تبليغاتX

دعا و مناجات
به جای آوردن شکر نعمت - 30/5/1386

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

سلام

 

وفور نعمتهاي خداي بزرگ و مهربان بر هيچكس پوشيده نيست. نعمتهاي خداوند متعال آنقدر زياد است كه در وصف نمي گنجد. به هر كجا و به هر طرف كه نگاه كنيم آيه اي از عظمت حضور خداي رحمان را در اطرافمان به خوبي مشاهده مي كنيم. اما؛

تا به حال چقدر فرصت داشته ايم كه لااقل ساعتي به عظمت اين درياي بيكران نعمت بيانديشيم؟

از صبح كه از خواب بيدار مي شويم تا شب هنگام كه فارغ از كارهاي روزانه و مشغله هاي مختلف و با تني خسته به خواب مي رويم چه مقدار شكر نعمتهاي خداي بزرگ را به جاي مي آوريم؟

آيا همان اندازه كه خريد مايحتاج خانه، رسيدگي به امورات همسر و فرزند، سركشي به والدين و اقوام، پرداخت هزينه ها و دخل و خرج زندگي فكرمان را به خود مشغول كرده به ياد شكر نعمتهاي خالق يكتايمان هستيم؟

آيا غير از اين است كه 5 نوبت در شبانه روز ،تند تند و اكثراً – از سر ِ عادت – بي انگيزه و فقط و فقط جهت رفع مسئوليت، نماز مي خوانيم و اگر فرصتي دست دهد – بخصوص در وقت بيماري و گرفتاري- رو به سوي خدا مي نهيم و دعايي ميخوانيم، در موارد ديگر چقدر شكرگزار نعمتهاي بيشمار خداوند رحمان هستيم؟

متأسفانه خيلي از ما در اين برهه از زمان، آنقدر درگير مشغله ي كار و زندگي خود هستيم كه فرصتي اندك جهت عبادت و پرستش خداي يكتا برايمان باقي مي ماند و گاهي پيش مي آيد كه همان مقدار وقت اندك را نيز صرف كارهاي واجب! روزمره مان مي كنيم.

 

شكرگزار نعمتهاي خداي رحمان باشيم

خداوند در آيه 172 سوره مباركه بقره مي فرمايد:

"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ.

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از نعمتهاى پاكيزه‏اى كه به شما روزى داده‏ايم بخوريد و شكر خدا را بجا آوريد اگر او را پرستش مى‏كنيد".

 

حال سؤال اين است كه آيا به جاي آوردن شكر نعمتهاي خداوند متعال در نشستن ِگوشه ي مسجد و چند ساعت عبادت و استغفار كردن است يا فقط دلخوش بودن به گفتن كلماتي همچون شكرالله، الحمدالله، خدا را شكر و ...؟

 

تفكّر در نعمتهاي خداي يكتا

در يكي از جلساتِ مباحث قرآني، دوست و استاد عزيزي مي فرمود:

"آيا در برابر اينهمه نعمت كه در وصف شمارش نمي گنجد، انسان، اين بنده ي از خودراضي همين كه بگويد خدا را شكر، يا الحمدالله مي تواند ادّعا كند كه بنده ي شاكر خداست؟!"

 

ايشان در ادامه صحبتهايشان اشاره اي داشتند به قسمتي از كتاب پرمحتواي "المفردات" نوشته ي استاد اعظم "راغب اصفهانى" به اين مضمون كه:

"شُكر در لغت به معناي "تصوّر نعمت در ذهن" و "اظهار آن در گفتار و كردار" است . در اصل:

اَصْلُ الشُّكْرِ مِنْ عَيْن شَكْرى يعني ريشه ى شُكْر از عَيْن شَكْرى است(چشم ِپر از اشك يا چشمه ى پر آب).بر اين اساس معناى شُكر،پُر بودن درون انسان از ياد خدا و توجه به نعمت هاى اوست كه از كجا به دست آوَرَد و چگونه مصرف كند. يعني تفكّر در نعمتهايي كه از جانب خداي رحمان بر بندگانش بي هيچ گونه منّتي ارزاني شده است".

 

شاكرترين بندگان خدا

 

۱.رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار(ع)

رسول خدا (ص) و اهل بيت(ع) با همه وجود خود سپاسگزار نعمتهاي خدا بودند به طوري كه خداوند رحمان سپاس آنان را پذيرفت و در سوره مباركه انسان ، آيه 22 خطاب به ايشان مي فرمايد:

"إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا: اين پاداش شماست و سعى و تلاش شما مورد قدردانى است ."

۲.حضرت نوح(ع)

خداوند حضرت نوح (ع) را با صفت "شكور" يعني "بسيار سپاسگزار" ستوده و در سوره مباركه اسراء ، آيه ۳ مي فرمايد:

"ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا: فرزندان كسانى كه با نوح (بر كشتى) سوار كرديم او بنده شكرگزارى بود ."

۳.حضرت ابراهيم (ع)

ابراهيم خليل(ع) نيز از شاكران نمونه قرآني است. خداي متعال در آيات 120 و 121 سوره مباركه نحل مي فرمايد:

"إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ(120)شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(۱۲۱).

ابراهيم (به تنهايى) امتى بود مطيع فرمان خدا خالى از هر گونه انحراف و از مشركان نبود (120)شكرگزار نعمتهاى پروردگار بود خدا او را برگزيد و به راهى راست هدايت نمود (121)".

 

مراحل شكرگزاري در روايات اسلامي

در روايات اسلامي، شكرگزاري سه مرحله بيان شده است: به وسيله ي قلب، زبان و عمل.

امام صادق (ع) در كتاب اصول كافي، جلد دوم در اين باره مي فرمايد:

مَنْ اَنعَمَ‌ اللهُ علَيهِ بنِعمةٍ فَعَرَفها بِقلبِهِ فَقَد اَدّي شُكرها:هر كس نعمت خدا داده را با دل بشناسد، شكرش را ادا كرده است".

 

و نیز می فرماید: 

"شكرُ النِّعمةِ اجتِنابُ المحارِمِ و تمام الشُّكرِ قَولُ الرَّجلِ "الحمدُ للهِ رَبِّ العالَمينَ:شكر نعمت دوري از كارهاي حرام است و شكر كامل،گفتن الحمد للِّه ربِّ العالَمينَ است".

التماس دعا

 


 

سه شنبه 30 مرداد1386 ساعت 12:42 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


فرا رسيدن ماه رحمت و مغفرت الهي - 24/5/1386

                                               به نام خداوند بخشنده مهربان

 

سلام

ماه عزيز شعبان، يكي از سه ماه ارزشمندي است كه در آن خوان رحمت الهي گسترده تر از هميشه و دعا و مناجات در اين ماه ِ مبارك حال و هواي خاصّي دارد.

شعبان؛ ماه ذكر، دعا، مناجات، تضرّع به درگاه الهي و توبه و استغفار است.

مناجات شعبانيه وسيله اي است كه ما را در زدودن غبار از روح و روانمان ياري مي رساند و به اين دليل، خواندن آن در ايام مبارك اين ماه ِعزيز از جانب ائمه اطهارمان بسيار سفارش شده است.

از عزيزي نقل شده است كه فرمودند:"آنان که در این ماه، دست نیکى به سوى دیگران دراز مى ‏کنند و گام یارى به سوى منزل محرومان بر مى ‏دارند و زبان خیرخواهى به نفع مستمندان مى‏ گشایند، در همین دنیا بار سفر آخرت خویش را مى‏بندند" .

چه خوب است از اين خوانِ عظيم و گسترده ي رحمت و شفاعت، كه بي منّت برايمان پهن شده بي نصيب و بي بهره نگذريم و برنخيزيم.انشااله..

اعیاد خجسته شعبانیه

تمامي ايام اين ماه ِ پر خير و بركت، ميمون و مبارك است به گونه اي كه اين ماه عزيز  منسوب است به حضرت سيّد انبياء محمدّ مصطفي(ص) و نقل است كه آن حضرت اين ماه را روزه مى داشت و وصل مى كرد به ماه مبارك رمضان و مى فرمود:"شعبان ماه من است. هر كه يك روز از ماه ِمرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود".

اما اعيادي خجسته نيز در اين ماه مبارك مي باشند كه مزيّن كننده آن است و عبارتند از:

 سوم شعبان المبارك: میلاد مبارک سوّمین امام معصوم، حضرت حسین بن علی (ع) سرور آزادگان جهان و ولایت و روز پاسدار.

 چهارم شعبان المبارك: میلاد با سعادت حضرت ابوالفضل العباس(ع)، سمبل مقاومت، وفاداری، گذشت، فداکارى و جانبازى در صحراى کربلا و روز جانباز.

 پنجم شعبان المبارك: میلاد مسعود زینت عبادت کنندگان و سرور نیایشگران ، چهارمين امام شيعيان حضرت امام على بن الحسین زین العابدین(ع).

 پانزدهم شعبان المبارك: فرخنده‌ میلاد دوازدهمین پیشواى معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى امام عصر(عج)، مصلح الهى و طلایه دار رهایى بشر.

پيشاپيش اين ايام و اعياد فرخنده را خدمت شما عزيزان تبريك عرض مي كنم.

                                                                                                             التماس دعا


 

پنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت 5:6 قبل از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


عید مبعث بر شما مبارک - 19/5/1386


 

جمعه 19 مرداد1386 ساعت 12:47 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت باد - 18/5/1386

 


 

پنجشنبه 18 مرداد1386 ساعت 11:55 قبل از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


احادیثی از امام موسی کاظم(ع) - 18/5/1386

بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ

وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَع:

أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِيَةُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَةُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْكَ، وَالرّبِعَةُ أنْ تَعْرِفَ ما يُخْرِجُكَ عَنْ دينِكَ.

تمام علم مردم را در چهار مورد شناسائى كرده ام:

اوّلين آنها اين كه پروردگار و آفريدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پيدا كنى، دوّم، اين كه بفهمى كه از براى وجود تو و نيز براى بقاء حيات تو چه كارها و تلاش هائى صورت گرفته است ، سوّم، بدانى كه براى چه آفريده شده اى و منظور چه بوده است،چهارم، معرفت پيدا كنى به آن چيزهائى كه سبب مى شود از دين و اعتقادات خود منحرف شوى (يعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكنى.(

ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشيكاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

نيست بلائى كه بر مؤمن وارد شود مگر آنكه به وسيله دعا سريع بر طرف مى گردد، و چنانچه دعا نكند طولانى خواهد، پس هنگامي كه مصيبت و بلائى وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرّع كنيد.

لَيْسَ مِنْ دَواء إلاّ وَ هُوَ يُهَيِّجُ داءً، وَ لَيْسَ شَيْءٌ فِي الْبَدَنِ أنْفَعَ مِنْ إمْسَاكِ الْيَدِ إلاّ عَمّا يَحْتاجُ إلَيْهِ.

هيچ داروئى نيست مگر آنكه در اثر عوارض جنبى آن دردى ديگر را تهييج و تحريك مى نمايد، و هيچ درمانى بهتر و سودمند تر از امساك و خوددارى نيست مگر در حال نياز و ضرورت.

رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلايَعْرِفُونَهُ.

خداوند متعال رحمت كند بنده اى را كه در مسائل دينى تفقه و تحقيق نمايد (فقيه و عالم باشد) و نسبت به مردم شناخت پيدا كند، گرچه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند.

إنَّ أهْلَ الاْرْضِ مَرْحُومُونَ ما يَخافُونَ، وَ أدُّوا الاْمانَةَ، وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ.

اهل زمين مورد رحمت )و بركت الهى (هستند، مادامى كه خوف و ترس )از گناه و معصيت داشته باشند) ، اداى امانت نمايند و حقّ را دريابند و مورد عمل قرار دهند.

بِئْسَ الْعَبْدُ يَكُونُ ذاوَجْهَيْنِ وَ ذالِسانَيْنِ.

بد شخصى است آنكه داراى دو چهره و دو زبان مى باشد، ) كه در پيش رو چيزى گويد و پشت سر چيز ديگر .(

مَنِ اسْتَشارَ لَمْ يَعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحاً، وَ عِنْدَالْخَطإ عاذِراً.

كسى كه در امور زندگى خود )با اهل معرفت( مشورت كند، چنانچه درست و صحيح عمل كرده باشد مورد تعريف و تمجيد قرار مى گيرد و اگر خطا و اشتباه كند عذرش پذيرفته است.

مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَكَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ ـ يعني الشّيطان.

هر كسى عقل و تدبيرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش )يعنى، شياطين انسى و جنّى و نيز هواهاى نفسانى) به راحتى او را مى فريبند و منحرف مى شود.

ما قُسِّمَ بَيْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.

چيزى با فضيلت تر و بهتر از عقل، بين بندگان توزيع نشده است، (تا جائيكه) خواب عاقل (هوشمند) افضل و بهتر از شب زنده دارىِ جاهل ِبى خرد است.

لا تَدْخُلُوا الْحَمّامَ عَلَى الرّيقِ، وَ لا تَدْخُلُوهُ حَتّى تُطْعِمُوا شَيْئاً.

بعد از صبحانه، بدون فاصله حمّام نرويد، همچنين سعى شود با معده خالى داخل حمام نرويد، بلكه حتّى الامكان قبل از رفتن به حمّام قدرى غذا بخوريد.

اِيّاكَ وَ الْمِزاحَ، فَاِنَّهُ يَذْهَبُ بِنُورِ ايمانِكَ، وَ يَسْتَخِفُّ مُرُوَّتَكَ.

بر حذر باش از شوخى و مزاح ِ(بيجا( چون كه نور ايمان را از بين مى برد و جوانمردى و آبرو را سبك و بى اهميّت مى گرداند.

اللَّحْمُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ، وَالسَّمَكُ يُذيبُ الْجَسَدَ.

خوردن گوشت، موجب روئيدن گوشت در بدن و فربهى آن مى گردد، ولى خوردن ماهى، گوشت بدن را آب و جسم را لاغر مى گرداند.

مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَكى عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نيَّتُهُ زيدَ فى رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإخْوانِهِ وَ أهْلِهِ مُدَّ فى عُمْرِهِ.

هر كه زبانش صادق باشد اعمالش تزكيه است، هر كه فكر و نيّتش نيك باشد در روزيش توسعه خواهد بود، هر كه به دوستان و آشنايانش نيكى و احسان كند، عمرش طولانى خواهد شد.

اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ بَكَتْ عَلَيْهِ الْمَلائِكَةُ وَ بُقاعُ الاَْرضِ.

زمانى كه مؤمن بميرد، ملائكه و ممتازترين قسمتهاي زمين براى او گريه مى كنند.

الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ كُلِّ خَيْر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَةً أنْمِلَةً كانَ خَيْراً لَهُ، وَ لَوْ وَلّى شَرْقَها وَ غَرْبَها كانَ خَيْراً لَهُ.

مؤمن (هميشه، در همه حالات) در معرض خير و سعادت خواهد بود، چنانچه (در سختى قرار گيرد و ) بندهاى بدنش قطعه قطعه گردد برايش خير و خوشبختى است، و اگر هم تمام شرق و غرب دنيا در اختيارش قرار گيرد، نيز برايش خير و سعادت است.

مَنْ اَرادَ أنْ يَكُونَ أقْوىَ النّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ علَى اللّهِ.

هركس بخواهد (در هر جهتى) قوى ترين ِ مردم باشد بايد توكّل در همه امور، بر خداوند سبحان نمايد.

أداءُ الاْمانَةِ وَ الصِّدقُ يَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخِيانَةُ وَ الْكِذْبُ يَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ.

امانتدارى و راست گوئى، هر دو موجب توسعه روزى مى شوند، وليكن خيانت در امانت و دروغگوئى موجب فلاكت و بيچارگى و سبب تيرگى دل مى باشد.

أبْلِغْ خَيْراً وَ قُلْ خَيْراً وَ لا تَكُنْ إمَّعَة.

نسبت به هم نوع خود خير و نيكى داشته باش، و سخن خوب و مفيد بگو، و خود را تابع بى تفاوت و بى مسئوليّت قرار مده.

تَفَقَّهُوا فى دينَ اللهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصيرَةِ، وَ تَمامُ الْعِبادَةِ، وَ السَّبَبُ اِلَى الْمَنازِلِ الرَفيعَةِ وَ الرُّتَبِ الْجَليلَةِ فِى الدّينِ وَ الدّنيا.

مسائل و احكام اعتقادى و عملى دين را فرا گيريد، چون كه شناخت احكام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، كليد بينائى و بينش و انديشه مى باشد و موجب تماميّت كمال عبادات و اعمال مى گردد، و راه به سوى مقامات و منازل بلند مرتبه دنيا و آخرت است.

فَضْلُ الْفَقيهِ عَلَى العابِدِ كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْكَواكِبِ، وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فى دينِهِ لَمْ يَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً.

وَ قالَ: عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَ صَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلكِنْ قَرِّبْهُ وَ عَلِّمْهُ.

ارزش و فضيلت فقيه بر عابد همانند فضيلت خورشيد بر ستاره ها است، و كسى كه در امور دين فقيه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضى نخواهد بود.

و فرمود: عالِم را به جهت عملش تعظيم و احترام كن و با او منازعه منما، و اعتنائى به جاهل مكن ولى طردش هم نگردان، بلكه او را جذب نما و آنچه نمى داند تعليمش بده.

دَخَلْتُ إلَيْهِ، فَقالَ: لا تَسْتَغْني شيعَتُنا عَنْ أرْبَع:

خُمْرَة يُصَلِّي عَلَيْها، وَ خاتَم يَتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواك يَسْتاكُ بِهِ، وَ سُبْحَة مِنْ طينِ قَبْرِ أبي عَبْدِ اللّهِ فيها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّةً، مَتى قَلَّبَهَا ذاكِراً لِلّهِ كُتِبَ لَهُ بِكُلِّ حَبَّة أرْبَعُونَ حَسَنَةً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِياً يَعْبَثُ بِها كُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَةً.

شيعيان و دوستان ما (در هر حال و در هر كجا كه باشند) از چهار چيز نبايد بى نياز باشند:

جانمازى كه بر آن نماز بخوانند، انگشترى كه در دست نمايند، مسواكى كه دندانهاى خود را به وسيله آن مسواك كنند، و تسبيحى از تُربت امام حسين (ع) كه داراى 34 دانه باشد و به وسيله آن ذِكر گويد، كه خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حَسَنِه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد، و چنانچه آن را دست گيرد بدون آن كه ذِكرى و دعائى بخواند 20 حسنه به او داده مى شود.

صَلوةُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللهِ لِكُلِّ مُؤمِن.

انجام نمازهاى مستحبّى، هر مؤمنى را به خداوند متعال نزديك مى نمايد.

مَثَلُ الدّنيا مَثَلُ الْحَيَّةِ، مَسُّها لَيِّنٌ وَ فى جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ،يَحْذَرُهَا الرِّجالُ ذَوِى الْعُقُولِ وَ يَهْوى اِلَيْهَاالصِّبْيانُ بِأيْديهِمْ.

مَثَل دنيا همانند مار است كه پوست ظاهر آن نرم و لطيف و خوشرنگ، ولى در درون آن سمّ كشنده اى است كه مردان عاقل و هشيار از آن گريزانند و بچّه صفتان و بولهوسان به آن عشق مي ورزند .

مَثَلُ الدُّنيا مَثَلُ ماءِالْبَحْرِ كُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعطْشانُ اِزْدادَ عَطَشاً حَتّى يَقْتُلُهُ.

مَثَل دنيا (و اموال و زيورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دريا است كه انسانِ تشنه، هر چه از آن بياشامد بيشتر تشنه مى شود و آنقدر ميل مى كند تا هلاك شود.

لَيْسَ الْقَبْلَةُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَةِ وَ الْوَلَدِ الصَّغيرِ.

بوسيدن لب ها و دهان (براى يكديگر در هر حالتى) صحيح نيست مگر براى همسر و يا فرزند كوچك.

مَنْ نَظَرَ بِرَأيْهِ هَلَكَ، وَ مَنْ تَرَكَ أهْلَ بَيْتِ نَبيِّهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَكَ كِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبيِّهِ كَفَرَ.

هركس به رأى و سليقه خود اهميّت دهد و در مسائل دين به آن عمل كند هلاك مى شود، و هركس اهل بيت پيغمبر (ص) را رها كند گمراه مى گردد، و هركس قرآن و سنّت رسول خدا (ص) را ترك كند كافر مى باشد.

إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ.

همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اى را كه زياد بخوابد، و دشمن دارد آن بنده اى را كه بيكار باشد.

التَّواضُعُ: أنْ تُعْطِيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.

تواضع و فروتنى آن است كه آنچه دوست دارى، ديگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره ديگران انجام دهى.

يُسْتَحَبُّ غَرامَةُ الْغُلامِ فى صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَليماً فى كِبَرِهِ وَ يَنْبَغى لِلرَّجُلِ أنْ يُوَسِّعَ عَلى عَيالِهِ لِئَلاّ يَتَمَنَّوْا مَوْتَهَ.

بهتر است پسر را در دوران كودكى به كارهاى مختلف و سخت، وادار نمائى تا در بزرگى حليم و بردبار باشد، و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نياز كند تا آرزوى مرگش را ننمايند.

لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْم، فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتَزادَ اللهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَيِّئاً إسْتَغْفَرَاللهَ وَ تابَ اِلَيْهِ.

از شيعيان و دوستان ما نيست، كسى كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نيّاتش خوب بوده، سعى كند بر آنها بيفزايد و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نمايد.

ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن، فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ، إلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشيكاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ، وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

بلا و گرفتارى بر مؤمنى وارد نمى شود مگر آنكه خداوند جلّ و على بر او الهام مى فرستد كه به درگاه بارى تعالى دعا نمايد، و آن بلا سريع بر طرف خواهد شد، و چنانچه از دعا خود دارى نمايد، آن بلا و گرفتارى طولانى گردد، پس هرگاه فتنه و بلائى بر شما وارد شود، به درگاه خداوند مهربان دعا و زارى نمائيد.

ما فِى الْميزانِ شَيْيءٌ أثْقَلُ مِنَ الصَّلاةِ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمّد.

در ميزان الهى نيست عمل و چيزى، سنگين تر از ذكر صلوات بر محمّد و اهل بيتش (صلوات الله عليهم اجمعين).

قَليلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ كَثيرُالْعَمَلِ مِنْ أهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.

اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر اجر خواهد داشت گرچه قليل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گرچه زياد كار و خدمت و عبادت كند پذيرفته نخواهد بود.

وَشَعْرُ الْجَسَدِ إذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلْبِ، وَأرْخىَ الْمَفاصِلَ، وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَالسِلَّ، وَ إنَّ النُّورَةَ تَزيدُ فِى ماءِالصُّلْبِ، وَ تُقَّوِى الْبَدَنَ، وَتَزيدُ فى شَخْمِ الْكُلْيَتَيْنِ، وَ تَسْمِنُ الْبَدَنَ.

موهاى بدن ـ زير بغل و اطراف عورت ـ چنانچه بلند شود سبب قطع و كمبود آب كمر، سستى مفاصل استخوان و ضعف سينه و گلو خواهد شد، استعمال نوره سبب تقويت تمامى آن ها مى باشد.

ثَلاثَةٌ يَجْلُونَ الْبَصَرَ:

النَّظَرُ إلَى الخُضْرَةِ، وَ النَّظَرُ إلَى الْماءِالْجارى، وَ النَّظَرُ إلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ.

سه چيز بر نورانيّت چشم مى افزايد:

نگاه بر سبزه، نگاه بر آب جارى و نگاه به صورت زيبا

إنَّ الاْرْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّة، وَ أنَا وَ اللهِ ذلِكَ الْحُجَّةُ.

همانا زمين در هيچ موقعيّتى خالى از حجّت خدا نيست و به خدا سوگند كه من خليفه و حجّت خداوند هستم.

ألْمُؤْمِنُ مِثْلُ كَفَّتَىِ الْميزانِ كُلَّما زيدَ فى ايمانِهِ زيدَ فى بَلائِهِ.

مؤمن همانند دو كفّه ترازو است، كه هر چه ايمانش افزوده شود بلاها و آزمايشاتش بيشتر مى گردد.

إنَّما أمِرْتُمْ أنْ تَسْئَلُوا، وَ لَيْسَ عَلَيْنَا الْجَوابُ، إنَّما ذلِكَ إلَيْنا.

شماها مأمور شده ايد كه {از ما اهل بيت رسول الله (ص)} سؤال كنيد، وليكن جواب و پاسخ آنها بر ما واجب نيست بلكه اگر مصلحت بود پاسخ مى دهيم وگرنه ساكت مى باشيم.

ما ذِئْبانِ ضارِبانِ فى غَنَم قَدْ غابَ عَنْهُ رُعاؤُها، بِأضَرَّ فى دينِ مُسْلِم مِنْ حُبِّ الرِّياسَةِ.

خطر و ضرر علاقه به رياست براى مسلمان ، بيش از دو گرگ درنده اى است كه به گله گوسفندى بدون چوپان حمله كنند.

الإيمانُ فَوْقَ الاْسْلامِ بِدَرَجَة، وَالتَّقْوى فَوْقَ الإيمانِ بِدَرَجَة، وَ الْيَقينُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَة، وَ ما قُسِّمَ فِى النّاسِ شَيْيءٌ أقَلُّ مِنَ الْيَقينِ.

ايمان، يك درجه از اسلام بالاتر است،تقوى نيز، يك درجه از ايمان بالاتر. يقين، يك درجه از تقوى بالاتر و برتر مى باشد و درجه اى كمتر از مرحله يقين در بين مردم ثمره بخش نخواهد بود.

 

 

برگرفته از : گلچين احاديث معصومين

مرجع : سايت انديشه قم

 


 

پنجشنبه 18 مرداد1386 ساعت 0:3 قبل از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


مهمترین کتب تفسیر قرآن کریم (2) - 13/5/1386

نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

ب- شاخه ي تفسيرهاي فقهي اهل تسنن

1.نام كتاب: تفسير احكام القرآن

نويسنده: محمّد بن ادريس شافعي

نوشته شده در قرن: دوم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

2.نام كتاب: تفسير احكام القرآن

نويسنده: ابوبكر احمد بن علي الرازي حصّاص

نوشته شده در قرن: سوم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

3.نام كتاب: تفسير احكام القرآن

نويسنده: عماد الدين ابوالحسن علي بن محمّد طبري كياهراسي

نوشته شده در قرن: پنجم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

4.نام كتاب: تفسير احكام القرآن

نويسنده: ابوبكر محمّد بن عبدالله بن محمّد اندلسي

نوشته شده در قرن: پنجم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

۵.نام كتاب: الجامع لاحكام القرآن

نويسنده: ابوعبدالله محمّد بن احمد انصاري قرطبي

نوشته شده در قرن: ششم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

6.نام كتاب: التفسيرات الاحمديه

نويسنده: احمد بن ابي سعيد بن عبدالله

نوشته شده در قرن: يازدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

7.نام كتاب: نيل المرام من تفسير آيات الاحكام

نويسنده: ابوالطيب سيّد محمّد صديق بن حسن خان قنوجي بخاري

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

8.نام كتاب: تفسير آيات الاحكام

نويسنده: محمّد علي سايس

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

9.نام كتب: روائع البيان في تفسير آيات الاحكام؛ صفوة التفاسير

نويسنده: محمّد علي صابون

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

الف-شاخه ي تفسيرهاي كلامي شيعه 

1.نام كتاب: حدائق ذات بهجة(معروف به تفسير قزويني ميباشد)

نويسنده: ابويوسف عبدالسلام قزويني

نوشته شده در قرن: چهارم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

2.نام كتاب: متشابه القرآن و مختلفه

نويسنده: ابن شهر آشوب مازندراني

نوشته شده در قرن: پنجم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

3.نام كتاب: بلابل القلاقل

نويسنده: ابومكارم محمود بن محمّد حسني

نوشته شده در قرن: هفتم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

4.نام كتاب: دقائق التأويل و حقائق التنزيل

نويسنده: ابومكارم محمود بن محمّد حسني

نوشته شده در قرن: هفتم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

 

5.نام كتاب: جلاء الذهان و جلاء الاحزان

نويسنده: ابو محاسن حسين بن حسن جرجاني

نوشته شده در قرن: هشتم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

 

6.نام كتاب: فتح القدير

نويسنده: محمّد بن علي بن عبدالله شوكاني

نوشته شده در قرن: دوازدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

7.نام كتاب: لوامع التنزيل و سواطع التأويل

نويسنده: ابوالقاسم رضوي لاهوري

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

 

8.نام كتاب: الفرقان

نويسنده: شيخ محمّد صادق تهراني

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

۹.نام كتاب: لوامع التنزيل و سواطع التأويل

نويسنده: ابوالقاسم رضوي لاهوري

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

 

نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

ب- شاخه ي تفسيرهاي كلامي اهل تسنن

1.نام كتب: تأويلات القرآن؛ تأويلات اهل السنة و تفسير ماتريدي

نويسنده: ابومنصور محمّد بن محمود ماتريدي

نوشته شده در قرن: سوم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

2.نام كتب: متشابه القرآن؛ تنزيه القرآن عن المطاعن

نويسنده: قاضي عبدالجبار همداني

نوشته شده در قرن: چهارم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

3.نام كتاب: مدارك التنزيل و حقائق التأويل

نويسنده: عبدالله بن احمد بن محمود نفي

نوشته شده در قرن: هفتم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

4.نام كتاب: بيان المعاني

نويسنده: عبدالقادر ملا خويش ال غاري

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

5.نام كتاب: مدارك التنزيل و حقائق التأويل

نويسنده: عبدالله بن احمد بن محمود نفي

نوشته شده در قرن: هفتم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

  

نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

شاخه ي تفسيرهاي فلسفي شيعه

1.نام كتاب: مد تفسير ابن سينا

نويسنده: ابوعلي سينا

نوشته شده در قرن: چهارم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

2.نام كتاب: تفسير القرآن الكريم

نويسنده: محمّد بن ابراهيم صدرالدين شيرازي(معروف به صدر المتأملمين)

نوشته شده در قرن: دهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

3.نام كتاب: تحفة الابرار في تفسير القرآن

نويسنده: ملا محمّد ملائكه

نوشته شده در قرن: دوازدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

4.نام كتاب: تفسير رضوان

نويسنده: ميرزا عبدالوهاب

نوشته شده در قرن: دوازدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

الف- شاخه ي تفسيرهاي عرفاني شيعه

1.نام كتاب: تفسير شاه نعمت الله

نويسنده: نعمت الله كرماني

نوشته شده در قرن: هشتم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

2.نام كتاب: غنائم العارفين في تفسير القرآن المبين

نويسنده: شيخ محمّد علي برغاني قزويني

نوشته شده در قرن: دوازدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي


3.نام كتاب: مناظر الانوار و مظاهر الاسرار في تفسير كتاب الله الملك الجبار

نويسنده: محمّد تقي قزويني

نوشته شده در قرن: دوازدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

4.نام كتاب: بحرالاسرار

نويسنده: ميرزا محمّد تقي كرماني

نوشته شده در قرن: دوازدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

5.نام كتاب: بيان السعاده في مقامات العبادة

نويسنده: سلطان محمّد بن حيدر گنابادي

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

6.نام كتاب: اسرار العشق

نويسنده: شيخ اسدالله ايزد گشب

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي


7.نام كتاب: الغيب و الشهادة من خلال القرآن

نويسنده: محمّد علي بازوري

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي


8.نام كتاب: تفسير سوره حمد

نويسنده: امام خميني (قدس السره الشريف)

نوشته شده در قرن: معاصر

نوشته شده به زبان: عربي


نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

ب- شاخه ي تفسيرهاي عرفاني اهل تسنن

1.نام كتاب: تفسير القرآن العظيم

نويسنده: سهل بن عبدالله تستري

نوشته شده در قرن: دوم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

2.نام كتاب: لطائف الاشارات

نويسنده: ابوالقاسم عبدالكريم بن هوازن قشيري

نوشته شده در قرن: چهارم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

3.نام كتاب: كشف الاسرار و عدة الابرار

نويسنده: ابوالفضل رشيد الدين ميبدي

نوشته شده در قرن: ششم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

 

4.نام كتاب: رحمة من الرحمن

نويسنده: محيي الدين محمّد بن علي بن محمّد بن عبدالله العربي

نوشته شده در قرن: ششم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

5.نام كتاب: تبصير الرحمن و تيسير المنّان

نويسنده: علي بن احمد بن ابراهيم مهايمي

نوشته شده در قرن: هشتم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

6.نام كتاب: الفواتح الالهيه و المفاتيح الغيبيه الموضحة للكم القرآنيه و الحكم الفرقانيه

نويسنده: نعمة الله بن محمود نخجواني

نوشته شده در قرن: نهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

7.نام كتاب: روح البيان

نويسنده: اسماعيل حقي بروسوي

نوشته شده در قرن: يازدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

8.نام كتاب: الفتوحات الالهيه

نويسنده: سليمان بن عمر عجيلي (معروف به جمل)

نوشته شده در قرن: دوازدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

9.نام كتاب: مراحل لبيد

نويسنده: شيخ محمّد بن عمر نووي

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

 

نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

الف- شاخه ي تفسيرهاي ترتيبي شيعه

1.نام كتاب: خلاصة البيان في تفسير القرآن

نويسنده: سيّد هاشم حسيني ميردامادي

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

 

2.نام كتاب: خلاص پرتوي از قرآن

نويسنده: آيت الله سيّد محمود طالقاني

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

 

3.نام كتاب: روان جديد

نويسنده: ميرزا محمّد ثقفي

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

 

4.نام كتاب: من وحي القرآن

نويسنده: سيّد محمّد حسين فضل الله

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي


5.نام كتاب: تقريب القرآن الي الاذهان

نويسنده: سيّد محمّد حسيني شيرازي

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

۶.نام كتاب: روان جديد

نويسنده: ميرزا محمّد ثقفي

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

 

نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

ب- شاخه ي تفسيرهاي ترتيبي اهل تسنن

1.نام كتاب: المنار

نويسندگان: شيخ محمّد عبده ؛ محمّد رشيد رضا

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

2.نام كتاب: تفسير المراغي

نويسنده: شيخ احمد بن مصطفي مراغي

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

3.نام كتاب: في ظلال القرآن

نويسنده: سيّد قطب

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

4.نام كتاب: الاساس في التفسير

نويسنده: سعيد حوي

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

5.نام كتاب: الواضح

نويسنده: شيخ محمّد محمود مجازي

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

الف- شاخه ي تفسيرهاي اجتماعي شيعه
1.نام كتاب: تفسير عاملي

نويسنده: ابراهيم عاملي

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

2.نام كتاب: الاء الرحمن في تفسير القرآن

نويسنده: محمّد جواد بلاغي نجفي

نوشته شده در قرن: سيزدهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

3.نام كتاب: الكاشف

نويسنده: محمّد جواد مغنيه

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربی

4.نام كتاب: مخزن العرفان، كنزالعرفان

نويسنده: سيّده نصرت بنت محمّد علي امين

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

5.نام كتاب: منشور جاويد

نويسنده: علّامه جعفر سبحاني

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي

6.نام كتاب: الوجيز في تفسير الكتاب العزيز

نويسنده: علي محمّد دخيل

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

7.نام كتاب: من هدي القرآن

نويسنده: سيّد محمّد تقي مدرسي

نوشته شده در قرن: چهار معاصر

نوشته شده به زبان: عربي


نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

ب- شاخه ي تفسيرهاي اجتماعي اهل تسنن
1.نام كتاب: بدايع التفسير

نويسنده: شمس الدين ابن قيّم

نوشته شده در: سال 1350 ميلادي

نوشته شده به زبان: عربي

 

2.نام كتاب: التحرير و التنوير

نويسنده: محمّد طاهر بن عاشورا

نوشته شده در قرن: چهاردهم هجري قمري

نوشته شده به زبان: عربي

 

3.نام كتاب: الحديث

نويسنده: محمّد عزه دروزه نابلسي

نوشته شده در: سال 1400 ميلادي

نوشته شده به زبان: عربي

 

4.نام كتاب: التفسير القرآني للقرآن

نويسنده: عبدالكريم خطيب

نوشته شده در قرن: معاصر

نوشته شده به زبان: عربي

 

5.نام كتاب: المنير

نويسنده: رهبة الزحيلي

نوشته شده در قرن: معاصر

نوشته شده به زبان: عربي


نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

شاخه ي تفسيرهاي علمي تجربي اهل تسنن

1.نام كتاب: كشف الاسرار النورانيه القرآنيه

نويسنده: محمّد بن احمد اسكندري

نوشته شده در: سال 1306 ميلادي

نوشته شده به زبان: عربي


2.نام كتاب: الجواهر في تفسير القرآن

نويسنده: شيخ طنطاوي بن جوهر مصري

نوشته شده در: سال 1358 ميلادي

نوشته شده به زبان: عربي


3.نام كتاب: التفسير العلمي للايات الكونيه

نويسنده: احمد حنفي

نوشته شده در قرن: معاصر

نوشته شده به زبان: عربي


4.نام كتاب: التفسير الفريد للقرآن المجيد

نويسنده: محمّد عبدالمنعم الجمال

نوشته شده در قرن: معاصر

نوشته شده به زبان: عربي


نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

الف- شاخه ي تفسيرهاي جامع شيعه

1.نام كتاب: التبيان في تفسير القرآن

نويسنده: محمّد بن حسن طوسي (معروف به شيخ طوسي)

نوشته شده در: سال 460 ميلادي

نوشته شده به زبان: عربي


2.نام كتاب: مجمع البيان في تفسير القرآن

نويسنده: فضل بن حسن طبرسي

نوشته شده در: سال 548 ميلادي

نوشته شده به زبان: عربي


3.نام كتاب: روض الجنان و روح الجنان

نويسنده: شيخ ابوالفتوح رازي

نوشته شده در قرن: ششم هجري قمري

نوشته شده به زبان: فارسي


4.نام كتاب: حجة التفاسير

نويسنده: سيّد عبدالحجة بلاغي

نوشته شده در: سال 1399 ميلادي

نوشته شده به زبان: فارسي


5.نام كتاب: الميزان

نويسنده: علامه سيّد محمّد حسين طباطبائي

نوشته شده در: سال 1402 ميلادي

نوشته شده به زبان: عربي


6.نام كتاب: تفسير نمونه

نويسنده: آية الله ناصر مكارم شيرازي به ياري جمعي از فضلاء

نوشته شده درقرن: معاصر

نوشته شده به زبان: فارسي


7.نام كتاب: البصائر

نويسنده: يعسوب الدين رستگار جويباري

نوشته شده درقرن: معاصر

نوشته شده به زبان: عربي


نمونه كتابهايي از تفسير اجتهادي؛

ب- شاخه ي تفسيرهاي جامع اهل تسنن

1.نام كتاب: مفاتيح الغيب

نويسنده: ابوعبدالله محمّد بن حسين طبرستاني رازي (معروف به فخر رازي)

نوشته شده در: سال 602 ميلادي

نوشته شده به زبان: عربي


2.نام كتاب: انوار التنزيل و اسرار التأويل

نويسنده: ناصر الدين ابوسعيد عبدالله بن عمر (معروف به بيضاوي)

نوشته شده در: سال 691 ميلادي

نوشته شده به زبان: عربي


3.نام كتاب: روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني

نويسنده: شهاب الدين سيّد محمود اكوسي بغدادي

نوشته شده در: سال 1270 ميلادي

نوشته شده به زبان: عربي


4.نام كتاب: صفوة التفاسير

نويسنده: محمّد علي بن جميل صابوني

نوشته شده در قرن: معاصر

نوشته شده به زبان: عربي


پـــايـــان

مرجـع : سايت انديشه قــم

 


 

شنبه 13 مرداد1386 ساعت 3:16 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت