم نمايد، خداوند او را در قيامت مفتخر و سربلند مى گرداند.

مَنْ زارَ أخاهُ فى اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَيَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَك، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ.

هركس به ديدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زيارت نمايد به اميد آن كه به وعده هاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشايعت خواهند كرد، همچنين مورد خطاب قرار مى گيرد كه از آلودگى ها پاك شدى و بهشت گوارايت باد ، پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند مورد رحمت قرار خواهد گرفت.

إنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يَمينِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى يَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَيْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.

چنانچه شخصى تو را بدگويى كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذيرا باش.

عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَيْفَ لايَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.

تعجّب دارم از كسى كه نسبت به تشخيص خوب و بد خوراكش اهتمام مي ورزد كه مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و ديگر كارهايش اهميّت نمى دهد، و نسبت به مفاسد دنيائى، آخرتى روحى، فكرى، اخلاقى و... بى تفاوت است.

 مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحيقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ كَسا مُؤْمِناً كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّيابِ الْخُضْرِ.

هركس مؤمن گرسنه اى را طعام دهد خداوند او را از ميوه هاى بهشت اطعام مى نمايد، و هر كه تشنه اى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سيرابش مى گرداند، و هركس برهنه اى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ كه بهترين نوع و رنگ مى باشد ـ خواهد پوشاند.

إنَّ دينَ اللّهِ لايُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَالاْراءِ الْباطِلَةِ، وَالْمَقاييسِ الْفاسِدَةِ، وَلايُصابُ إلاّ بِالتَّسْليمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِياسِ وَالرَّأْىِ هَلَكَ.

به وسيله عقل ناقص و نظريه هاى باطل، و مقايسات فاسد و بى اساس نمى توان احكام و مسائل دين را به دست آورد ، بنابراين تنها وسيله رسيدن به احكام واقعى دين، تسليم محض مى باشد، پس هركس در مقابل ما اهل بيت تسليم باشد از هر انحرافى در امان است و هر كه به وسيله ما هدايت يابد خوشبخت خواهد بود، و شخصى كه با قياس و نظريات شخصى خود بخواهد دين اسلام را دريابد، هلاك مى گردد.

الدُّنْيا سِنَةٌ، وَالاْخِرَةُ يَقْظَةٌ، وَنَحْنُ بَيْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.

دنيا همچون نيمه خواب (چُرت( است و آخرت بيدارى مى باشد و ما در اين ميان رهگذر، بين خواب و بيدارى به سر مى بريم.

مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ أنْ يَكُونَ مَتْجَرُهُ فى بِلادِهِ، وَيَكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحينَ، وَتَكُونَ لَهُ أوْلادٌ يَسْتَعينُ بِهِمْ.

از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نمايد و شريكان و مشتريانش افرادى صالح و نيكوكار باشند، و نيز داراى فرزندانى باشد كه كمك حال او باشند.

آياتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَيَنْبَغى لَكَ أنْ تَنْظُرَ مَا فيِهَا.

هر آيه اى از قرآن، خزينه اى از علوم خداوند متعال است، پس هر آيه را كه مشغول خواندن مى شوى، در آن دقّت كن كه چه مى يابى.

مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَكَّة لَمْ يَمُتْ حَتّى يَرى رَسُولَ اللّهِ (ص)، وَيَرَى مَنْزِلَهُ فى الْجَنَّةِ.

هر كه قرآن را در مكّه مكرّمه ختم كند، نمى ميرد مگر آن كه حضرت رسول اللّه (ص) و نيز جايگاه خود را در بهشت رؤيت مى نمايد.

يا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ يَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِكَ يَجِبُ عَلَيْكُمْ تُشارِكُوهُمْ فى الاْجْرِ.

شماهائى كه به مكّه نرفته ايد و در مراسم حجّ شركت نكرده ايد، بشارت باد شما ها را به آن حاجيانى كه بر مى گردند، با آن ها ـ ديدار و ـ مصافحه كنيد تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شريك باشيد.

الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ أعْلى دَرَجاتِ الْيَقينِ .

شادمانى و راضى بودن به سخت ترين مقدّرات الهى از عالى ترين مراتب ايمان و يقين خواهد بود.

ما مِنْ جُرْعَة أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ جُرْعَتَيْنِ:

جُرْعَةُ غَيْظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَةُ مُصيبَة رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر.

نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از يكى از اين دو حالت نيست:

حالت غضب و غيظى كه مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و ديگرى حالت بلا و مصيبتى كه مؤمن آن را با شكيبائى و صبر بگذراند.

مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فيهِمْ رَمَوْهُ بِما لَيْسَ فيِهِ.

هركس مردم را عيب جوئى كند و عيوب آنان را بازگو نمايد و سرزنش كند، ديگران او را متهّم به غير واقعيّات مى كنند.

مُجالَسَةُ الصَّالِحيِنَ داعِيَةٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِيادَةٌ فِى الْعَقْلِ .

همنشينى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خير مى كشاند ، و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزايش شعور و بينش مى باشد.

إنَّ اللّهَ يُحِبُّ كُلَّ قَلْب حَزين، وَ يُحِبُّ كُلَّ عَبْد شَكُور .

همانا خداوند مهربان دوست دارد هر قلب حزين و غمگينى را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد)، و نيز هر بنده شكرگذارى را دوست دارد.

إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَم يَشْرُفُ عَلى جَميعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباح فَيَقُولُ: كَيْفَ أصْبَحْتُمْ؟

فَيَقُولُونَ: بِخَيْر إنْ تَرَكْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِكَ.

هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضاء و جوارحش وارد مى شود و مى گويد: چگونه ايد؟ و در چه وضعيّتى هستيد؟

جواب دهند: اگر تو ما را رها كنى خوب و آسوده هستيم، چون كه ما به وسيله تو مورد ثواب و عقاب قرار مى گيريم.

ما تَعِبَ أوْلِياءُ اللّهُ فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْيا لِلاْخِرَةِ .

دوستان و اولياء خدا در فعاليّت هاى دنيوى خود را براى دنيا به زحمت نمى اندازند ، و خود را خسته نمى كنند بلكه براى آخرت زحمت مى كِشند.

لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ .

چنانچه مردم منافع و فضايل تحصيل علوم را مى دانستند هر آينه آن را تحصيل مى كردند گر چه با ريخته شدن و يا فرو رفتن زير آب ها در گرداب هاى خطرناك باشد.

لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماءِ وَ الاْرْضِ أنْ يَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ يَقْدِرُوا .

چنانچه تمامى اهل آسمان و زمين گِرد هم آيند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصيف و تعريف كنند، قادر نخواهند بود.

ما مِنْ شَيْىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَيْىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ يُسْألَ .

بعد از معرفت به خداوند چيزى محبوب تر از دور نگه داشتن شكم و عورت ـ از آلودگى ها و هوسرانى ها و گناهان ـ نيست، و نيز محبوبترين كارها نزد خداوند مناجات و درخواست نيازمنديها به درگاهش مى باشد.

إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ .

با فضيلت ترين و مهمترين مجاهدت ها، عفيف نگه داشتن شكم و عورت است ـ از چيزهاى حرام و شبهه ناك ـ .

إبْنَ آدَم إنَّكَ مَيِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً .

اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پيشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع كننده و صحيح در مقابل سؤال ها) مهيّا و آماده كن.

نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَالْمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَة .

نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.

إيّاكَ وَمُصاحَبَةُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُكَ بِأكْلَة أَوْ أقَلّ مِنْ ذلِكَ وَإيّاكَ وَمُصاحَبَةُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فى كِتابِ اللّهِ .

بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون كه او به يك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را مى فروشد ، و مواظب باش از دوستى و صحبت كردن با كسى كه قاطع صله رحم مى باشد چون كه او را در كتاب خدا ملعون يافتم.

أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات:

السّاعَةُ الَّتى يُعايِنُ فيها مَلَكَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَةُ الَّتى يَقُومُ فيها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَةُ الَّتى يَقِفُ فيها بَيْنَ يَدَيِ الله تَبارَكَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّةُ وَإمّا إلَى النّارِ .

مشكل ترين و سخت ترين لحظات و ساعات دوران ها براى انسان، سه مرحله است:

آن موقعى كه عزرائيل بر بالين انسان وارد مى شود و مى خواهد جان او را برگيرد.

آن هنگامى كه از درون قبر زنده مى شود و در صحراى محشر به پا مى خيزد.

آن زمانى كه در پيشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و كتاب و بررسى اعمال ـ قرار مى گيرد و نمى داند راهى بهشت و نعمت هاى جاويد مى شود و يا راهى دوزخ و عذاب دردناك خواهد شد.

إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شيعَتِنا الْعاهَةَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَديدِ، وَجَعَلَ قُوَّةَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أرْبَعينَ رَجُلاً.

هنگامى كه قائم ما ( حضرت حجّت، عج) قيام و خروج نمايد خداوند بلا و آفت را از شيعيان و پيروان ما بر مى دارد و دل هاى ايشان را همانند قطعه آهن محكم مى نمايد، و نيرو و قوّت هر يك از ايشان به مقدار نيروى چهل نفر ديگران خواهد شد.

عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَكَ دارَ الْبقاء .

بسيار عجيب است از كسانى كه براى اين دنياى زودگذر و فانى كار مى كنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را كه باقى و ابدى است رها و فراموش كرده اند.

رَأْيْتُ الْخَيْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِى قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِى أيْدِى النّاسِ .

تمام خيرات و خوبى هاى دنيا و آخرت را در چشم پوشى و قطع طَمَع از زندگى و اموال ديگران مى بينم (يعنى قناعت داشتن( .

مَنْ لَمْ يَكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فيهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أيْسَرِ ما فيهِ .

كسى كه بينش و عقل خود را به كمال نرساند ـ و در رُكود ِفكرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاكت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت.

إنَّ الْمَعْرِفَةَ، وَكَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فيما لايُغْنيهِ، وَقِلَّةُ ريائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ .

همانا معرفت و كمال دين مسلمان در گرو رها كردن سخنان و حرف هائى است كه به حال او ـ و ديگران ـ سودى ندارد . همچنين از ريا و خودنمائى دورى جستن ، و در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكيبا بودن ، و نيز داراى اخلاق پسنديده و نيك سيرت بودن است .

 

برگرفته از : گلچين احاديث معصومين

مرجع : سايت انديشه قم

 


 

سه شنبه 1 اسفند1385 ساعت 9:57 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


احادیثی از امام حسین(ع)

                                       بِِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ

إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّقَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبْيدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.

همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند و اين نوع ، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.

إنَّ أجْوَدَ النّاسِ مَنْ أعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إنَّ أعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَة، وَ إنَّ أَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.

همانا سخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد به كسى كه اميدى به وى نداشته است و بخشنده ترين افراد آن شخصى است كه ـ نسبت به ظلم ديگرى با آن كه توان انتقام دارد ـ گذشت نمايد. صله رحم كننده ترين مردم و ديد و بازديد كننده نسبت به خويشان، آن كسى ست كه صله رحم نمايد با كسى كه با او قطع رابطه كرده است.

- مَا الْفَضْلُ؟

مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْحْسانِ .

- قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟

التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ .

از حضرت سؤال شد : كرامت و فضيلت انسان در چيست؟

فرمود: كنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن .

سؤال شد : نقص انسان در چيست؟

فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.

النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَ الدّينُ لَعِبٌ عَلى ألْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.

افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب، بازيچه زبانشان گرديده است و براى امرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سينه مى زنند . پس اگر بلائى همانند خطر ـ مقام و رياست، جان، مال، فرزند و موقعيّت، ... ـ انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.

إنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُسىءُ وَ لا يَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ كُلَّ يَوْم يُسىءُ وَ يَعْتَذِرُ.

همانا شخص مؤمن خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند، ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.

إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل يَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ.

كارها و امور خود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد و در صورتى كه كارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت.

عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا .

اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.

لا تَقُولَنَّ فى أخيكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ يَقُولَ فيكَ إذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.

سخنى ـ كه ناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.

يا بُنَىَّ! إيّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً إلاّ اللهَ.

بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.

إنّي لا أري الْمَوْتَ إلاّ سَعادَة، وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَماً.

به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم ، و زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم.

مَنْ لَبِسَ ثَوْباً يُشْهِرُهُ كَساهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْباً مِنَ النّارِ.

هركس لباس شهرت - و انگشت نما از هر جهت- بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسى از آتش مى پوشاند.

أنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ، لايَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إلاّ اِسْتَعْبَرَ .

من كشته گريه ها و اشك ها هستم، هيچ مؤمنى مرا ياد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هايش جارى خواهد شد.

لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ أَوْمى إلىَ الْيُمْنى، وَ اعْتَذَرَ لى فىِ الاُْخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ أَنَّ أَميرَ الْمُؤْمِنينَ (ع) حَدَّثَنى أَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللهِ (ص) يَقُولُ:

لا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل .

چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم، چون كه پدرم اميرالمؤمنين على (ع) از جدّم رسول خدا (ص) روايت نمود:

كسى كه پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.

- مَنْ أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً ؟

مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ كانَتْ.

از حضرت سؤال شد: با شخصيّت ترين افراد چه كسى است؟

فرمود: آن كسى است كه اهميّت ندهد كه دنيا در دست چه كسى مى باشد

مَنْ عَبَدَاللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللهُ فَوْقَ أمانيهِ وَ كِفايَتِهِ .

هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نمايد ، خداى متعال او را به بهترين آرزوهايش مى رساند و امور زندگيش را تأمين مى نمايد.

احْذَرُوا كَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ يَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَل أرَبَعَ :

إمّا لِمَهانَة يَجِدُها في نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إلى تَصْديقِ النّاسِ إيّاهُ.

وَ إمّا لِعَىّ في الْمَنْطِقِ، فَيَتَّخِذُ الاْيْمانَ حَشْواً وَصِلَةً لِكَلامِهِ.

وَ إمّا لِتُهْمَة عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَيَرى أَنَّهُمْ لايَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْيَمينِ .

وَ إمّا لاِرْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَيْرِ تَثْبيت .

خود را از قسم و سوگند برهانيد كه همانا انسان به جهت يكى از چهار علّت سوگند ياد مى كند:

در خود احساس سستى و كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم كه او را تصديق و تأييد كنند، سوگند مى خورد.

و يا آن كه گفتارش معيوب و به دور از حقيقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقويت و جبران كند.

و يا در بين مردم متّهم است ـ به دروغ و بى اعتمادى ـ پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نمايد.

و يا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعى سخن مى گويد ـ و زبانش به سوگند عادت كرده است.

أيُّما إثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ أَحَدُهُما رِضَى الاْخَرِ، كانَ سابِقَهُ إلىَ الْجَنّةِ .

چنانچه دو نفر با يكديگر نزاع و اختلاف نمايند و يكى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پيش قدم شود، همان شخص سبقت گيرنده، جلوتر از ديگرى به بهشت وارد مى شود.

وَ اعْلَمُوا إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ الله عَلَيْكُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِماً .

توجّه داشته باشيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است، پس نسبت به نعمت ها روى، بر نگردانيد; وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.

يَا ابْنَ آدَم! اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَي اللهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْأقْدام.

اى فرزند آدم! بياد آور لحظات مرگ و خوابگاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه در پيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.

مُجالَسَةُ أهْلِ الدِّناءَةِ شَرٌّ، وَ مُجالَسَةُ أهْلِ الْفِسْقِ ريبَةٌ .

همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بدبختي خواهد گشت ، و همنشينى و مجالست با معصيت كاران موجب شكّ و بدبينى خواهد شد.

إنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ أهْلَها لِلْفَناءِ .

به درستى كه خداوند متعال دنيا ـ و اموال آن ـ را براى آزمايش افراد آفريده است،و همچنين موجودات دنيا را جهت فناء ـ و انتقال از اين دنيا به جهانى ديگر ـ آفريده است.

لا يَأمَنُ يوم الْقِيامَةِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَ اللهَ في الدُّنْيا.

كسى در روز قيامت از شدائد و احوال آن در امان نمى باشد، مگر آن كه در دنيا از خداوند متعال ترس داشته باشد - و اهل گناه و معصيت نگردد - .

 لِكُلِّ داء دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الإسْتِغْفار .

براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.

مَنْ قَرَءَ آيَةً مِنْ كِتابِ الله عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِماً، يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْف مِأةُ حَسَنَة .

هركس آيه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن يكصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد.

سَبْعَةُ أشْياء لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِم :

فَأوّلُها آدَمُ (ع) ثُمَّ حَوّاء، وَ الْغُرابُ، وَ كَبْشُ إبْراهيم (ع) ، وَ ناقَةُ اللهِ، وَ عَصا مُوسى (ع) ، وَ الطَّيْرُالَّذى خَلَقَهُ عيسي بْنُ مَرْيَم (ع) .

آن هفت موجودى كه بدون خلقت در رحم مادر، آفريده شده اند، عبارتند از:

حضرت آدم (ع) و همسرش حوّاء، و كلاغى كه براى راهنمائى دفن هابيل آمد ، و گوسفندى كه براى قربانى، به جاى حضرت اسماعيل(ع) آمد، و شترى كه خداوند براى پيامبرش، حضرت صالح فرستاد ،و عصاى حضرت موسى (ع) ، و هفتمين موجود آن پرنده اى بود كه توسّط حضرت عيسى (ع)آفريده شد.

إنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباح إلاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللهِ تَعالى .

همانا ـ نامه كردار و ـ اعمال اين امّت، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.

إجْتَنِبُوا الْغِشْيانَ في اللَّيْلَةِ الَّتى تُريدُون فيها السَّفَرَ، فإنَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ كانَ جَوّالَةً .

در آن شبى كه قصد مسافرت داريد، با همسر خود زناشوئى نكنيد، كه چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى منعقد شود، بسيار متحرّك و افكارش مغشوش مى باشد.

الرّكْنُ الْيَماني بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ يَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَ إنَّ ما بَيْنَ الرُّكْنَيْنِ - الأسْوَد وَ الْيَماني - مَلَكٌ يُدْعى هُجَيْرٌ، يُؤَمِّنُ عَلى دُعاءِالْمُؤْمِنينَ .

رُكن يَمانىِ كعبه الهى، دربى از درب هاى بهشت است و مابين ركن يمانى و حجرالأسود ملك و فرشته اى است كه براى استجابت دعاى مؤمنين آمين مى گويد.

إنَّ الْغِنى وَ اْلِعزَّ خَرَجا يَجُولانِ، فَلَقيا التَّوَكُلَّ فَاسْتَوْطَنا.

عزّت و بى نيازى ـ هر دو ـ شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دويدند، چون به توكّل برخورد كردند، آرامش پيدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.

مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ .

هركس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.

مَنْ والانا فَلِجَدّى (ص) والى، وَ مَنْ عادانا فَلِجَدّى عادى .

هر كه ما را دوست بدارد و پيرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا (ص) مى باشد ، و هركس با ما دشمن و كينه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا (ص) خواهد بود.

يَا ابْنَ آدَمَ! أُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ أبْنائِكَ، كَيْفَ كانُوا، وَ حَيْثُ حَلّوُا، وَ كَأَنَّكَ عَنْ قَليل قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ .

فرمود: اى فرزند آدم! بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان ـ و دوستان ـ تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آنها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند، و بينديش كه تو نيز همانند آنها به ايشان خواهى پيوست - پس مواظب اعمال و رفتار خود باش - .

يَا ابْنَ آدَمَ، إنَّما أنْتَ أيّامٌ، كُلَّما مَضى يَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُكَ .

اى فرزند آدم، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است ـ بنابراين لحظات عمرت را غنيمت شمار كه جبران ناپذير است ـ .

مَنْ حاوَلَ أمْراً بِمَعْصِيَةِ اللهِ كانَ أفْوَتُ لِما يَرْجُو وَ أسْرَعُ لِمَجيىءِ ما يَحْذَرُ .

هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بيمناك مى باشد مبتلا مى گردد.

  الْبُكاءُ مِنْ خَشْيَةِ الله نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ:

بُكاءُ الْعُيُونِ، وَ خَشْيَةُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِ اللهِ .

گريان بودن به جهت ترس از ـ عذاب ـ خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود; و فرمود:

گريان بودن چشم و خشيت داشتن دل ها يكى از نشانه هاى رحمت الهى ـ براى بنده ـ است.

لا يَكْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ .

بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه ـ اهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقايق، تبعيّت و پيروى كند.

أَهْلَكَ النّاسَ إثْنانِ:

خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ .

فرمود: دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است:

يكى ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و ني