تبليغاتX

دعا و مناجات
آداب روزه دار در وقت افطار - 29/6/1386

به نام خداوند بخشنده مهربان

اعمالِ واجب و مستحبي كه از معصومين(ع) روايت شده كه خوب است شخص روزه دار در وقت افطار به جاي آورد عبارتند از:

واجب است كه روزه دار، افطار كند با غذاهاي پاكيزه از حرام و شبهات.

 

مستحب است كه روزه دار، بعد از نماز شام(نماز مغرب) افطار كند؛ مگر آنكه ضعف بر او غلبه كرده باشد يا جمعي منتظر او باشند.

مستحب است كه روزه دار، افطار كند با خرماي حلال تا ثواب نمازش چهار صد برابر گردد و نيز به آب خرما(شيره خرما)،حلوا،نبات و به آب گرم افطار نمايد.

مستحب است كه روزه دار، در وقت افطار دعاهاي ذيل را بخواند:

اَللّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَ عَلي رِزْقِكَ اَفْطَرْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ:خدايا براي تو روزه گرفتم و به روزي تو افطار مي كنم و بر تو توكّل دارم.

اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيم:خدايا اي پروردگار نور بزرگ.

بِسْمِ اللهِ اللّهُمَّ لَكَ صُمْنا وَ عَلي رِزْقِكَ اَفْطَرنا فَتَقَبَّلْ مِنّا اِنَّكَ اَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ: به نام خدا خدايا براي تو روزه گرفتيم و به روزي تو افطار كرديم پس از ما قبول كن زيرا كه تو شنواي دانايي.

 

مستحب است كه روزه دار در لقمه ي اول افطار بگويد: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ اغْفِرْلي: به نام خداوند بخشنده مهربان اي كه آمرزش به او گسترده است.

 

مستحب است كه روزدار، در وقت افطار سوره ي مباركه "قدر" را تلاوت نمايد.

مستحب است كه روزه دار، در وقت افطار صدقه دهد و ديگر روزه داران را افطاري دهد( حتي به چند دانه خرما يا تُنگي آب).

در همين رابطه از امام صادق(ع) نقل است كه فرمودند:

"هر مؤمني كه اطعام كند مؤمني را لقمه اي در ماه رمضان، بنويسد حق تعالي براي او اجر كسي كه سي بنده ي مؤمن، آزاد كرده باشد و از براي او باشد نزد حق تعالي يك دعاي مستجاب".

 

 

برگرفته از كتاب مفاتيح الجنان

   التماس دعا

 


 

پنجشنبه 29 شهریور1386 ساعت 12:13 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


ابوحمزه ثمالي كه بود؟ - 25/6/1386

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

"ثابت بن دينار" ملقّب به "ابو حمزه ثمالي" يكي از با وفاترين ياران امام چهارم شيعيان، حضرت امام زين العابدين(ع) بود. وي در زمان امامت سه امام ديگر] امام محمّد باقر(ع)، امام جعفر صادق(ع) و چند صباحي در زمان امام موسي كاظم(ع)[ روزگار گذرانده و به نقل از کتاب "صفحاتي از زندگاني امام صادق(ع)" در سال 150 قمري درگذشته است.

يكي از زيباترين و در واقع بلندترين ادعيه ي مشهور از امام زين العابدين(ع) كه زينت بخش سحرهاي زيباي ماه مبارك رمضان مي باشد، دعاي معروف "ابو حمزه" مي باشد كه به دليل روايت اين دعا توسط ابو حمزه ثمالي؛ به نام وي نامگذاري شده است.

همچنين وي، راوي كتب "تفسير القرآن" و "رسالة الحقوق" امام زين العابدين(ع) نيز مي باشد.

 

 فرازي كوتاه از دعاي زيباي ابوحمزه ثمالي:

اِلهى!

اِنْ اَدْخَلْتَنِى النّارَ فَفى ذلِكَ سُرُورعَدُوِّكَ وَ اِنْ اَدْخَلْتَنِى الْجَنَّةَ فَفى ذلِكَ سُرُورُ نَبِيِّكَ وَ أَنَا وَاللّهِ اَعْلَمُ اَنَّ سُرُورَ نَبِيِّكَ اَحَبُّ اِلَيْكَ مِنْ سُرُورِ عَدُوِّكَ.

خـدايـا!

اگـر بـه دوزخـم بـبـرى ايـن كار موجب خوشحالى دشمنت گردد و اگر به بهشتم ببرى مـوجـب خـوشـحـالى پـيـامـبـرت بـشـود و مـن بـه خـدا سـوگـنـد مـسـلّمـا مـى دانـم كـه خوشحال شدن پيامبرت را بيشتر از خوشحال شدن دشمنت دوست دارى.

اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ!

اَنْ تَمْلاََ قَلْبى حُبّاً لَكَ وَخَشْيَةً مِنْكَ وَ تَصْديقاً بِكِتابِكَ وَ ايماناً بِكَ وَ فَرَقاً مِنْكَ وَ شَوْقاً اِلَيْكَ يا ذَاالْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ حَبِّبْ اِلَىَّ لِقائَكَ وَ اَحْبِبْ لِقآئى وَاجْعَلْ لى فى لِقآئِكَ الرّاحَةَ وَالْفَرَجَ وَالْكَرامَةَ.

خدايا از تو مى خواهم!

كه دلم را پركنى از محبت و ترس از خـودت و تـصـديق به كتابت و ايمان به خودت و هراس و  انديشه از خود و اشتياق به سوى خود اى صـاحـب جـلال و بزرگوارى مرا دوستدار لقاى خويش كن و نيز لقاى مرا دوست بدار و در لقـاء خـود بـراى مـن آرامـش و گـشـايـش و كرامتى قرار ده".

 

                                                                                                      آمين ؛ التماس دعا

 

 لینکهاي مرتبط با اين موضوع:

» متن كامل دعاي ابوحمزه ثمالي با ترجمه فارسي

» شرح دعاي ابوحمزه ثمالي به روايت آيت الله جوادي آملي

 


 

یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت 1:14 قبل از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


روزه از دیدگاه اسلام - 23/6/1386

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

 رسول اكرم(ص) فرمودند :

"اِنَّ الْشِيْطاَنَ لِيَجْرىِ مِنْ اِبْنِ آدَمَ مَجْرى الدَّمِ فَضَيْقوُا مَجَاريِهَ بِالجْوُع: همانا شيطان جريان مى‏يابد و نفوذ مى‏كند در فرزندان آدم، مانند جريان خون در بدن؛ پس مجارى شيطان را در وجود خود به واسطه گرسنگى (يعنى روزه گرفتن) تنگ نمائيد".

 تاريخچه روزه:

تاريخ روزه، براي اولين بار در اسلام به سال ششم هجري قمري مي‌رسد. زماني كه پيامبر اكرم(ص) پس از صلح حدیبیه ،راهي مدينه منوّره شدند، ايشان در مدينه اعمال ماه مبارک رمضان و سپس ماه شوال را بجا آوردند. از طرفی بنا به منابعی که دوست بزرگوار(سرگروه وبلاگ پر محتوای الهیات) به آن اشاره فرمودند تاریخ روزه به سال دوم هجری بر می گردد.

اسلام جايگاه خاصّي براي روزه قائل مي‌باشد، تا آنجا كه در حديثي از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است كه فرمودند: "يكي از ستون‌هاي محكمي كه اسلام بر آن استوار گرديده است روزه‌داري در ماه مبارك رمضان مي‌باشد".

روزه گرفتن تنها متعلق به دين مبين اسلام نمي‌باشد.در آيه 183 سوره ي مباركه بقره آمده:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ: اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شده، همانگونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شد تا پرهيزكار شويد".

طبق فرموده ي اين آيه ي مبارك، روشن مي‌شود كه روزه، در همه اديان پيشين وجود داشته. خداوند یکتا براي شفاف نمودن بيشتر اين موضوع، در سوره مباركه مريم در آيه 26 در جريان تولّد حضرت عيسي(ع) خطاب به حضرت مريم(س) مي‌فرمايد:

"فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا: پس (از آن خرما) بخور و (از آن نهر) بياشام و خاطرت را شاد و خوش دار، و اگر از مردم كسى را ديدي (كه درباره نوزادت پرسيد( بگو: من براى (خداى) رحمان روزه (سكوت) نذر كرده ام، پس هرگز امروز با هيچ انسانى سخن نخواهم گفت". 

ر وزه چيست؟

مولاي متّقيان حضرت علي (ع) مي‌فرمايند: "روزه ي دل، با ارزش‌تر از روزه ي زبان و روزه ي زبان،با ارزش‌تر از روزه ي شكم است."

روزه از جمله اعمال عبادي است كه به امر خدا، در آن انسان، در طول مدتي معيّن و ساعاتي خاص از شبانه روز؛ از خوردن، آشاميدن، غريزه جنسي و حتي در برخي موارد، از صحبت كردن نيز دست مي‌كشد.

هر چند كه از ديدگاه برخي افراد - نميخواهم بگويم كفّار و افراد بي دين، بلكه افراد كوته فكر كه عميقانه به مسائل، خصوصاً مسائل ديني بي توجه اند -  كاري بس عبث و بيهوده است و جز عذاب جسم و روح براي آدمي ارمغاني ندارد! اما در اصل، اين كنترل جسم تنها بهانه‌اي است تا انسان بيشتر به نفس خود توجّه پيدا كند كه اين همان هدف نهايي روزه گرفتن است.

 چگونه روزه بگيريم؟

بر طبق احاديث معصومين(ع) فرد روزه دار بايد:

خود را از گناه دور نگه دارد و بسيار سكوت كند، مگر از خير (جز سخن خير نگويد) و با زيردستان و دوستان خود مهربان بوده و با آنها مدارا نمايد.بايد گوش و چشم خود را  از حرام و زشتي ها دور نگه دارد. از جدال و آزار رساندن به اطرافيان(همسر، دوست، فاميل و آشنا) خودداري كند و وقار روزه را حفظ نمايد.

 به طور اختصار مي توان گفت:

فرد روزه دار بايد طوري رفتار نمايد كه تفاوت روزي كه روزه است با روزي كه روزه نمي گيرد كاملاً بر وي و اطرافيان مشهود باشد.

 از پيامبر اكرم(ص) نقل است كه مي فرمايند:

"با تشنگي و گرسنگي خود در ماه مبارك رمضان، گرسنگي روز قيامت را به ياد آوريد. به فقيران صدقه بدهيد، به بزرگان احترام كرده و كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهيد.صله ي رحم را بجا آورده و زبان‌هاي خود را  از دروغ و هتك حرمت به ديگران حفظ كنيد. ديدگان خود را از آنچه نگاه به آن حرام است و گوش‌هاي خود را از آنچه گوش دادن به آن حلال نيست، نگه داريد. با يتيمان به مهرباني رفتار كنيد تا با يتيمان شما مهرباني شود. به درگاه خداوند يكتا از گناهان خود توبه كنيد و هنگام نماز دستهايتان را با دعا به طرف پروردگار جهانيان بلند كنيد؛ زيرا اين وقت (ايام و ليالي ماه مبارك رمضان) از بهترين اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه كرده و هنگامي كه از او بخواهند و با او مناجات نمايند، جواب آنان را مي‌دهد و اگر او را صدا بزنند، به آنان لبيك گفته و اگر دعا كنند، دعايشان را مستجاب مي نمايد.

 از ديگر اعمالي كه پيامبر اكرم(ص) به آن اشاره فرموده اند شامل موارد زير مي‌باشد:

استغفار، سجده و عبادت زياد، افطاري دادن، اصلاح اخلاق، آسان گرفتن بر زيردستان، تكريم ايتام، خواندن نمازهاي مستحبي، عمل به واجبات، ختم صلوات فراوان، تلاوت قرآن،خواندن دعا.

در راستاي اعمال مذكور كارهايي هم وجود دارد كه روزه‌دار را از انجام آن نهي مي‌نمايند. كارهايي كه هم روزه و هم وضو را باطل مي‌سازد، شامل: دروغ، غيبت، سخن چيني، نگاه شهوت انگيز، سوگند ناروا و دروغ.

 امام صادق(ع) در حديثي مي فرمايند:

"هنگامي كه روزه مي‌گيري، خود را به آخرت نزديك ببين با خضوع و خشوع و شكستگي و خواري‌اش، مانند بنده‌اي كه از مولاي خود ترسان است. دلت را از عيوب و باطنت را از حيله‌ها و منكرها پاك كن و از هرچه غيرخداست بيزاري جوي".

 

التماس دعا

 


 

جمعه 23 شهریور1386 ساعت 1:24 قبل از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


فرا رسیدن ماه عزیز رمضان مبارک - 21/6/1386

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

سلام

 

ماه مبارك رمضان آمد.

به آرامي ِ يك نسيم و به نرمي زيباترين ترمه ي بهشتي. عطر خوشش در فضاي روح و جان هر مسلماني نويد بخش اميد است و وصال. اميد ِنزديك تر شدن به معبود و يكتا پروردگار عالم.

كوچك و بزرگ، از ماه مبارك رمضان خاطرات خوبي در ذهن دارند. خاطراتي فراموش ناشدني كه زينت بخش دوران زندگي همه ي ماست.

دعاي وقت ِسحر، و التهاب ِ زمان افطار، نواي خوش "ربّنا" كه حال و هواي خاصّي دارد و بر هيچ كس پوشيده نيست.

ماه رمضان ِسالها قبل- زمان كودكي ام- برايم خاطره انگيزترين خاطرات زندگي است.

همدلي و همياري بانوان فاميل در تهيه و تدارك انواع غذاها و خوراكي هاي رنگين، البته با نظارت مامان بزرگ، تماشايي بود. وقت افطار كه مي شد، بابا بزرگ كه عادت داشت هميشه اول وقت نماز بخواند، بر سر سجّاده مي نشست و آرام و شمرده ، بدون هيچ تعجيلي ، نماز مي خواند و بعد از نماز، دعا.

بزرگترها، با اينكه از چهره ي تك تكشان ميشد فهميد كه چقدر دلشان ميخواست به جاي ما بچه ها بودند و روزه شان را هر چه زودتر افطار مي كردند، اما به احترام بابا بزرگ، مؤدب و منظم در كنار سفره به انتظار مي نشستند.

ما بچه ها هم كه در عالم كودكي به سر مي برديم. خوشحال و خندان، با روزه و بي روزه ، پاي سفره مي نشستيم و همين كه صداي "اللهُ اكبر" از گلدسته ي مسجد ِمحل بر مي خواست، شاد و سرخوش يك دل سير غذا مي خورديم.

مامان بزرگ عاشق گل ياس بود. عادت داشت سفره ي افطار و سحر را خصوصاً در فصل بهار، با گلهاي ياس سپيدِ شش پَر تزئين كند.

از آن سالها، تنها خاطراتي زيبا برايم باقي مانده است و با وجود گذشت ايّام، هنوز عطر خوش گلهاي ياس آن دوران را در اين ماه مبارك احساس ميكنم.

و خالی از لطف نیست كه عرض کنم، انتخاب نام کاربری"ياس"، به ياد مادر بزرگ مهربانم بوده است.

 

              

 

اللهم اجعل صيامی فيه صيام الصائِمين
خدايا! قرار بده روزه ی مرا از جمله روزه داران حقيقی


و قيامی فيه فيام القائِمين و نبهنی فيه عن نومه الغافلين
و بندگيم را بندگی بندگان واقعی قرار بده و از خواب عفلت بيدارم نما


و هب لی جرمی فيه يا اله العالمين و اعف عنی يا عافيا عن المجرمين
و درگذر از گناهانم ای خدای جهانيان! و مرا ببخش ای بخشنده گنهکاران!

 

 

"فرا رسیدن ماه عزیز رمضان مبارك"

  التماس دعا


 

چهارشنبه 21 شهریور1386 ساعت 2:32 قبل از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


تعداد زنان در هنگام ظهور امام زمان(عج) - 16/6/1386

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

                                                                       
براساس برخى از روايات، تعداد زنان در هنگام ظهور امام زمان(عج) بر چهارقسم، گروه بندي شده است.

 

گروه اول: حضور پنجاه زن در بين ياران امام

اولين گروه از زنانى كه به محضر امام زمان(عج) مى‏شتابند آنهايند كه در آن ايّام مى‏زيسته‏اند و همانند ديگر ياران امام(ع) به هنگام ظهور در حرم امن الهى به‏خدمت امام(ع) مى‏رسند.

 

در اين‏باره دو روايت وجود دارد:

روايت 1: امّ سلمه ضمن حديثى درباره علايم ظهور، از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده است كه فرمود: "يعوذ عائذ من الحرم فيجتمع الناس إليه كالطّير الواردة المتفرقة حتّى يجتمع إليه ثلاث مأة و أربعة عشر رجلاً فيه نسوة فيظهر على كلّ جبّار و ابن جبّار: در آن هنگام پناهنده‏اى به حرم امن الهى پناه مى‏آورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به يك سو هجوم مى‏برند به‏سوى او جمع مى‏شوند تا اينكه در نزد آن حضرت، سيصد و چهارده‏ نفر گرد مى‏آيند كه برخى از آنان زن مى‏باشند كه بر هر جبّار و جبّار زاده اى پيروز مى‏شود".

 

نورالدين على‏بن ابى بكر الهيثمى

كتاب، مجمع ‏الزوائد

 

روايت 2: جابربن يزيد جعفى، ضمن حديث مفصلى از امام باقر(ع) در بيان برخى نشانه‏هاى ظهور نقل كرده كه: "و يجيى‏ء واللَّه ثلاث مأة و بضعة عشر رجلاً فيهم خمسون امراة يجتمعون بمكة على غير ميعاد قزعاً كقزع الخريف يتبع بعضهم و هى‏الآية الّتى قال اللَّه: »أينما تكونوا يأت بكم اللَّه جميعاً إنّ اللَّه على كلّ شى‏ء قدير: به‏خدا سوگند، سيصد و سيزده نفر مى‏آيند كه پنجاه نفر از اين عدّه زن هستند كه بدون هيچ قرار قبلى در مكّه كنار يكديگر جمع خواهند شد. اين است معناى آيه شريفه: هرجا باشيد خداوند همه شما را حاضر مى‏كند. زيرا او بر هر كارى توانا است".

 

گروه دوم: زنان آسمانى

دسته دوم، چهارصد بانوى برگزيده هستند كه خداوند براى حكومت جهانى حضرت ولى‏عصر(عج) در آسمان ذخيره كرده است و با ظهور اولين گروه از زنانى كه به محضر امام زمان(عج) مى‏شتابند، آنهايند كه در آن ايّام مى‏زيسته‏اند و همانند ديگر ياران امام(ع) به هنگام ظهور در حرم امن الهى به‏خدمت امام(ع) مى‏رسند. آن حضرت به همراه حضرت عيسى(ع) به زمين مى‏آيند.

ابو هريره از پيامبراكرم(ص) روايت كرده كه:

"ينزل عيسى بن مريم على ثمان ماة رجل و أربع مائة امرأة خيار من على الأرض و أصلح من مضى: عيسى ‏بن مريم (ع) به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترين و شايسته‏ترين افراد روى زمين فرود خواهد آمد".


گروه سوم: رجعت زنان

سومين گروه از ياوران حضرت بقيّة الله(عج) زنانى هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان(عج) آنها را زنده خواهد كرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند نمود.

اين گروه دو دسته‏اند: "برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى ديگر فقط از آمدنشان سخن به‏ميان آمده است".

در منابع معتبر اسلامى نام سيزده زن ياد مى‏شود كه به هنگام ظهور قائم آل محمّد(عج) زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان(عج) به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بيماران خواهند پرداخت.

طبرى در دلائل الامامة، از مفضل‏بن عمر نقل كرده كه امام صادق فرمود:

"همراه قائم آل محمّد(عج) سيزده زن خواهند بود. گفتم: آنها را براى چه كارى مى‏خواهد؟ فرمود:به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بيماران را به‏عهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرماييد. فرمود: قنواء دختر رشيد هجرى، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه، زبيده‏ ام خالد احمسيّه، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنّيه. اين گروه سيزده نفرى رجعت خواهند كرد و خداوند براى قدردانى از ايشان، به بركت امام زمان(عج) آنها را زنده خواهد كرد".

 

يك توضيح:

در اين روايت امام صادق(ع) از آن سيزده زن فقط نام نُه نفر را ياد مى‏كند. در كتاب "خصايص فاطميّه" به ‏نام "نسبيه" و در كتاب "منتخب‏البصائر" به‏ "وتيره" و "أحبشيه" اشاره شده است.


ادامه مطلب

 

جمعه 16 شهریور1386 ساعت 3:50 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


نگاه اسلام به مقوله دوستی - 14/6/1386

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

مولاي متقيان حضرت على(ع) مي فرمايند:

"ناتوان‏ترين افراد كسى است كه، نتواند براى خود دوستى فراهم آورد؛ و ناتوان‏تر از او كسى است كه نتواند دوستان خود را نگه دارد."

 

سلام

آيا تا به حال به اين فكر كرده ايد كه از ابتداي زندگي، از همان وقتي كه عروسك ها و اسباب بازي هايمان را به ديگر همسالان خود قرض مي داديم،با آنها بازي مي كرديم،در عالم كودكي دعوا مي كرديم، گريه مي كرديم و خيلي زود دوباره آشتي؛ تا به امروز كه - به هر گونه اي-  وارد اجتماع شده و ارتباطات گسترده اي با اطرافيانمان داريم، چه تعداد دوست، به جمع دوستانمان اضافه كرده ايم يا خداي ناكرده از آن كاسته ايم؟

 

اسلام؛ اين گنجينه ي عظيم كه بدون كوچكترين منّتي در پيشگاه همه ي ما گسترده است و در همه ي موارد راه گشا و راهنماي خوبي براي ماست، ديدِ زيبايي نسبت به مقوله ي "دوست و دوست يابي" دارد.

 

صفات يك دوست خوب از ديدگاه اسلام

» ايمان و پارسايي

اگر با تعدادي از بزهكاران و افرادي كه به هر دليل در گوشه ي ندامتگاه ها به سر مي برند صحبت كنيد، عده ي كثيري از آنها دوست بد را عامل اصلي تباهي زندگي خود مي شمارند.

قرآن كريم در رابطه با داشتن اين صفت نيك - ايمان و پارسايي- در سوره ي مباركه آل عمران آيه 28 مي فرمايد:

"لا يَتَّخِذِ المُومِنُونَ الكافِرينَ أَولِياءَ مِن دُونِ المُومِنينَ وَ مَن يَفعَل ذلِكَ فَلَيسَ مِنَ اللهِ في شَيءٍ اِلا أَن تَتَّقُوا مِنهُم تُقيةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللهُ نَفسَهُ وَ اِلَي اللهِ المَصير: افراد با ايمان نبايد به جاي مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كند هيچ رابطه اي با خدا ندارد".

حال سؤال اين است كه از كجا مي توان نتيجه گرفت شخصي را كه براي دوستي انتخاب كرده ايم فردي با ايمان است؟

امام حسين(ع) مي فرمايند:

"اِنَّ اللهَ وَضَعَ الايمانَ عَلي سَبعَةِ أَسهُم عَلَي البِرِّ وَ الصِّدقِ وَ اليَقينِ وَ الِّرضا وَ الوَفاءِ وَ العِلمِ وَ الحِلمِ ؛ ثُمَّ قَسَّمَ ذلِكَ بَينَ الناس: همانا خداوند ايمان را بر هفت سهم نهاده است: نيكي، راستي، يقين، رضا، وفا، عِلم و حِلم؛ سپس آن را بين مردم قسمت كرده است".

همچنين حضرت علي (ع) درباره ي نشانه ي ايمان در افراد مي فرمايند:

"عَلامَةُ الايمانِ أَن تُوثِرَ الصِّدقَ حَيثُ يَضُرُّكَ عَلَي الكِذبِ حَيثُ يَنفَعُكُ وَ أَلا يَكُونَ في حَديثِكَ فَضلٌ عَن عِلمِكَ وَ أَن تَتَّقِي اللهَ في حَديثِ غَيرِك : نشانه ي ايمان آن است كه راستگويي را در جايي كه به زيان توست، بر دروغ در جايي كه به نفع توست مقدّم داري؛ و در سُخنت چيزي زياده از عملت نباشد و در هنگام سخن گفتن درباره ديگران، تقوا را پيشه خود كني".

پس؛ از طريق نشانه ها و علايمي كه بزرگان دين مبين اسلام در روايات مختلف فرموده اند مي توان تا حد زيادي به ايمان طرف مقابل پي برد.

» عقل و خِرَد

از نظر دين مقدّس اسلام، عقل و درايت، يكي از مهمترين شرايط دوستي و رفاقت است.

در اين رابطه از امام رضا(ع) نقل است كه مي فرمايند:

"عَلَيكَ أَن تَصحَبَ ذَا العَقلِ فَاِن لَم تَمجِد بِكَرَمِهِ اِنتَفِع بِعَقلِهِ:سعي كن با انسان عاقل دوستي نمايي تا اگر از كَرَم و بخشش آن نتواني استفاده كني، از عقلش بهره ببري".

همچنين حضرت علي(ع) نيز در اين باره  مي فرمايند:

"صُحبَةُ الوَلِيِّ اللَّبيبِ حَياةُ الرُّوح: همنشيني با دوست دانا سبب زنده بودن روح است".

» حريص نبودن به مال دنيا

واضح است؛ كساني كه حريص به مال دنيا باشند و بالاترين آرزويشان رسيدن به امور دنيوي ست بالاخره در جايي كه ادامه دوستي با منافع دنيوي آنها منافات داشته باشد دوست خود را رها مي كنند. چنان كه پيامبر اكرم(ص) در اين باره مي فرمايند:

"مَنهُومانِ لا يَشبَعانِ طالِبُ عِلمٍ وََ طالِبُ دُنيا: دو گروه سيري ندارند: طالب علم و طالب دنيا".

» اعتدال و ميانه روي در دوستی

آيا تا به حال برايتان پيش آمده كه با دوستي آنقدر احساس نزديكي و رفاقت كنيد كه تمام اسرار زندگيتان را به او بگوييد و بعد از مدتي و بنا به اختلافي، دوستي ما بين تان از ميان رفته و حالا اگر يكديگر را از نزديك هم ببينيد سر را به طرف ديگر بچرخانيد كه يعني مثلاً من تو را نديده ام يا نمي شناسم؟!

اسلام در اين باره توصيه مي كند كه:

در دوستي و رفاقت با ديگران نه آن چنان باشيم كه همچون بيگانگان با يكديگر رفتار كنيم و خود را نسبت به آداب و حقوق دوستي، بي اعتنا نشان دهيم؛ و نه آن چنان كه تمام اسرار زندگي خود و خانواده خود را براي آنان نمايان كنيم. بلكه مي بايد در دوستي ها از روش افراط و تفريط بپرهيزيم؛ چنان كه پيامبر اسلام فرمودند:

أَحبـِب حَبيبَكَ هَوناً ما عَسي أَن يَكُونَ بَغيضُكَ يَوماً ما وَ أَبغِض بَغيضَكَ هَوناً ما عَسي أَن يَكُونَ حَبيبَكَ يَوماً ما: دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار؛ چرا كه ممكن است روزي دشمنت شود ، و نيز دشمنت را در همين حدّ دشمن بدار؛ زيرا ممكن است روزي دوستت شود".

بنابراين؛ شايسته است كه انسانِ خردمند در عين حال كه با دوستان خود، در كمالِ دوستي و گرمي و مهرباني رفتار مي كند و آنان را همچون برادر خود دانسته و نسبت به تمامي حقوق و آداب دوستي پاي بند است؛ هرگز از مرز اعتدال خارج نشود و مسائل دروني، شخصي، خانوادگي و اسرار زندگي خود را با وي در ميان نگذارد.

» آيينه دوست خود بودن

"هر که تو را دوست داشته باشد از زشتی ها نهی ات می کند".

آيا از انتقاد سازنده ناراحت مي شويد؟ آيا از اينكه مثلاً در يك ميهماني، دوستتان به آرامي آداب معاشرتي كه شما به هر دليل - به عمد يا سهواً - فراموش كرده ايد را به شما گوشزد نمايد، دلگير مي شويد؟

يكي از ويژگي هاي دوستانِ با وفا و صميمي آن است كه در سلوك و معاشرت با يكديگر آن چنان از نظر روحي به يكديگر نزديك باشند كه حتي كمترين و ظريف ترين نكات مثبت و منفي وجود يكديگر، از ديد طرف مقابل پنهان نماند و  پاك كننده ي اخلاق ناپسند يكديگر باشند.

در يك كلام؛ يك دوست بايد همچون آيينه اي براي دوست خود باشد و چه زيبا فرموده پيامبر اكرم(ص): َلمُؤمِنُ مِرآةُ المُؤمِن: مؤمن آيينه برادر مؤمنش مي باشد".

» ادب،مهرباني و تشكر از دوست

حضرت علی(ع) درباره ادب و احترام نسبت به دوست، مي فرمايند:"يك دوست خوب(مؤمن) به دیگران پرخاش نمی کند، دشنام نمی دهد، عیب جویی و غیبت نمی کند و به دوست خود – در همه حال- احترام مي گذارد".

و در مقوله ي مهرباني كردن به دوستان از حضرت زهرا(س) نقل شده است كه مي فرمايند:"بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم، نرم خوتر و مهربان تر باشد".

همچنين از امام سجاد(ع) نقل شده است كه درباره نيكي كردن به دوست، مي فرمايند:"حقّ ِ کسی(دوستي) که بر تو نیکی می کند این است که از او تشکر کنی و نیکی اش را به زبان آوری، و از وی به خوبی یاد کنی و میان خود و خداوند ِ يكتا، برایش خالصانه دعا کني".   

                                                          * * * * *  

با اين تفاصيل و بي تعارف با خودمان، خوب است كمي فكر كنيم كه، آيا ما مي توانيم ادّعا كنيم دوست خوبي براي دوستانمان هستيم؟ و آيا كساني را كه ادّعا مي كنيم دوستمان هستند، اين صفات نيك را دارايند يا خير و در نهايت؛ آيا به راستي قدر دوست ِ خوب ِ خود را مي دانيم؟

در همين رابطه شما را دعوت ميكنم به خواندن مقاله اي خوب و پر محتوا از دوست خوبم جواد محدثي با عنوان: براي كسي بمير كه برايت تب كند.

 

اقتباس از سايت: تبيان

مقالات مرتبط با دوستي


 

چهارشنبه 14 شهریور1386 ساعت 0:5 قبل از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


حروف مقطعه - 9/6/1386

                                                 به نام خداوند بخشنده مهربان

 

سلام

حتماً در هنگام تلاوت آيات برخي از سوره هاي قرآن كريم با حروفي در ابتداي سوره برخورد داشته ايد كه به همان صورت خوانده مي شوند و به آنها "حروف مقطعه" گفته مي شود.

معناي حروف مقطعه يعني حروف جدا جدا.

همانطور كه مي دانيم حروف الفباي عرب متشكل از 28 حرف مي باشد؛(همان حروف الفباي فارسي با كسر چهار حروف پ، چ، ژ، گ).

حروف مقطعه متشكل است از 14 حرف از حروف الفباي عرب كه به صورت يك حرفي، دو حرفي، سه حرفي، چهار حرفي و پنج حرفي شروع كننده ي 29 سوره از سُوَر مبارك قرآن كريم مي باشند و عبارتند از :

۱.حروف مقطعه يك حرفي:

ص(در سوره مباركه ص)،ق(در سوره مباركه ق)،ن(در سوره مباركه قلم).

۲.حروف مقطعه دو حرفي:

طه(در سوره مباركه طه)،طس(در سوره مباركه نمل)،يس(در سوره مباركه يس)،حم(در سُوَر مباركه غافر،فصلت، زخرف،دخان،جاثيه،الاحقاف).

۳.حروف مقطعه سه حرفي:

الم(در سُوَر مباركه بقره، آل عمران،عنكبوت،روم،لقمان،سجده)،الر(در سُوَر مباركه يونس، هود، يوسف،ابراهيم،حجر)،طسم(در سُوَر مباركه شعرا، قصص).

۴.حروف مقطعه چهار حرفي:

المص(در سوره مباركه الاعراف)، المر(در سوره مباركه رعد).

۵.حروف مقطعه پنج حرفي:

كهيعص(در سوره مباركه مريم)،حمعسق(در سوره مباركه شوري).

 

روايت است كه اين حروف به شكل رمز، اشاره به معنا و مفهومي دارند كه هيچكس بغير از پيامبر اكرم حضرت محمّد(ص) و ائمه اطهار(ع) توانايي درك معناي آنها را ندارند و جزء رموز و از مهمترين معجزات قرآن كريم مي باشند. به همين دليل به حروف مقطعه؛حروف نوراني نيز گفته مي شود.

 

در وبلاگ اعجاز در قرآن نوشته ی دوست عزيز، آقاي مهدي ذاكري، يادداشت كاملي درباره حروف مقطعه قرآن كريم خوانده ام كه مي توان براي داشتن اطلاعات بيشتر به آن مراجعه نمود.

 

                                                                                                            التماس دعا


 

جمعه 9 شهریور1386 ساعت 2:34 قبل از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


به یاد یک دوست - 6/6/1386

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

سلام

امشب حال غريبي ست.

خيابانها گلباران و با طاق نصرت آذين بسته شده. در دست برخي شيريني و شكلات ميبيني كه با شادي آن را به يكديگر تعارف مي كنند، و در برخي خانه ها مشغول پختن نذورات هستند. از بعضي كوچه ها كه گذر مي كني خانه هايي را ميبيني كه تداعي كننده ي مجلس سور و عروسي ست. درب خانه ها باز،و بيرون و درون خانه را با چراغهاي رنگين آراسته اند. همه جا غرق نور است. همه جا شادي و سرور است؛ آخر امشب شب تولّد دُردانه ي نرگس، حضرت مهدي موعود عج الله تعالي فرجه الشريف است.

در اينگونه شبها، دل؛ لبريز از شادي و غم است. شادي به خاطر يك شب ميمون و مبارك و غم به دليل انتظار و انتظار و انتظار.

انتظار آمدن آقا، ديدنش، بوسييدن خاك پايش.

امشب نميدانيم آقا كجاست. آيا به ما سر مي زند كه حتماً مي زند. مگر مي شود از ته دل منتظر آمدنش باشيم و او به اين امر بي توجه رد شود.

امشب به ياد همه هستم. فاميل و آشنايان و دوستان.خصوصاً رفتگان. رفتگاني كه دستشان از اين دنيا كوتاه است.

امشب با وجود شادي، دلگير هستم. به ياد دوستي با وفا و مهربان. دوستي كه سال گذشته در ميان ما بود. شاد و خوشحال در چنين مراسم هايي با جان و دل از ميهمانان آقا پذيرايي مي كرد. سالها از دوستي مان مي گذشت و غير ممكن بود در چنين اعيادي به اندازه ي چند خط كوتاه هم كه شده برايم ننويسد و تبريك نگويد.

بي خبر و ناگهاني رفت.

رفتنش سخت بود و هست اما يادش هميشه و هميشه در دلم زنده مي ماند.

با وجود بغضي كه از عدم حضورش، يكسالي است در گلو دارم، آرزو مي كنم جايگاهش بهترين ها باشد و با مولايمان محشور گردد.

امشب قصد داشتم فقط درباره آقا بنويسم. اما نتوانستم و دلم نيامد بي توجه از ياد و خاطره ي اين دوست خوب، بگذرم.

پس؛ ختم این یادداشت را مزیّن میکنم با آخرين كارت دريافتي از آن مهربان به عنوان تبریک عیدِ نيمه شعبان سال گذشته.

روحش شاد و يادش گرامي.

 

                                                                                               التماس دعا

                                                                                            و عيدتان مبارك

 

...

ميلاد مسعود حضرت مهدي عج الله تعالي فرجه الشريف را به تو و خانواده محترمت تبريك عرض ميكنم.

    

 


 

سه شنبه 6 شهریور1386 ساعت 8:6 بعد از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت


ولادت حضرت علی اکبر(ع) مبارک - 3/6/1386

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

حضرت علي اكبر(ع) فرزند دلاور و شجاع امام حسين(ع) و ليلا خاتون، همسر مهربان امام حسين(ع) است.

ايشان بسيار رشيد، دلير، زيبا و شبيه ترين كس نسبت به جدّ بزرگوارشان رسول خدا(ص) بودند.

نقل است كه اصحاب و ياران امام حسين(ع) مي گفتند:

علي اكبر رويش روى رسول(ص) ، خويش خوي رسول(ص) ، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا(ص) بود و هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا(ص) را داشت بر چهره ي پاك ِ پسر ليلا مى نگريست.

روايت است كه حضرت علي اکبر(ع) در كربلا حدود 25 سال داشت و برخي راويان، سن ايشان را 20 سال يا 18 سال هم گفته اند.

او اولين شهيد عاشورا از "بنى هاشم" بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر(ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا به ويژه در روز عاشورا بر هيچگس پوشيده نيست.

در روز عاشورا، پس از شهادت ياران امام(ع)، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند علي اكبر(ع) بود. به ميدان رفتن اميد ِ امام حسين(ع)، بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود.

گفته شده وقتى علي اكبر(ع) در كربلا  به ميدان مى‏رفت، امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم را كه دعوت كردند ولى ناجوانمردانه تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد.

در روز عاشورا، على اكبر(ع) چندين بار به ميدان رفت. پيكار سخت، او را تشنه‏  مي ساخت. به خيمه مي آمد و بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت آنقدر به ميدان رفت و جنگيد تا به درجه رفيع شهادت رسيد.

قاتل او "مرة بن منقذ عبدى" - كه لعنت خدا بر او باد-  بود.

پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد و وقتى امام حسين(ع) بر بالين او رسيد كه به شهادت رسيده بود.

حضرت على اكبر(ع)، نزديكترين شهيدى است كه در كنار امام حسين(ع) دفن شده است. مدفن او در پايين پاى اباعبد الله الحسين(ع) قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام، شش گوشه دارد.

شيخ بزرگوار ابن قولويه در كتاب كامل الزياره به سند صحيح از ابي حمزه ثمالي نقل كرده است كه امام صادق(ع) چگونگي زيارت امام حسين(ع) و حضرت علي اكبر(ع) را به او آموخت و گفته است: پس هرگاه به نزديك مزار امام حسين(ع) رسيديد به جانب علي بن الحسين(ع) كه نزد پاي امام حسين(ع) است رو كزده و بگوييد:

"السَّلام عَليكَ يا ابنَ رَسُولِ اللهِ وَ رَحمةُ اللهِ وَ بَرَكاتُُهُ وَ ابنُخَليفَةِ رَسُولِ اللهِ و ابن بِنتَ رَسُولِ اللهِ وَ رَحمَةُاللهِ وَ بَرَكاتُهُ مُضاعَفَةً كُلَّما طَلَعَتِ الشَّمسُ أَو غَرَبَت السَّلامُ عَليكَ وَ رَحمةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ. بِأَبي أَنتَ وَ أُمّي مِن مَذبُوح وَ مَقتُولٍ مِن غَيرِ جُرمٍ بِأَبي وَ أُمّي دَمُكَ المُرتَقي بِهِ إلي حَبيبِ اللهِ بِأَبي أَنتَ وَ أُمّي مِن مُقَدَّمٍ بَينَ يدَي أَبيكَ يحتَسِبُكَ وَ يبكي عَلَيكَ مُحترقاً عَليكَ قَلبُهُ يرفَعُ دَمَكَ ألي عِنانِ السَّماءِ لا يرجَعُ مِنهُ قَطرَةٌ وَ لا تَسكُنُ عَليكَ مَن أَبيكَ زَفرَةٌ حينَ وَ دَّعَكَ لِلفِراقِ فَمَكانُكُما عِندَاللهِ مَعَ آبائِكََ الماضينَ وَ مَعَ أُمَّهاتِكَ في الجِنانِ مُنَعَّمينَ أَبرَأُ إلي اللهِ مِمَُن قَتَلَكَ وَ ذَبَحَكَ".

"اي فرزند رسول خدا و اي فرزند جانشين رسول خدا و اي فرزند دختر رسول خدا، سلام بر تو و رحمت و بركات خدا بر تو باد. هر دم كه خورشيد طلوع و غروب كند. سلام بر تو و رحمت و بركات خدا بر تو باد.پدر و مادرم فداي تو اي سربريده و اي كشته بي گناه ، پدر و مادرم فداي خون تو كه به سوي حبيب خدا(پيامبر) اوج گرفت. پدر و مادرم فداي تو كه پدرت تو را (مانند هديه اي گرانبها) با دستان خود (براي خدا) تقديم كرد در حاليكه بر تو مي گريست و دل مي سوزاند و خون تو را به سوي آسمان مي پاشيد و قطره اي از آن باز نمي گشت و پدرت از گريه آرام نگرفت هنگامي كه تو را وداع مي گفت. پس جايگاه شما نزد خدا، با پدران و مادرانتان،در بهشت و برخوردار از نعمتهاي بهشتي است. از آنكه تو را كشت و تو را سر بريد، به سوي خدا دوري مي جويم".

سپس دست خود را بر مزار ايشان قرار داده و بگوييد:

"سَلامُ اللهِ وَ سَلامُ مَلائِكَتِهِ المُقَرَّبينَ وَ أنبِيائِهِ المُرسَلينَ وَعِبادِهِ الصالِحينَ عَليكَ يا مَولاي وَ ابنَ مَولاي وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَركاتُهُ .صَلي اللهُ عَليكَ وَ عَلي عِترَتَكَ وَ أَهل بَيتِكَ وَ آبائِكَ وَ أَبنائِكَ وَ أُمَّتهاتِكَ الأَخيارِ الأَبرارِ الَّذينَ أَذهَبَ اللهُ عَنهُمُ الرِّجسَ وَ طَهَّرَهُم تَطهيراً.السَّلامُ عَليكَ يا ابنَ رَسُولِ اللهِ وَ ابنَ أَميرِالمُؤمِنينَ وَ ابنَ الحُسينِ ابنِ عَلِي وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ".

"سلام خدا و رحمت و بركات او و سلام فرشتگان مقرّب و پيامبران و بندگان شايسته خدا بر تو اي مولا و فرزند مولاي من. درود خدا بر تو بر عترت و خاندان و پدران و فرزندان و مادران تو كه شايسته و نيك بودند و خداوند هر گونه پليدي را از آنان دور ساخت و آنان را پاكيزه و طاهر گردانيد.سلام بر تو اي فرزند رسول خدا و اي فرزند اميرالمؤمنين(ع) و اي فرزند حسين بن علي و رحمت و بركات خدا بر تو".

"لَعَنَ اللهُ قاتِلَكَ وَ لَعنَ الله ُمَنِ استَخَفَّ بِحَقِّكُم وَ قَتََلَكُم وَ لَعَنَ مَن بَقِي مِنهُم وَ مَن مَضي نَفسي فِداؤُكُم وَ لِمَضجَعِكُم صَلَّي اللهُ عَليكُم وَ سَلَّمَ تَسليماً كَثيراً".

"خداوند لعنت كند كسي كه با تو جنگيد و كسي كه حق شما را ناديده گرفت و شما را كشت و تمام رفتگان و زندگان آنان را خدا لعنت كند. جانم به فداي شما و مرقد شما درود و سلام فراوان خدا بر شما باد".

سپس گونه خود را بر قبر بگذاريد و سه بار بگوييد:

"صَلَّي اللهُ عَليكَ يا أَبا الحَسَنِ.بِأَبي أَنتَ وَ أُمي أَتيتُكَ زائِراً وافِداً عائِذاً مِمّا جَنَيتُ عَلي نَفسي وَ احتَطَبتُ عَلي ظَهري أَسأَل اللهَ وَ وَليي أَن يجعَلَ حَظّي مِن زِيارَتِكَ عِتقَ رَقبَتي مِنَ النّارِ".

"درود خدا بر تو اي ابالحسن ، پدر و مادرم به فدايت، به سوي تو آمدم و تو را زيارت مي كنم و از جنايتهايي كه بر نفس خود روا داشته ام و گناهاني كه بر دوش خود حمل كرده ام به تو پناه مي آورم. از خداوند كه ولي تو و ولي من است مي خواهم تا بهره مرا از زيارتت نجات از آتش دوزخ قرار دهد".

                                                           آمين يا رب العالمين

 


 

شنبه 3 شهریور1386 ساعت 1:54 قبل از ظهر مطلبی درباره توسط یاسین احمدی لینک ثابت