به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
"جزيره زيباي كيش" نيز در ايام ماه محرّم، همچون ديگر شهرهاي ايران سياه پوش است. دسته هاي منظم عزادار با سينه زني، زنجير زني و نوحه سرايي، با آنچه كه در توان دارند سعي ميكنند مراسم عزاداري حضرت اباعبدالله الحسين(ع) را هر چه باشكوهتر برگزار نمايند؛ اما آنچه كه در اين ايام در جاي جاي جزيره نه چندان بزرگِ كيش به چشم مي خورد وجود هيئت هاي بيشمار است.
« مراسم زنجیرزنی شب تاسوعا»
« مراسم سینه زنی شب عاشورا»
معمولاً در ديگر شهرهاي ايران، هر محلّه اي براي خود يك هيئت دارد؛ بدون اينكه مسئله قوميتي و شهري در آن مشخص باشد؛ اما در كيش اينگونه نيست.
اينجا تقريباً هر شهر يا استاني با نام خود يك هيئت به پا ميكند. به طور مثال هيئت هاي:
کربلایی هاي مقيم كيش، عرب ها(بوميان جزيره)، آذري ها، شمالي ها، چهارمحال و بختياري ها، همداني ها، اصفهاني ها، لرستاني ها، بندرعباسي ها ، بوشهري ها، خوزستاني ها و ... كه نحوه ي سينه زني و عزاداري هموطنان شهرهاي جنوبي در نوع خود بسيار ديدني است.
« هیئت کربلایی های مقیم کیش »
تا سال گذشته "هيئت افغاني ها" جزء بزرگترین هیئت ها به شمار می رفت، اما با اخراج بيشتر آنها از جزيره، امسال جاي خیل عظیمی از آنها – كه الحق بسيار نيكو عزاداري مي كردند – بسيار خالي بود.
چند سالي است كه وجود 5 شهيد گمنام، فضاي زيباي جزيره كيش را عطرآگين كرده است.
« مزار شهداي گمنام »
در "شب تاسوعا" هيئت هاي عزادار، دسته دسته به دور مزار اين شهيدان گرانقدر گرد آمده و تا ساعاتي از بامداد عزاداري مي كنند و در "شب عاشورا" دسته هاي عزادار در مركز جزيره به دور يكديگر جمع مي شوند.
« مراسم سینه زنی به دور مزار شهدای گمنام»
دسته های عزادار در "صبح عاشورا" نيز، در مصلّاي بزرگ جزيره گرد هم آمده و تا بعد از نماز ظهر به عزاداري سالار شهيدان مي پردازند.
التماس دعا
موضوع: شب تاسوعا
به نام خداوند بخشنده مهربان
بانو "فاطمه كلابيه" همسر اميرالمؤمنين علي(ع) - كه به "اُمّ البنين" شهرت داشت - داراي چهار فرزندِ دلاور و رشيد به نامهاي "عباس"، "عثمان"، "جعفر" و "عبدالله" بود كه همگي در ركاب برادر و امامشان حضرت ابي عبدالله الحسين(ع) در كربلا حضور داشتند.
حضرت ابوالفضل العباس(ع) - كه بزرگترين آنان بود - به خاطر زيبايي صورت، قامت رشيد و بهره مندي از دلاوري، غيرت، تعهّد و تقوا به "قمر بني هاشم" معروف و حضور وي در سپاه امام حسين(ع) براي دشمنان اهل بيت(ع) بسيار سنگين و زجرآور بود.
بدين جهت، دشمن در صدد برآمد تا وي و برادرانش را از جبهه ي توحيدي امام حسين(ع) گسسته و به جبهه باطل اموي ملحق كند.
به همين منظور، "شمر بن ذي الجوشن كلابي" - كه از قبيله ي امّ البنين(س) بود - مأموريت يافت كه به حضرت عباس(ع) و سه تن از برادرانش "امان نامه" دهد.
وي، در عصر روز نهم محرم سال 61 هجري قمري (روز تاسوعا) به نزديكي خيمه گاه امام حسين(ع) رفت و با صداي بلند فرياد زد: "خواهر زادگانم كجايند؟"
امام حسين(ع) كه منظور "شمر" را دانسته بود، به برادران خود فرمود:
"پاسخ شمر را بدهيد، اگر چه او فاسق است وليكن با شما قرابت و رابطه خويشاوندي دارد".
حضرت عباس(ع) به همراه سه برادرانش در نزد "شمر" حضور يافته و از او پرسيدند: "حاجت تو چيست؟"
شمر گفت:
"شما خواهر زادگان منيد! بدانيد تا ساعاتي ديگر شعله هاي جنگ برافروخته مي گردد و از ياران حسين بن علي(ع) كسي زنده نمي ماند. من براي شما امان نامه اي از «عمر بن سعد» آوردم. شما از اين ساعت در امان ما هستيد؛ مشروط بر اين كه از ياري برادرتان حسين(ع) دست برداشته و سپاهش را ترك كنيد".
حضرت عباس(ع) - كه كانون غيرت، حمّيت و وفاداري بود - بر او بانگ زد و فرمود:
"بريده باد دستان تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه تو. اي دشمن خدا! ما را فرمان مي دهي كه از ياري برادر و مولايمان حسين(ع) دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و ناپاكان در آوريم؟ آيا ما را امان مي دهي ولي براي فرزند رسول خدا(ص) اماني نيست؟"
شمر از پاسخ دندان شكن فرزند امّ البنين(س) نا اميد و خشمناك شد و با سرافكندگي به خيمه گاه خويش برگشت.
پي نوشت:
در برخي از روايات به جاي "شمر بن ذي الجوشن" شخصي به نام "عبدالله بن أبي محل بن حزام" برادرزاده ي امّ البنين(س) را نام برده اند، كه براي حضرت عباس(ع) و برادرانش امان نامه برد، ولي با پاسخ منفي آنان روبرو گرديد.
منابع:
1. كتاب "الارشاد" از "شيخ مفيد"
2. كتاب "بحارالانوار" از "علامه مجلسي"
3. كتاب "معالم المدرستين" از "سيد مرتضي عسكري"
4. كتاب "الفتوح" از "ابن اعثم كوفي"
موضوع: وقايع تاريخ اسلام
به نام خداوند بخشنده مهربان
هفتم محرّم سال 61 هجري قمري:
پس از آن كه "عمر بن سعد" وارد كربلا گرديد، پيكي به نزد امام حسين(ع) فرستاد و از آن حضرت پرسش كرد كه به چه منظوري به اين ديار روي آورده است و امام حسين(ع) در پاسخش فرمود: "آمدن من به اين سرزمين، به دعوت همشهريان شما بوده است كه با ارسال هزاران نامه، مرا به سوي خود خواندند. اگر هم اينك از ادامه حركت من ناخرسنديد، من اصراري بر آن ندارم و حاضرم برگردم".
"عمر بن سعد" پس از دريافت پاسخ امام حسين(ع)، دلگرم و به ايجاد صلح و سازش اميدوار گرديد.
از آن پس ميان امام حسين(ع) و "عمر بن سعد"، پيام هاي ديگري نيز مبادله و موجب فروكش كردن حساسيت هاي ابتدايي و كاستن خصومت طرفين شد.
امّا "عبيدالله بن زياد" - عامل يزيد بن معاويه در كوفه - كه بر جريان كربلا و نحوه رفتار "عمر بن سعد" با امام حسين(ع) اِشراف و نظارت داشت، حاضر به مصالحه و پايان ماجرا بدون خونريزي نبود و تلاش مي كرد كه اين امر را سخت تر و حادتر نمايد.
بدين جهت، در هفتم ماه محرّم نامه اي براي "عمر بن سعد" نوشت و به وي دستور داد كه بر امام حسين(ع) سخت گيرد و ميان وي و آب فُرات حايل گردد و نگذارد كه آن حضرت و يارانش از رود فُرات استفاده كنند، تا در فشار قرار گرفته و تسليم گردند.
"عمر بن سعد" - كه به خاطر دلبستگي به حكومت "ري"، حاضر به انجام هر كاري شده بود - فرمان "عبيدالله بن زياد" را بي درنگ به اجرا در آورد و "عمرو بن حجّاج زبيدي" را با پانصد سواره نظام، موكّل آب فُرات نمود تا از دسترسي ياران امام حسين(ع)، به شريعه ي فُرات جلوگيري نمايد.
سپاهيان "عمر بن سعد" از روز هفتم محرّم، با شدت تمام از آب فُرات مراقبت كرده و مانع دستيابي ياران امام حسين(ع) به آن شدند؛ وليكن علي رغم سخت گيري و تلاش پي گير آنان، ياران امام حسين(ع) تا شب عاشورا، از تاريكي شب استفاده كرده و خود را به رود فُرات رسانيده و آب خيمه ها را تأمين مي كردند.
حضرت عباس بن علي(ع) علم دار كربلا -كه در دليري، غيرت و وفاداري ضرب المثل دوستان و دشمنان بود- در آب رساني خيمه ها پيش گام و بسيار كوشا بود.
مراجع:
1. كتاب "الارشاد" از شيخ مفيد
2. كتاب "بحار الانوار" از علامه مجلسي
3. كتاب "كشف الغمه" از علي ابن عيسي اربلي
4. كتاب "منتهي الآمال" از شيخ عباس قمي
موضوع: زيارت عاشورا
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيِمْ
به نام خداوند بخشنده مهربان
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
سلام بر تو اى ابا عبد الله سلام بر تو اى فرزند رسول خدا(ص)
سلام بر تو اى فرزند اميرالمؤمنين(ع) و اى فرزند سيّد اوصياء
سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا(س) سيّده زنان اهل عالم
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ
سلام بر تو اى كسى كه از خون پاك تو و پدر بزرگوارت خدا انتقام
مىكشد و از ظلم و ستم وارد بر تو دادخواهى مى كند
السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ
مِنِّي جَمِيعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ
سلام بر تو و بر ارواح پاكى كه در حرم مطهّرت با تو مدفون شدند بر
جميع شما تا ابد از من درود و تحيّت و سلام خدا باد تا من هستم و
شب و روز در جهان برقرار است
يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ
بِكَ(بِكُمْ) عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ
مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ
اى ابا عبد الله همانا تعزيتت بزرگ و مصيبتت در جهان بر ما شيعيان و تمام اهل اسلام
سخت و عظيم و ناگوار و دشوار بود و تحمّل آن مصيبت بزرگ در آسمانها بر جميع
اهل سماوات سخت و دشوار بود
فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ
پس خدا لعنت كند امّتى كه اساس ظلم و ستم را بر شما اهل بيت رسول(ص)
بنياد كردند
وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ
الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَا
و خدا لعنت كند امّتى را كه شما را از مقام و مرتبه(خلافت) خود منع كردند
و رتبه اى كه خدا مخصوص به شما گردانيده بود از شما گرفتند
وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ
مِنْ قِتَالِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ(مِنْ) أَشْيَاعِهِمْ
وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ
و خدا لعنت كند امّتى را كه شما را مقتول ساختند و خدا لعنت كند آن مردمى را كه
از امراى ظلم و جور براى قتال با شما تمكين و اطاعت كردند من بسوى خدا و بسوى
شما از آن ظالمان و شيعيان آنها و پيروان و دوستانشان بيزارى مى جويم
يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ
حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ
اى ابا عبد الله من تا قيامت سِلم و صلحم با هر كه با شما صلح است و در جنگ و
جهادم با هر كه با شما در جنگ است تا روز قيامت
خدا لعنت كند آل زياد بن ابى سفيان و آل مروان حكم را و خدا لعنت كند
بنى اميّه را بالتمام
وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ
لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً
و لعنت كند پسر مرجانه را و لعنت كند عمر سعد را و
خدا لعنت كند شمر را
وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ
و خدا لعنت كند گروهى را كه اسبها را براى جنگ با حضرتت زين و لگام كردند
و براى جنگ با تو مهيّا گشتند
بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي
پدر و مادرم فداى تو باد
لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِي بِكَ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ
أَكْرَمَنِي(بِكَ) أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ
أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
تحمّل مصيبت بر من بواسطه ظلمى كه بر شما رفت سخت دشوار است پس
از خدايى كه مقام تو را بلند و گرامى داشت و مرا هم بواسطه دوستى تو عزت
بخشيد از او درخواست مى كنم كه روزى من گرداند تا با امام منصور(عج)
از اهل بيت محمّد(ص) كه سلام خدا بر او و خاندان پاكش باد
خون خواه تو باشم
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عليه السلام
فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ
پروردگارا مرا بواسطه حضرت حسين كه سلام بر او باد نزد خود
در دو عالم وجيه و آبرومند گردان
يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى
أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ بِمُوَالاَتِكَ
اى ابا عبد الله من به درگاه خدا تقرّب مى جويم و به درگاه رسولش(ص) و به
نزد حضرت امير المؤمنين(ع) و حضرت فاطمه(س) و حضرت حسن(ع)
و به حضرت تو قرب مى طلبم بواسطه محبّت و دوستى تو
وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ وَ بَنَى عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ وَ جَرَى فِي
ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَشْيَاعِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ
وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ
و بيزارى از كسانى كه اساس و پايه ظلم و بيداد را بر شما بنا نهادند و بيزارم از
پيروان آنها و به درگاه خدا و نزد شما اولياء خدا از آن مردم ستمكار ظالم
بيزارى مى جويم
وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاَتِكُمْ وَ مُوَالاَةِ وَلِيِّكُمْ
و اول به درگاه خدا سپس نزد شما تقرّب مى جويم به سبب دوستى شما
و دوستى دوستان شما
وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ
بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ
و به سبب بيزارى جستن ازدشمنان شما و بيزارى از مردمى كه با شما به
جنگ و مخالفت برخاستند و از شيعيان و پيروان آنها هم بيزارى مى جويم
إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ
وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ
من سِلم و صلحم با هر كس كه با شما صلح است و در جنگ و مخالفتم با هر كس
كه با شما به جنگ است و دوستم با دوستان شما و دشمنم با دشمنان شما
فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ
وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ
پس از كرم حق درخواست مى كنم كه به معرفت شما و دوستان شما مرا
گرامى سازد و هميشه بيزارى از دشمنان شما را روزى من فرمايد
أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ يُثَبِّتَ
لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ
و مرا در دنيا و آخرت با شما قرار دهد و در دو عالم به مقام صدق و
صفاى با شما مرا ثابت بدار
وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ
و باز از خدا درخواست مى كنم كه به مقام محمودى كه
خاصّ شما است مرا برساند
وَ أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي(ثَارَكُمْ) مَعَ إِمَامٍ هُدًى(مَهْدِيٍّ)
ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ
و مرا نصيب كند كه در ركاب امام زمان(عج) شما اهل بيت كه هادى و
ظاهر شونده ناطق به حق است خون خواه باشم
وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي
بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا
وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلاَمِ وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ
و از خدا به حقّ شما و به شأن و مقام تقرّب شما نزد خدا درخواست ميكنم كه
ثواب غم و حزن و اندوه مرا بواسطه مصيبت بزرگ شما بهترين ثوابى كه به هر
مصيبت زده اى عطا ميكند به من آن ثواب را عطا فرمايد و مصيبت شما آل محمّد(ص)
در عالم اسلام بلكه در تمام عالم آسمانها و زمين چقدر بزرگ بود و
بر عزادارانش تا چه حد سخت و ناگوار گذشت
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ
وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ
پروردگارا مرا در اين مقام كه هستم از آنان قرار ده كه درود
و رحمت و مغفرتت شامل حال آنهاست
اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ
مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
پروردگارا مرا به آيين محمّد(ص) و آل اطهارش زنده بدار
و گاه رحلت هم به آن آيين بميران
اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ(فِيهِ) بَنُو أُمَيَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ
اللَّعِينُ ابْنُ اللَّعِينِ عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِيِّكَ
(صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وََ آلِهِ) فِي كُلِّ مَوْطِنٍ وَ
مَوْقِفٍ وَقَفَ فِيهِ نَبِيُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)
پروردگارا اين روز روزى است كه بنى اميّه و پسر هند جگر خوار
و يزيد پليد لعين پسر معاويه ملعون در زبان تو و زبان رسول تو
كه درود خدا بر او و خاندان پاكش باد در هر مسكن و منزل كه
رسول تو توقف داشت(درورد خدا بر او و خاندان پاكش باد)
اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْيَانَ وَ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ
اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ وَ هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ
بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ(عَلَيْهِ السَّلاَمُ)
پروردگارا لعنت فرست بر ابى سفيان و بر پسرش معاويه و پسرش يزيد پليد
بر همه آنان لعن ابدى فرست و اين روز روزيست كه آل زياد بن ابيه لعين و
آل مروان بن حكم خبيث بواسطه قتل حضرت امام حسين
كه سلام خدا بر او باد شادان بودند
اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ(الْأَلِيمَ)
پروردگارا تو لعن و عذاب اليم آنان را چندين برابر گردان
اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ أَيَّامِ
حَيَاتِيبِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوَالاَةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ
(عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ
پروردگارا من به تو در اين روز و در اين مكان و در تمام دوران زندگانى به
بيزارى جستن و لعن بر آن ظالمان و دشمنى آنها و به دوستى پيغمبر(ص)
و آل اطهار او كه سلام به همه آنان تقرّب مى جويم
پس مى گويى صد مرتبه :
اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ
آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ
پروردگارا تو لعنت فرست بر اول ظالمى كه در حقّ محمّد(ص) و آل پاكش ظلم
و ستم كرد و آخرين ظالمى كه از آن ظالم نخستين در ظلم تبعيت كرد
اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي (الَّذِينَ) جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ
وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً
پروردگارا تو بر جماعتى كه بر عليه حسين(ع) به جنگ برخاستند لعنت فرست و
بر شيعيانشان و بر هر كه با آنان بيعت كرد و از آنها پيروى كرد
پروردگارا بر همه لعنت فرست
پس مى گويى صد مرتبه
:السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ
عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ
وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ
سلام بر تو اى ابا عبد الله و بر ارواح پاكى كه در جوار و حريم تو در آمدند
سلام خدا از من بر تو باد تا ابد مادامى كه شب و روز باقى است
و خدا اين زيارت مرا آخرين عهد با حضرتت قرار ندهد
السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
(وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ
سلام بر حسين(ع) و بر على بن الحسين(ع)
و بر فرزندان حسين(ع) و بر اصحاب حسين(ع)
پس مى گويى :
اللَّهُمَّ خُصَّ أَنتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلاً ثُمَّ
(الْعَنِ) الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ
پروردگارا تو لعن مرا مخصوص گردان به اولين شخص ظالم و اول در حقّ
اولين ظالم و آنگاه در حقّ دومين و سومين و چهارمين
اللَّهُمَّ الْعَنْ يَزِيدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ
وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِي سُفْيَانَ
وَ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ
پروردگارا و آنگاه لعنت فرست بر يزيد پنجم آن ظالمان - و باز لعنت فرست بر
عبيد الله بن زياد و پسر مرجانه و عمر سعد و شمر و آل ابى سفيان
و آل زياد و آل مروان تا روز قیامت
پس به سجده مى روى و مى گويى :
اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي
خدايا تو را ستايش مى كنم به ستايش شكرگزاران تو بر غم و اندوهى
كه به من در مصيبت رسيد حمد خدا را بر عزادارى
و اندوه و غم بزرگ من
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ
پروردگارا شفاعت حسين(ع) را روزى كه
بر تو وارد مى شوم نصيبم بگردان
وَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ
الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَليهِ السَّلام
و مرا نزد خود ثابت قدم بدار به صدق و صفا با حضرت حسين(ع)
و اصحابش كه در راه خدا جانشان را نزد امام حسین(ع) که
سلام بر او باد فدا کردند باشیم
آمین یا رب العالمین
لينكهای مرتبط:
فایل صوتی "زيارت عاشورا" با صداي "حاج حسن خلج"
نرم افزار "زیارت عاشورا" جهت گوشی های موبایل
موضوع: اولین روز ماه محرم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
فرا رسيدن ماه محرّم الحرام، ماه اندوهِ اهل بيت(ع)، ماه پیروزی خون بر شمشير، ماه يادآوري قيام خونين كربلا و شجاعت و شهامت حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و ياران با وفايش بر همه عاشقان حضرتش تسليت باد.
اعمال شب اول محرّم
1.خواندن دعاى زير هنگام ديدن ماه
از حضرت علي(ع) نقل شده است كه با ديدن "هلال ماه در شب اول محرّم" اين دعا خوانده شود:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ خير هذا الشَّهرِ و نُورَهُ و نَضْرَهُ وَ بَرْكَتَهُ وَ طَهُورَهُ وَ رِزْقَهُ واَسْئَلُكَ خَيْرِ ما فِيهِ وَ خَيْرَ ما بَعْدَهُ وَاَعُوذُبِكَ مِنْ شَرِّ ما فيهِ وَشَرِّ ما بَعْدَهُ .
خدايا به درستى كه من درخواست مىكنم از تو خيرِ اين ماه و نور و بركت و پاكى و رزق اين ماه را و درخواست و خواهش مىكنم از تو خير آنچه را كه در اين ماه است و خير آنچه را در بعد آن است و پناه مىبرم به تو از شرّ آنچه در اين ماه و شرّ آنچه در بعد از اين ماه است.
اَللّهُمَّ اَدْخِلْهُ عَلَيْنا بِالْأمْنِ وَالايمانِ والسَّلامَةِ وَالاِسْلامِ وَالبَرْكَةِ وَالتَّقْوى وَالتَّوْفيقِ لِما تُحِبُّ وَتَرْضى.
بار خدايا داخل كن بر ما اين ماه را به امنيّت و ايمان و سلامت و اسلام و بركت و تقوا و توفيق در آنچه كه دوست دارى و به آن خشنود مىشوى.
2. خواندن نمازهاي شب اوّل ماه محرّم
براى شب اول محرّم، خواندن چند نماز ذكر شده است كه به دو نمونه، اشاره مىشود:
الف- خواندن دو ركعت نماز كه در هر ركعت، بعد از سوره مباركه "حمد" ، سوره مباركه "انعام" خوانده مىشود.
ب - خواندن دو ركعت نماز كه در هر ركعت، بعد از سوره مباركه "حمد" ، يازده مرتبه سوره مباركه "اخلاص" خوانده شود.
3. شب زنده داري به دعا و نيايش
4. خواندن زيارت عاشورا
اعمال روز اوّل ماه محرّم
1.روزه داشتن
درباره روزه اوّل ماه محرّم از امام باقر(ع) نقل شده است كه "هر كس اين روز را روزه بدارد، خداوند متعال دعايش را اجابت مىكند، همانگونه كه دعاى حضرت زكريّا(ع) را اجابت نمود.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيِمْ
اللَّهُمَّ أَنتَ الْإلَهُ الْقَدِيمُ وَ هَذِهِ سَنَةٌ جَدِيدَةٌ فَأَسْأَلُكَ فِيهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ الْقُوَّةَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَةِ بِالسُّوءِ وَ الاِشْتِغَالَ بِمَا يُقَرِّبُنِي إِلَيْكَ.
خدايا تو معبود قديمى و اين است سال تازه اى پس از تو در آن درخواست حفظ از شيطان و نيرو و قوّت بر اين نفس امّاره ي بدخواه دارم و نيز اشتغال بدانچه مرا(در عمل) به تو نزديك گرداند.
يَا كَرِيمُ ، يَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ ، يَا عِمَادَ مَنْ لاَ عِمَادَ لَهُ ، يَا ذَخِيرَةَ مَنْ لاَ ذَخِيرَةَ لَهُ ، يَا حِرْزَ مَنْ لاَ حِرْزَ لَهُ ، يَا غِيَاثَ مَنْ لاَ غِيَاثَ لَهُ ، يَا سَنَدَ مَنْ لاَ سَنَدَ لَهُ يَا كَنْزَ مَنْ لاَ كَنْزَ لَهُ ، يَا حَسَنَ الْبَلاَءِ ، يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا عِزَّ الضُّعَفَاءِ ، يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى ، يَا مُنْجِيَ الْهَلْكَى ، يَا مُنْعِمُ ، يَا مُجْمِلُ ، يَا مُفْضِلُ ، يَا مُحْسِنُ.
اى كريم ، اى صاحب جلال و بزرگوارى ، اى پشتيبان كسى که نگهدارنده و پشتبانى ندارد ، اى ذخيره كسى که ذخيره اى ندارد ، اى پناه بى پناهان ، اى دادرس بى كسان ، اى پشتوان بى پشتوانان ، اى گنجينه بى گنجان ، اى نيك آزمايش اى بزرگ اميدوارى و از عز و شكوه ناتوانان ، اى نجات دهنده غريقان ، اى نجات بخش هالكان ، اى نعمت ده ، اى نيكو ، اى بخشنده ، اى خوشرفتار.
أَنتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ سَوَادُ اللَّيْلِ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ، وَ دَوِيُّ الْمَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَرِ يَا اللَّهُ لاَ شَرِيكَ لَكَ.
تويى كه براى تو سياهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع خورشيد ، و شرشر آب و صداى درخت سجده كرد.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَيْراً مِمَّا يَظُنُّونَ وَاغْفِرْلَنَا مَا لاَ يَعْلَمُونَ وَ لاَ تُؤاخِذْنَا بِمَا يَقُولُونَ حَسْبِيَ اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبَابِ ، رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ ْهَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّاب.
اى خدا انبازى براى تو نيست بار خدايا ما را به از آنچه گمان برند بگردان و آنچه از (بدي هاى) ما ندانند بيامرز و بدانچه گويند از ما بازخواست مفرماى بس است مرا خداى نيست معبود حقى جز او بر او توكل كردم و اوست پروردگار عرش بزرگ ! به او گرويديم هر چه هست از نزد پروردگار ما است و ياد آور نشود جز صاحبان خرد ، پروردگارا كج مكن دلهاى ما را پس از آنكه راه نمودى ما را و ببخش براى ما از پيش خودت رحمت زيرا كه تويى پر بخشش.
۳.خواندن زيارت عاشورا
در اين روز هر مقدار كه مىتوانيد، صدقه بدهيد كه نقل است هر كس اين عمل را انجام دهد، سلامت خود را در آن ماه براي خويش خريده است.
مرجع:
كتاب مفاتيح الجنان
موضوع: یادداشت های دینی - اجتماعی و ...
سلام
در دوران كودكي، هر بار كه گذرمان براي ديدن چند تن از اقوام به شهرهاي زيبا و خوش آب و هواي شمال كشور که آن را براي سكونت انتخاب كرده بودند مي افتاد، پس از گذشت چند روز همراه با خانواده، مشتاقانه به زيارت اماكن متبركه شهرهاي اطراف، چه دور و چه نزديك مي رفتيم؛ هم زيارت بود و هم سياحت.
اما به دليل صغر سن آن زمان، و نیز اینکه سالهاست سعادت دیدار آن دیار نصیبم نشده بود خاطرات روشن و شفافي از آن زيارتگاه ها در ذهنم باقي نمانده است كه بتوانم كامل و دقيق آنها را توصيف كنم.
گذشت و گذشت تا پس از سالها، يك سفر كوتاه به يادماندني، گوشه ي كوچكي از خاطرات شيرين دوران كودكي ام را برايم تداعي کند.
جای همه شما خوبان سبز بود و هر كجا كه رفتم ياد تك تك شما همیشه همراهان بودم.

شهرستان "شفت"
با عبور از "شهر زيباي فومن" - كه در 25 كيلومتري جنوب غربی شهر رشت(مركز استان گيلان) قرار دارد - و گذر از جاده اى فرعى ميان درختانِ سر به فلك كشيده، با طي مسافت 20 كيلومتر، به "شهرستان شَفْت" مي رسيم؛ به منطقه اي كوهستانى كه در دل خود، زيبايى هاى بسيارى همچون طبيعت سرسبز جنگل و رودخانه نيمه خروشان را به همراه دارد.
"شهرستان شَفْت" در 22 كيلومتري "شهر رشت" قرار گرفته است كه از شمال و شرق به "شهر رشت"، از جنوب به "استان زنجان" و از غرب به "شهر فومن" منتهي مي شود و داراي حدود 47 روستاي بزرگ و كوچك بوده كه يكي از معروف ترين روستاهاي آن، روستاي سرسبز "طالقان" است.
اين روستا، علاوه بر جاذبه هاي زيباي طبيعي، به دليل داشتن زيارتگاهي مشهور و قديمي، همواره و در همه فصول سال، مورد توجه مردم استان و دوستداران اهل بيت(ع) مي باشد.
امامزاده ابراهيم(ع)
"مقبره امامزاده ابراهيم(ع)" – كه به استناد شجره نامه مباركش از فرزندان امام موسى كاظم(ع) و از سرداران قيام شيعه در قرن چهارم هجرى قمري مي باشد- در "روستاي طالقان" و بر بلنداي كوهي به ارتفاع 1840 متري واقع شده است.
رسيدن به دامنه كوه ، مصادف است با حال و هوايي وصف ناشدني.
ديدن گنبد نقره اي رنگ و بي آلايش حضرت، در بين انبوهي از درختان جنگلي، نيرويي مضاعف است براي زودتر رسيدن هر زائري به آن بارگاه معنوي.

مسير پر پيچ و خم و دشوار
براي زيارت مقبره "امامزاده ابراهيم(ع)" - كه در سالهاي نه چندان دور به "شاهزاده ابراهيم(ع)" معروف بودند – پس از رسيدن به "شهرستان شَفْت" و گذر از شهر "چوبَر" و جهت رسيدن به "روستاي طالقان" بايد در حدود 14 كيلومتر از مسير جنوب شرقي "شهرستان شَفْت" را در انتهاي جاده كوهستاني- جنگلي كه تماماً از حاشيه رودخانه "سيمينه رود" امتداد پيدا مي كند، طي طريق نمود.
در سالهاي گذشته، گذر از اين جاده - كه تماماً داراي درّه هاي عميق و پرتگاه هاي خطرناكي است- بسيار سخت و طاقت فرسا بود و زائران و مردمان محلي غالباً با پاي پياده و يا به وسيله اسب، مي توانستند خود را به مقبره مبارك "امامزاده ابراهيم(ع)" برسانند؛ ولي چند سالي است كه اين جاده هموار شده و عبور و مرور با ماشين صورت مي پذيرد.

بناي مقبره
بناي مقبره "امامزاده ابراهيم(ع)" در ابتدا از "سنگ" و "گِل" و "چوب" ساخته شده بود كه در سال 1320 تعميرات اساسي در ساختمان آن صورت گرفت؛ سپس در حدود سالهاي 1355 و 1356 با مصالح جديد، مورد بازسازي مجدّد قرار گرفت و هم اينك نيز در حال مرمّت و آيينه كاري مي باشد.
اطراف "مقبره" نيز، ساختمانهاي چوبي غالباً دو طبقه براي اسكان زائران ساخته شده بود كه در سال 1370 قسمت عمده ي آنها در آتش سوخت، اما مجدداً مورد بازسازي قرار گرفته است.

پيرزن ملعون!
تقريباً در چند كيلومتري باقي مانده به مقبره مطهّر، اتاقكي سيماني در سمت چپ جاده - درست در كنار پرتگاه – قرار دارد كه با خطي درشت بر روي آن نوشته اند: جايگاه پيرزن ملعون!
به گواه تاريخ، اين پيرزن ملعون، همان كسي است كه جهت دريافت پول و جايزه، سبب مسموميّت "امامزاده ابراهيم(ع)" را فراهم آورده بود و تا سالها قبل، هر زائري كه به آن منقطه مي رسيد، ابتدا چند سنگ – جهت لعن و نفرين – به آن جايگاه پرتاب مي نمود اما اينك اين رسم از بين رفته و آنجا فقط مكاني است براي يادآوري اعمال پيرزني طمّاع و لعنت شده.
پي نوشت:
"شَفْت" در لغت به معنی "برجسته و کرک دار" آمده است. نام ميوه "شفت آلو" نیز که میوه ای است کرکدار، با ترکيب واژه شَفْت به کار رفته است.
موضوع: سلام
با عرض سلام خدمت همه شما بزرگواران
يك سفر غيرمترقبه، اما شيرين و پر از خاطره، منجر به اين شد تا نتوانم قبل از رفتن و بنا بر خواسته قلبي ام، با شما خوبان خداحافظي كنم.
شايد ديدن برف و باران، درختان خالي از برگ؛ و طبيعت يخ زده كه با نگاهي گذرا، انگار هيچ حياتي در آنها ديده نمي شود، براي "شهرنشينان مناطق سردسير" يكنواخت بوده و جاذبه خاصي نداشته باشد.
درست بر عكس ما "گرمسير نشينان" كه سفر در فصل زمستان و ديدن لطف و رحمت الهي، برايمان پر است از شادي و نشاط؛ خصوصاً ديدن مناطق صعب العبور كوهستاني به منظور زيارت مرقد پاك برخي از امامزادگان(ع) و معصومين بزرگواري كه تنها و غريب، در دل كوهها و كوهپايه ها، باني خيري هستند و آباداني آن منطقه را سبب شده اند.
در اين چند هفته، مشكلات خطوط ارتباطي - كه دوري از شما دوستان خوب را به همراه داشت - سبب نگراني برخي از عزيزان را فراهم آورد كه اين امر باعث شرمندگيم شد و اميدوارم عذر مرا پذيرا باشيد.
در اولين فرصت سوغات اين سفر را خدمتتان تقديم مي كنم.
شاد و سرافراز باشيد
به اميد ديدار
خدانگهدار
موضوع: تبریک اعیاد و ولادت معصومین(ع)
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام

موضوع:
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
اميرالمؤمنين(ع) در حال تلاوت "آیه ۲۹ سوره مبارکه دُخان" بودند:
فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ
نه آسمان بر آنان گريست و نه زمين، و نه به آنها مهلتى داده شد
كه در همان هنگام، امام حسين(ع) وارد مسجد شدند.
حضرت اميرالمؤمنين(ع) با مشاهده وي فرمود:
اَمّا اِنَّ هذَا سَيُقْتَلُ وَ يَبْكي عَلَيْهِ السّماءُ وَ الْاَرْضُ
اما اين كسی است كه به زودي كشته شود (به شهادت مي رسد)
و آسمان و زمين بر او می گريند
مرجع:
"تفسير برهان ؛ جلد چهارم"
» پي نوشت:
"آيه شريفه 29 سوره مباركه دُخان" در وصف حضرت موسي(ع) و يارانش مي باشد كه به سلامت
از ميان دريا گذشتند و فرعونیان كه در ميان دريا غرق شده و به هلاكت رسيدند و هيچ كس از مرگ
آنان غمگين نشد.
درباره وبلاگ

http://doavm.persiangig.ir/i/1.html
فهرست اصلی
نویسندگان
مطالب مندرج در دوره جدید وبلاگ
حدیث روز
جغرافیای کربلا
اسامی و نامهای کربلا
حکایات
شهدای کربلا
اخبار دینی - مذهبی
زینب کبری سلام الله علیها
سوره های مبارک قرآن کریم
القاب امام حسین علیه السلام
نرم افزارهای مذهبی
عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام
ماه صفر
دانستنیهای دینی
رذایل اخلاقی
زیارت نامه
گناه
ماه ربیع الاول
نهج البلاغه
روایات
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
حضور سبز دوستان