در قرآن مجید و كلام معصومین علیهم السلام كلیه اعمالى كه گناه محسوب مىشود، بیان گردیده است. منتهی كبیره بودن گناه، پیرو ملاك هایی است.
در كتاب تحریر الوسیله امام خمینى قدس سره پیرامون معیار گناهان كبیره چنین آمده است:
۱. گناهانى كه در مورد آنها در قرآن کریم یا روایات اسلامى، وعده آتش دوزخ داده شده باشد.
۲. از طرف شرع، به شدت از آن نهى شده است.
۳. دلایلی وجود دارد كه معلوم می شود آن گناه، بزرگتر از بعضى از گناهان دیگر است.
۴. عقل، حكم كند كه فلان گناه، كبیره است.
۵. در ذهن مسلمین پاى بند به دستورات الهى، چنین تثبیت شده كه فلان گناه، از گناهان بزرگ است.
۶. از طرف پیامبر اکرم صلّ اللّه علیه و آله و سلم یا امامان علیهم السلام در خصوص گناهى تصریح شده كه از گناهان كبیره است.
البته گناهان كبیره نیز همه در یك سطح نیستند. بعضى بدون توبه بخشیده نمىشوند، مانند «شرك» و «قتل نفس» و برخى بدون توبه و تحت شرایطی و در اثر انجام كارهای نیك ممكن است مشمول مغفرت گردند.
حضرت على علیه السلام فرمودند:
گناهان بر سه گونه اند:
۱.گناه بخشودنى ۲.گناه نابخشودنى ۳.گناهى كه براى صاحبش، هم امید بخشش داریم و هم ترس از كیفر.
سپس فرمود:
اما گناهى كه بخشیده است، گناه بنده اى است كه خداوند او را در دنیا كیفر مى كند و در آخرت كیفر ندارد. در این صورت خداوند حكیم تر و بزرگوارتر از آن است كه بنده اش را دو بار كیفر كند. اما گناهى كه نابخشودنى است، حق الناس است یعنى ظلم بندگان نسبت به همدیگر كه بدون رضایت مظلوم بخشیده نمى شود؛ و اما نوع سوم، گناهى است كه خداوند آن را بر بنده اش پوشانده، توبه را نصیب او نموده است و در نتیجه آن، بنده، هم از گناهش هراسان است و هم امید به آمرزش پروردگارش دارد.
ما نیز درباره چنین بنده اى، هم امیدواریم و هم ترسان .
بحار الانوار، جلد ۶، صفحه ۲۹
گناه عملی است كه با اراده و رضایت الهی در تضاد بوده، با ایجاد نوعی "تاریكی" معنوی در نفس انسان، آدمى را از خدای متعال كه نور آسمانها و زمین است، دور مىسازد و به عبارت دیگر موجب بازماندن وى از كمال و قرب به خدا مىگردد.
تعیین این كه چه چیزی گناه است و چه چیزی ثواب از طریق كتاب و سنت مقدور است، زیرا در بسیاری از موارد، گناه بودن عملی قابل تشخیص عقلانی نیست و خدای متعال است كه این موارد را به اقتضای علم و حكمت مطلق خود، از طریق وحی و دین، برای بشر بیان نموده است.
عالمان اسلامی بر طبق قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام گناهان را بر دو گونه تقسیم نموده اند:
۱. گناهان كبیره (بزرگ) ۲. گناهان صغیره (كوچك)
إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا
اگر از گناهان كبیره اى كه از آن نهى شده اید اجتناب كنید، گناهان كوچك شما را مى پوشانیم
و شما را در جایگاه خوبى وارد مى سازیم
سوره مبارکه نساء آیه ۳۱
وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا
مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا
مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا
و كتاب (نامه اعمال ) در آنجا گذارده شود، گنهكاران را مى بینى كه از آنچه در آن است،
ترسان و هراسناك اند، و مى گویند: اى واى بر ما، این چه كتابى است كه هیچ عمل
كوچك و بزرگى نیست مگر اینكه آن را شماره كرده است؟
سوره سوره مبارکه كهف آیه ۴۹
وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ
و كسانى كه از گناهان بزرگ و زشتكاري ها خود را به دور مىدارند
سوره مبارکه شوری آیه ۳۷
امام حسین علیه السلام فرمودند:
يَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَيَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ
خداوند، قائم ما را از پس پرده غيبت بيرون مىآورد و آنگاه او، از ستمگران
انتقام مىگيرد
إثباة الهداة ، جلد 7 ، صفحه ۱۳۸
به نام خدا
اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ ؛ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ
سلام بر ولى خدا و دوست او ؛ سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او
اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ ؛ اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ
سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیدهاش ؛ سلام بر حسین مظلوم و شهید
اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْكُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ
سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاریها اسیر بود و كشته اشكِ روان گردید
اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّكَ وَابْنُ وَلِیِّكَ وَ صَفِیُّكَ وَابْنُ صَفِیِّكَ الْفاَّئِزُ
خدایا من به راستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو و فرزند ولىّ تو بود
و برگزیدهات و فرزند برگزیدهات بود كه كامیاب شد
بِكَرامَتِكَ اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ
وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ
به بزرگداشتت گرامی اش كردى بوسیله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت
و برگزیدى او را به پاك زادى
وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَ ذآئِداً مِنْ الْذادَةِ
و قرارش دادى یكى از آقایان(بزرگ) و از رهروان پیشرو و یكى از كسانى كه از حق دفاع كردند
وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ مِنَ الاَْوْصِیاَّءِ
و میراثهاى پیامبران را به او دادى و از اوصیائى كه حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى
فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیكَ
او نیز در دعوت مردم جاى عذر و بهانهاى (براى كسى) نگذارد و بیدریغ خیرخواهى كرد
و جان خود را در راه تو داد
لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ
وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى
تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى) گمراهى
و چنان شد كه همدست شدند بر علیه آن حضرت كسانى كه دنیا فریبشان داد
وَ شَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاَْوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدّى فى هَواهُ
و فروختند بهره (كامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى و به داد آخرتش را در مقابل بهائى اندك
و بى مقدار و بزرگى كردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون كردند
وَاَسْخَطَكَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّكَ
و تو و پیامبرت را به خشم آوردند
وَ اَطاعَ مِنْ عِبادِكَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَةَ الاَْوْزارِ
و پیروى كردند از میان بندگانت آنانى را كه اهل دو دستگى و نفاق بودند
و كسانى را كه بارهاى سنگین گناه به دوش مىكشیدند
الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیكَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِكَ
فى طاعَتِكَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ
و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (كه چنان دید) با شكیبائى و پاداش جوئى
با آنها جهاد كرد تا خونش در راه پیروى تو ریخت و حریم مقدسش شكسته شد
اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً
خدایا آنان را لعنت كن به لعنتى وبال دار و عذابشان كن به عذابى دردناك
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاَّءِ
سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصیاء
اَشْهَدُ اَنَّكَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَ مَضَیْتَ
گواهى دهم كه به راستى تو امانتدار خدا و فرزند امانتدار اویى سعادتمند زیستى و
ستوده از دنیا رفتى
حَمیداً وَ مُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَكَ
و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتى و نیز گواهى دهم كه خدا به راستى وفا كند
بدان وعدهاى كه به تو داده
وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ
و به هلاكت رساند هر كه را كه دست از یاریت برداشت و عذاب كند كسى كه تو را كشت
و گواهی دهم كه تو به خوبى وفا كردى به عهد خدا
وَ جاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیكَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ
و جهاد كردى در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت كند كسى كه تو را كشت
وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِیَتْ بِهِ
و خدا لعنت كند كسى كه به تو ستم كرد و خدا لعنت كند مردمى كه شنیدند جریان كشتن
و ستم تو را و بدان راضى بودند
اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ
بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
خدایا من ترا گواه مىگیرم كه من دوست دارم هر كه او را دوست دارد و دشمنم با هر كه او را دشمن دارد
پدرم و مادرم به فدایت اى فرزند رسول خدا
اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فىِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ
گواهى دهم كه تو به راستى نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رحمهایى پاكیزه
لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها
كه آلودهات نكرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگیهایش و در برت نكرد از لباسهاى چركینش
وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَ اَرْكانِ الْمُسْلِمینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ
و گواهى دهم كه به راستى تو از پایههاى دین و ستونهاى محكم مسلمانان
و پناهگاه مردمان با ایمان هستی
وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ
و گواهى دهم كه تو به راستى پیشواى نیكوكار با تقوا و پسندیده و پاكیزه و راهنماى راه یافتهاى
وَ اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى وَ اَعْلامُ الْهُدى
و گواهى دهم كه همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوا و نشانههاى هدایت
وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا وَ اَشْهَدُ اَنّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ
و رشتههاى محكم (حق و فضیلت) و حجتهایى بر مردم دنیا هستند
و گواهى دهم كه من به شما ایمان دارم
وَ بِاِیابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَ خَواتیمِ عَمَلى وَ قَلْبى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ
و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب كردارم و دلم تسلیم دل شما است
وَ اَمْرى لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ
و كارم پیرو كار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آن كه خدا در ظهورتان اجازه دهد
فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْكُمْ وَ على اَرْواحِكُمْ
پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهاى خدا بر شما و بر روانهاى شما
وَ اَجْسادِكُمْ وَ شاهِدِكُمْ وَ غاَّئِبِكُمْ وَ ظاهِرِكُمْ وَ باطِنِكُمْ
و پیكرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشكارتان و نهانتان
آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ
آمین اى پروردگار جهانیان
التماس دعا برای شفای همه بیماران
امام حسن علیه السلام فرمودند:
الخَیرُ الَذی لَا شَرَّ فیه، الشُّکرُ مَع النِعمَة و الصَبرُ عَلی النازلة
خیری که هیچ شری در آن نیست، شکر بر نعمت و صبر بر مصیبت و ناگواری است
(تحف العقول ، صفحه 237)
۴۱. شهوت رانی
۴۲. ظلم و ستم
۴۳. عُجب
۴۴. عقوق والدین
۴۵. عیب جویی
۴۶. غفلت
۴۷. غنا
۴۸. غیبت
۴۹. فخر فروشی
۵۰. فرار از جهاد
۵۱. قتل نفس
۵۲. قطع رحم
۵۳. کتمان حق
۵۴. کفران نعمت
۵۵. کم فروشی و غش در معامله
۵۶. کینه و دشمنی
۵۷. لواط
۵۸. مسخره کردن
۵۹. نفاق
۶۰. نگاه حرام
۶۱. وسوسه و شک
۶۲. هوای نفس
۶۳. یأس از رحمت خدا
امام سجاد علیه السلام فرمودند:
کثرةُ النُّصحِ یدعو إلی التُّهمَةِ
نصیحت زیاد، موجب بدبینی میشود
بحار الأنوار، جلد72، صفحه66
۲۱. حب دنیا
۲۲. حرام خواری
۲۳. حرص و طمع
۲۴. حسد
۲۵. خشم و غضب
۲۶. خلف وعده
۲۷. خوردن مال یتیم
۲۸. خیانت در امانت
۲۹. دروغ
۳۰. دشنام و بد زبانی
۳۱. ربا خواری
۳۲. ریا
۳۳. زنا
۳۴. سبک شمردن نماز
۳۵. سحر و جادو
۳۶. سخن چینی
۳۷. سرقت و دزدی
۳۸. سوء ظن و بدگمانی
۳۹. شراب خواریو قمار بازی
۴۰. شرک به خدا
ادامه دارد ..
رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:
اِنَّک لَن تُدِع شَیئاً اَتقَاء اللهُ عَزَّوَجَلّ اِلاّ أعطاک اللهُ خَیراً مِنه
اگر از ترس خدا از چیزی درگذری، خداوند بهتر از آن را به تو خواهد داد
(مسند احمد، مسند البصریین، حدیث 19813)
رذایل اخلاقی در انسان،بیشمار است.
به امید خدا در چند جلسه اجمالی آنها را بر شمرده و سپس به برخی از آنها می پردازیم:
۱. آرزوهای طولانی
۲. خود ارضائی
۳. اسراف
۴. انتقام جوئی
۵. اهانت و تحقیر کردن دیگران
۶.بُخل
۷. بد اخلاقی و کج خلقی
۸. بذله گویی و مزاح
۹. بهتان و تهمت
۱۰. بی توجهی به واجبات
۱۱. بی حجابی و بدحجابی
۱۲. بی غیرتی
۱۳. بی حرمتی به مقدسات و ارزشها
۱۴. بیهوده گویی
۱۵. پرخوری و شکم پرستی
۱۶. ترس
۱۷. تعصب و لجاجت
۱۸. تکبر وغرور
۱۹. جهل
۲۰.حب جاه و شهرت
ادامه دارد ..
امام رضا علیه السلام فرمودند:
خَیرُ مالِ المَرءِ ذَخائِرُ الصَّدَقََة
بهترین مال انسان، اندوختههای صدقه است
(تنبیه الخواطر، جلد2، صفحه182)
بیست و هفت اسامی از پیامبران علیهم السلام در قرآن کریم ذکر شده است که به ترتیب عبارتند از:
۱. حضرت آدمعلیه السلام ۲. حضرت ادریسعلیه السلام ۳. حضرت نوحعلیه السلام
۴. حضرت هودعلیه السلام ۵. حضرت صالحعلیه السلام ۶. حضرت ابراهیمعلیه السلام
۷. حضرت اسحاقعلیه السلام ۸. حضرت اسماعیلعلیه السلام ۹. حضرت لوطعلیه السلام
۱۰.حضرت یعقوبعلیه السلام ۱۱.حضرت یوسفعلیه السلام ۱۲.حضرت ایوبعلیه السلام
۱۳.حضرت شعیبعلیه السلام ۱۴.حضرت موسیعلیه السلام ۱۵.حضرت هارونعلیه السلام
۱۶.حضرت طالوتعلیه السلام ۱۷.حضرت الیاسعلیه السلام ۱۸.حضرت الیسععلیه السلام
۱۹.حضرت ذوالکفلعلیه السلام ۲۰.حضرت داوودعلیه السلام ۲۱.حضرت سلیمانعلیه السلام
۲۲.حضرت یونسعلیه السلام ۲۳.حضرت زکریاعلیه السلام ۲۴.حضرت یحییعلیه السلام
۲۵.حضرت عیسیعلیه السلام ۲۶.حضرت عزیرعلیه السلام ۲۷.حضرت محمّدصل الله علیه و آله وسلم
(جهاد با نفس، حدیث 211)
شخصی از رسول اكرم صل الله علیه و آله و سلم تقاضا كرد قرآن را به وی بیاموزد.
یكی از یاران پیامبر مأمور تعلیم او شد و سوره مبارک زلزلة را تلاوت نمود و چون دو آیهی مبارک:
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ
وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
را به وی آموخت، آن شخص به معلّم خود گفت: همین آیه بس است.
دیگران تعجّب كردند كه چرا با آن عطش فراوان برای آموختن قرآن، به دو آیه بسنده كرد؟!
رسول الله صل الله علیه و آله و سلم فرمودند:
انصرفَ الرّجلُ وهو فقیهٌ
او در حالی كه فقیه شد بازگشت
یعنی این شخص، عارف به معاد شد كه از مهمترین معارف دینی است.
منبع: بحار، جلد 89، صفحه 107، حکایت ۲
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِى الخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الحَاكِمُ
از نافرمانى خدا در خلوت ها بپرهيزيد زيرا همان کسی كه شاهد اعمال است
حکم و داورى مى كند
نهج البلاغه، حکمت 324
ماه صفر دومین ماه قمری پس از ماه محرم است. در دوران جاهلیت آن را ناجز مینامیدند.
صفر از ریشه «صفر» به معنی تهی و خالی است. دلیل نامگذاری آن را اینگونه بیان کرده اند که چون این ماه پس از ماه محرم است و مردم دوران جاهلیت در ماه محرم - به دلیل اینکه از ماههای حرام بود- از جنگ دست میکشیدند،با فرارسیدن ماه صفر به جنگ روی میآوردند و خانهها، خالی میماند. از این رو به آن صفر گفتهاند.
حوادث تاریخی فراوانی در ماه صفر رخ داده است که فهرست وار به برخی از آنها اشاره میشود:
۱. آغاز جنگ صفین در سال 37 قمری
۲. آوردن سر مبارک امام حسین علیه السلام به دمشق
۳. اربعین امام حسین علیه السلام
۴. ولادت امام محمّد باقر علیه السلام در سال 57 قمری
۵. ولادت امام کاظم علیه السلام در سال 128 قمری
۶. شهادت زید ابن علی ابن الحسین علیه السلام در سال 121 قمری
۷. شهادت عمار ابن یاسر و خزیمه ابن ثابت ذوالشهادتین در جنگ صفین در سال 37 قمری
۸. رحلت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم در سال 11 قمری
۹. شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام در سال 50 قمری
۱۰. شهادت امام رضا علیه السلام در سال 203 قمری
منابع:
۱. هدایة الانام الی وقایع الایام از محدث قمی، صفحه 63
۲. مفاتیح الجنان، صفحه 532
امام محمّد باقر علیه السلام فرمودند:
خذوا الکلمه الطیبه ممن قالها و ان لم یعمل بها
سخن نیک را از هر کسی، هر چند به آن عمل نکند، فرا گیرید
(بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، جلد 75 ، صفحه 170)
عمر ابن سعد فرمانده كل نیروهاى یزید - لعنت الله علیه - در كربلا و از جمله كسانى بود كه نامش در سـیـاهـه قـصـاص شـونـدگـان قـرار داشت.
او پیش از دستگیرى، به سراغ مختار آمد و خود را معرفى كرد و با شروطى، اماننامه گرفت. اما پس از كشتار قاتلان امام حسین علیه السلام در كوفه، نامهاى از محمد حنفیه به مختار رسید مبنى بر این كه جزای عمر بن سعد را بدهد. مختار دید بـعـضـى از شـروط امـاننامه توسط عمر بن سعد نقض شده است. به همین بهانه، او را احضار كرد. او ابتدا قصد فرار داشت اما برایش میسر نشد و همین بهانه، مختار را در كشتن او مصمّم ساخت. او در مـقـابـل ابـو عـمـرو، رئیس شهربانى مختار مقاومت كرد تا امان بگیرد اما او را امان نداد. آنقدر بر پیكر او شمشیر زدند تا كشته شد و سر بریدهاش را نزد مختار آوردند. مختار از حفض فرزند عمر سعد پرسید: آیا او را مىشناسى؟ حفض گفت: در زندگى پس از او خیرى نیست. مختار گفت: پس از او زندگى نخواهى كرد.
سپس دستور داد او را نیز گردن بزنند، پس از آن كه پـسر عـمـر سعد هم كشتـه شد اظهار داشت: یكى در مـقـابل خـون حسین علیه السلام و دیگرى در قبال على اكبر حسین ولى یكسان نیستند، به خدا قـسم اگـر سه چهارم قریش را بكشم تلافى یك بند انگشت حسین علیه السلام نشده است.
مختار سر بریده عمرسعد را به حجاز، نزد محمد حنفیه فرستاد. وقتى چشم فرزند امیرمؤمنان به سر بریده ابن سعد افتاد، فرمود:
اَللّهـُمَّ لا تَنْسِ هذَا الْیَوْمَ لِلْمُخْتارِ وَاجْزِهِ عَنْ اهل بیت نَبِیِّكَ محمّدٍ
(صلی الله علیه و آله) خَیْرَ الجَزاءِ.
فَوَاللهِ ما عَلَى الُْمخْتارِ بَعْدَ هذا مِنْ عُتْبٍ
خدایا این روز مختار را داشته باش و او را از جانب خاندان پیامبرت محمد
(صلی الله علیه و آله)، بهترین پاداش را عنایت فرما.
به خدا سوگند، پس از این عتابى بر مختار نیست
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
اللِّسَانُ سَبُعٌ إِن خُلِّی عَنهُ عَقَرَ .
زبان تربیت نشده درنده اى است که اگر رهایش کنى مى گزد
(نهج البلاغه، حکمت60)
به دستور "مختار" تمام ده نفری را كـه در روز عاشورا، با اسب بر بدن مقدس امام حسین علیه السلام و شهدا تاخته بودند را دستگیر كردند، دست و پایشان را بستند، از پشت بر زمین خواباندند و به زمین میخ كردند و اسبها را با نعل تازه، بر بدنهاى آنان تاختند تا پیكر آنان در هم شكـسته شد و به هلاكت رسیدند. سپس بدنهاى آنان را با آتش سوزاندند.
ایـنـان عـبـارت بـودنـد از: اسـحـاق بـن حـوبـه، اخـنـس بـن مـرثـد، حـكـیـم بـن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاء بن منقذ عبدى، سالم بن خیثمه، واحظبن ناعم، صالح بن وهب، هانى بن ثبیت و اسید بن مالك .
ابو عمرو گوید: مـا بعدها در مورد سابقه این ده نفر بررسى كردیم. به این نتیجه رسیدیم كه همه آنان زنازاده و فرزندان نامشروع بودند.
دویـسـت و چهل و هشت نفر از عاملان اساسی واقعه كربلا كه در شورش كوفه دستگیر شده بودند، همه یكى پس از دیگرى گردن زده شدند. آنان در میان پانصد نفرى بودند كه در شورش كوفه بر ضدّ مختار دستگیر شدند.
شمر بن ذى الجوشن - لعنت الله علیه - در روز عاشورا، شترى كه مخصوص سوار شدن امام حسین علیه السلام بود را به عنوان غنیمت گرفـت و به كوفه آورد و بـه شكرانه ی قتل فرزند پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم آن شتر را نحر كرد و گوشتش را بین دشمنان اهل بیت علیهم السلام در كوفه تقسیم نمود.
مختار دستور داد تمام خانههایى را كه آن گوشت وارد آن شده بـود و افرادى را كه دانسته از آن گوشت خوردهاند، شناسایى كنند. همه آن خانهها را ویران كرد و كسانى را كه از آن گوشت خورده بودند اعدام نمود.
منابع:
۱. بحار الانوار، جلد 45، صفحات ۵۹، ۶۰ و ۳۷۴
۲. لهوف از سیدبن طاووس، صفحه 183
یزید - لعنت الله علیه - روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر شام دور شد که ناگاه، آهویی ظاهر شد. یزید به اصحابش گفت: خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام میکنم، پس کسی با من نیاید.
آهو او را از این وادی به وادی دیگر میبرد و نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند. یزید در صحرا به صحرانشینی برخورد کرد که از چاه آب میکشید. مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد.
یزید گفت: اگر بدانی که من کیستم بیشتر من را احترام میکنی!
آن اعرابی گفت: ای برادر تو کیستی؟
پاسخ داد: من امیرالمومنین، یزید پسر معاویه هستم.
اعرابی گفت: سوگند به خدا، تو قاتل حسین بن علی علیه السلام هستی! ای دشمن خدا و رسول خدا!
اعرابی که خشمگین شده بود، شمشیر یزید را گرفت كه بر سرش بزند، اما شمشیر به سر اسب خورد و اسب، در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد.
اسب سرعت میگرفت و یزید را بر زمین میکشید؛ آنقدر او را بر زمین کشید که عاقبت قطعه قطعه شد. اصحاب یزید در پی او آمدند و اثری از او نیافتند، تا این که به اسب او رسیدند، آنهم زمانی که فقط ساق پای وی بر روی رکاب اسب آویزان بود.
منبع: لهوف از سید بن طاووس
امام کاظم علیه السلام فرمودند:
مُشاوَرَةُ العاقِلِ النّاصِحِ يُمنٌ وَ بَرَكَةٌ وَ رُشدٌ وَ تَوفيقٌ مِنَ اللّه
مشورت با عاقلِ خيرخواه، خجستگى و بركت و رشد و توفيقى از سوى خداست
تحف العقول، صفحه 398

برای ارسال صلوات (به تعداد دلخواه) به اینجا مراجعه فرمائید
21. سید شباب اهل جنه: سرور جوانان بهشت
22. سفینة النجات: کشتی نجات آدمیان
23. امام: به معنی پیشوا
24. مقتول: کشته شده
25. زکی: پاکیزه، پارسا
26. عبدالله: بنده خاص خدا، شهیدی که عبد خداوند و مطیع اوامر الهی بود
27. وحی الله: تعیین شده از طرف خداوند
28. قتیل الکفره: شهید به دست کفر
29. ولی الله: قرب و نزدیکی معنوی به خداوند
30. سبط پیامبر: نواده پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم
31. آل الله: اهل بیت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم
32. ابوالشهداء: پدر شهیدان
33. ابوالاحرار: پدر آزادگان
34. ابوالمجاهدین: پدر مجاهدین
35. خامس آل عبا: پنجمین نفر از اصحاب کسا
36. ثارالله: خون خدا
۳۷. سلطان کربلا: بزرگ شهید کربلا
38. وترالموتور: تنها بودن
39. سریع العبره: یادش به سرعت اشک ها را جاری می سازد
40. قتیل اشقیاء: کشته شده به دست شقی ترین مردمان
1.عطشان: تشنه در کربلا
2.مظلوم: ستمدیده
3. قتیل العبرات: کشته ی اشک ها
4. سید الشهدا: سرور و سالار شهیدان
5. ثار الله: خون خدا
6. قتیل الله: کشته شده ای از قبیله ی خداوند
7. وتر الله: دارای معانی ثار الله و قتیل الله است
8. خامس اصحاب کسا: پنجمین نفر از اصحاب کسا
9. وارث: وارث برنده از انبیا
۱۰. موضع سرّالله: محل نگهداری راز های خداوند
11. لدلیل علی الله: دلالت کننده بر وجود خداوند
12. مجاهد: جهاد کردن با کافران برای آزادی
13. شهید: شاهد، شهادت دهنده، کشته شدن در راه خدا و دین
14. رشید: خوش قد و قامت، رستگار، دلیر و شجاع
۱۵. غریب الغرباء: تنها و بی یاور، غریب ترین غریبان
16. شاهد: گواه، حاضر، مرد خدای تعالی
17. حجت الله: برهان خداوند بر روی زمین
18. خازن الکتاب المسطور: خزانه دار قرآن
19. سفیر الله: فرستاده ی خداوند
20. عابد: عبادت کننده
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد چون براى نماز جمعه ندا درداده شد به سوى ذكر خدا بشتابيد
و داد و ستد را واگذاريد اگر بدانيد اين براى شما بهتر است
آیات ۹ الی ۱۱ سوره مبارک الجمعه |
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
مَن ساءَ خُلقُهُ، مَلَّهُ اَهلُهُ
هر کس بد اخلاق باشد، خانواده اش از او دلتنگ و خسته مى شوند
(تحف العقول، صفحه 214)
حضرت زينب سلام الله علیها دو نگاه به كربلا دارد؛ در يك نگاه، كربلا دريای خون و لخته ی مصيبت است:
أتدَرون أيَّ كبد لمحمّد فريتم وأيَّ دم له سفكتم، وأيَّ؟
آيا می دانيد چه جگری از پيغمبر صل الله علیه و آله و سلم پاره پاره كرديد و چه خونی از او ريختيد؟
مصيبت آن قدر بزرگ است كه رگ و پی ستون ديانت را از هم گسيخته و افلاك و زمين بر اساس شعور باطنی خود كه نور وجودشان را از نور وجود او ستانده اند، نزديك است كه عنان وجود از كف بدهند.در اين نگاه، دل دريايي زينب سخت طوفاني است و كلام جانگداز او در پاسخ عبيدالله ملعون از ژرفاي غم او حكايت دارد:
قد قتلت كهلي و قطعت فرعي و
اجتثثت اصلي فان يشفك هذا فقد اشتفيت يابن مرجانه
به راستی كه بزرگم را كشتی و شاخه ام را قطع كردی و
ريشه ام را كندی اگر اين تو را شفا می دهد شفا بگير ای پسر مرجانه
اينجا او به صبر نياز دارد؛ او صبر پيشه می كند و بعد بهترين كلام را بر زبان می راند، بهترين سكوت را عملی می سازد، بهترين نگاه، بهترين گريه، بهترين فرياد و بهترين مرثيه را شيوه ی خود می سازد. اين درس صبر زينب کبری سلام الله علیها است.
نه آن كه در بايگانی عواطف خود، از زينب صبور، سپيدموی غصه داری بسازيم كه در گوشه ی تاريخ كز كرده، بر برادران و فرزندان مويه می كند. ولی اين صبر چگونه ممكن است؟ چگونه آن دل طوفان زده را می توان به اختيار عقل و خرد درآورد؟
سرّ اين صبوری در نگاه ديگر زينب به كربلاست كه مخاطبی ديگر دارد. بانويی كه وقتی بر عمر سعد خطابه می خواند، مصيبت را بزرگ تر از فهم و عقل او می شمرد. اويی كه وقتی ندبه می كند و مويه می سازد، اسبان نيز طاقت شنيدن ناله اش را ندارند.
حضرت زينب سلام الله علیها شاگرد كلاس خطابه ی امام علی علیه السلام است. او شاگرد زيرك و فطن مكتب امام علی علیه السلام، كه از الف الفبای آن كلاس احديّت را فهميده است. او بارها و بارها از پدر شنيده و از رفتارش خوانده و حتی فكر و انديشهي علي علیه السلام را گمانه زده كه:
عظم الخالق في أنفسهم فصغر مادونه في أعينهم
اگر خدا در جان كسی بزرگ شد؛ غير خدا هر آنچه كه هست در مشاعر او كوچك است
و خداوند در جان زينب سلام الله علیها بسی بزرگ است. در مقياس با خداست كه حجت او كم است. ديده ی خدابين زينب سلام الله علیها است كه در جوار خداوند، هيچ بزرگی را نمی بيند. اين ايمان و باور است كه زينب سلام الله علیها را به چنان صبوری فرا می خواند و صبوری او عين علم اوست، نه به مانند كسی كه از روی جهل و عدم آگاهي از عمق مصيبت، صبوری به خرج دهد.
درباره وبلاگ

http://doavm.persiangig.ir/i/1.html
فهرست اصلی
نویسندگان
مطالب مندرج در دوره جدید وبلاگ
حدیث روز
جغرافیای کربلا
اسامی و نامهای کربلا
حکایات
شهدای کربلا
اخبار دینی - مذهبی
زینب کبری سلام الله علیها
سوره های مبارک قرآن کریم
القاب امام حسین علیه السلام
نرم افزارهای مذهبی
عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام
ماه صفر
دانستنیهای دینی
رذایل اخلاقی
زیارت نامه
گناه
ماه ربیع الاول
نهج البلاغه
روایات
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
حضور سبز دوستان