تبليغاتX

دعا و مناجات
عمر ابن سعد

عمر ابن سعد فرمانده كل نیروهاى یزید - لعنت الله علیه - در كربلا و از جمله كسانى بود كه نامش در سـیـاهـه قـصـاص شـونـدگـان قـرار داشت.
او پیش از دستگیرى، به سراغ مختار آمد و خود را معرفى كرد و با شروطى، امان‌نامه گرفت. اما پس از كشتار قاتلان امام حسین علیه السلام در كوفه، نامه‌اى از محمد حنفیه به مختار رسید مبنى بر این كه جزای عمر بن سعد را بدهد. مختار دید بـعـضـى از شـروط امـان‌نامه توسط عمر بن سعد نقض شده است. به همین بهانه، او را احضار كرد. او ابتدا قصد فرار داشت اما برایش میسر نشد و  همین بهانه، مختار را در كشتن او مصمّم ساخت.
او در مـقـابـل ابـو عـمـرو، رئیس شهربانى مختار مقاومت كرد تا امان بگیرد اما او را امان نداد. آنقدر بر پیكر او شمشیر زدند تا كشته شد و سر بریده‌اش را نزد مختار آوردند. مختار از حفض فرزند عمر سعد پرسید: آیا او را مى‌شناسى؟ حفض گفت: در زندگى پس از او خیرى نیست. مختار گفت: پس از او زندگى نخواهى كرد.
سپس دستور داد او را نیز گردن بزنند، پس از آن كه پـسر عـمـر سعد هم كشتـه شد اظهار داشت: یكى در مـقـابل خـون حسین علیه السلام و دیگرى در قبال على اكبر حسین ولى یكسان نیستند، به خدا قـسم اگـر سه چهارم قریش را بكشم تلافى یك بند انگشت حسین علیه السلام نشده است.
مختار سر بریده عمرسعد را به حجاز، نزد محمد حنفیه فرستاد. وقتى چشم فرزند امیرمؤمنان به سر بریده ابن سعد افتاد، فرمود:

اَللّهـُمَّ لا تَنْسِ هذَا الْیَوْمَ لِلْمُخْتارِ وَاجْزِهِ عَنْ اهل بیت نَبِیِّكَ محمّدٍ
(صلی الله علیه و آله) خَیْرَ الجَزاءِ.
فَوَاللهِ ما عَلَى الُْمخْتارِ بَعْدَ هذا مِنْ عُتْبٍ

 خدایا این روز مختار را داشته باش و او را از جانب خاندان پیامبرت محمد
(صلی الله علیه و آله)، بهترین پاداش را عنایت فرما.
به خدا سوگند، پس از این عتابى بر مختار نیست

 


 

جمعه 11 بهمن1387 ساعت 5:16 بعد از ظهر مطلبی درباره عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام توسط یاسین احمدی لینک ثابت


انتقام دسته جمعی از کافران

به دستور "مختار" تمام ده نفری را كـه در روز عاشورا، با اسب بر بدن مقدس امام حسین علیه السلام و شهدا تاخته بودند را دستگیر كردند، دست و پایشان را بستند، از پشت بر زمین خواباندند و به زمین میخ كردند و اسب‌ها را با نعل تازه، بر بدن‌هاى آنان تاختند تا پیكر آنان در هم شكـسته شد و به هلاكت رسیدند. سپس بدن‌هاى آنان را با آتش سوزاندند.
ایـنـان عـبـارت بـودنـد از: اسـحـاق بـن حـوبـه، اخـنـس بـن مـرثـد، حـكـیـم بـن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاء بن منقذ عبدى، سالم بن خیثمه، واحظبن ناعم، صالح بن وهب، هانى بن ثبیت و اسید بن مالك .
ابو عمرو گوید: مـا بعدها در مورد سابقه این ده نفر بررسى كردیم. به این نتیجه رسیدیم كه همه آنان زنازاده و فرزندان نامشروع بودند.

دویـسـت و چهل و هشت نفر از عاملان اساسی واقعه كربلا كه در شورش كوفه دستگیر شده‌ بودند، همه یكى پس از دیگرى گردن زده شدند. آنان در میان پانصد نفرى بودند كه در شورش كوفه بر ضدّ مختار دستگیر شدند.
شمر بن ذى الجوشن - لعنت الله علیه - در روز عاشورا، شترى كه مخصوص سوار شدن امام حسین علیه السلام بود را به عنوان غنیمت گرفـت و به كوفه آورد و بـه شكرانه ی قتل فرزند پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم آن شتر را نحر كرد و گوشتش را بین دشمنان اهل بیت علیهم السلام در كوفه تقسیم نمود.
مختار دستور داد تمام خانه‌هایى را كه آن گوشت وارد آن شده بـود و افرادى را كه دانسته از آن گوشت خورده‌اند، شناسایى كنند. همه آن خانه‌ها را ویران كرد و كسانى را كه از آن گوشت خورده بودند اعدام نمود.

 

منابع:
۱.
بحار الانوار، جلد 45، صفحات ۵۹، ۶۰ و ۳۷۴
۲. لهوف از سیدبن طاووس، صفحه 183

 


 

چهارشنبه 9 بهمن1387 ساعت 7:57 قبل از ظهر مطلبی درباره عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام توسط یاسین احمدی لینک ثابت


کشته شدن یزید

یزید - لعنت الله علیه - روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر شام دور شد که ناگاه، آهویی ظاهر شد. یزید به اصحابش گفت: خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام می‌کنم، پس کسی با من نیاید.
آهو او را از این وادی به وادی دیگر می‌برد و نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند. یزید در صحرا به صحرانشینی برخورد کرد که از چاه آب می‌کشید. مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد.
یزید گفت: اگر بدانی که من کیستم بیشتر من را احترام می‌کنی!
آن اعرابی گفت: ای برادر تو کیستی؟
پاسخ داد: من امیرالمومنین، یزید پسر معاویه هستم.
اعرابی گفت: سوگند به خدا، تو قاتل حسین بن علی علیه السلام هستی! ای دشمن خدا و رسول خدا!
اعرابی که خشمگین شده بود، شمشیر یزید را گرفت كه بر سرش بزند، اما شمشیر به سر اسب خورد و اسب، در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد.
اسب سرعت می‌گرفت و یزید را بر زمین می‌کشید؛ آنقدر او را بر زمین کشید که عاقبت قطعه قطعه شد. اصحاب یزید در پی او آمدند و اثری از او نیافتند، تا این که به اسب او رسیدند، آنهم زمانی که فقط ساق پای وی بر  روی رکاب اسب آویزان بود.

   

منبع: لهوف از سید بن طاووس

 


 

سه شنبه 8 بهمن1387 ساعت 8:46 قبل از ظهر مطلبی درباره عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام توسط یاسین احمدی لینک ثابت