تبليغاتX

دعا و مناجات
وحشت قبر

 

یكى از منازل هولناك سفر آخرت، قبر است كه در هر روز مى‌گوید:

 

انا بیت الغربة، انا بیت الوحشة ، انا بیت الدود

منم خانه غربت و تنهایی، منم خانه وحشت، منم خانه كِرم

 

در كتاب "من لا یحضره الفقیه" آمده است كه:

چون میت را به نزدیك قبر آورند فوراً او را داخل قبر نكنند، زیرا براى قبر هول‌هاى بزرگی است، و زمینی که قبر را در بر می‌گیرد از هول آنچه اتفاق خواهد افتاد به خداوند پناه برد؛ بنابراین خوب است که پیکر مرده را نزدیك قبر بگذارند و اندكى صبر كنند تا آماده ورود به منزلگاه ابدی و سختی‌های قبر شود. پس اندكى او را پیشتر برند و اندكى صبر كنند. آنگاه او را به كنار قبر برند.

شیخ بهائى نقل كرده كه بعضى از حكما را دیدند كه در وقت مرگ خود دریغ و حسرت مى‌خورد. به او گفتند كه این چه حالى است كه از تو مشاهده مى‌شود؟ گفت: چه گمان مى‌برید به كسى كه به سفرى طولانى مى‌رود و بدون مونس، به قبر وحشتناكى وارد مى‌شود و به حضور حاكم عادلى مى‌رود كه برای کردار خود در نزد وی حجتى ندارد؟

 

 


 

جمعه 14 فروردین1388 ساعت 11:13 قبل از ظهر مطلبی درباره حکایات توسط یاسین احمدی لینک ثابت


در وصف تکریم سوره مبارکه یس

 

حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی نقل می‌فرمودند که:

در سال‌های میانی حیات مرحوم والدم آیت الله العظمی حاج آقا احمد زنجانی (رحمت الله علیه)، بانوی محترمی بود به نام "احتجاب السلطنه" که از آشنایان بود و مورد احترام همه.

 پس از فوت او ، والد ارجمندم،  هر شب جمعه برای او سوره مبارکه یس را قرائت می‌فرمود و این عمل نیکو تا سالها ادامه داشت. یکی از شب های جمعه غفلت عارض شده و پدر فراموش می‌کنند که برای آن مرحومه سوره مبارکه یس را بخوانند. شب که می‌خوابند، در عالم رؤیا، آن مرحومه را می‌بینند که در منزلشان نان می‌پزند و آن مرحومه به اطرافیانش می‌گوید:
این دو نان را بگیرید و به منزل آقای زنجانی ببرید ؛ چرا که ایشان نیز برای ما نان می‌فرستند. گر چه این بار یادشان رفته است.

 

برگرفته از کتاب منازل الاخرة

 


 

پنجشنبه 6 فروردین1388 ساعت 12:10 بعد از ظهر مطلبی درباره حکایات توسط یاسین احمدی لینک ثابت


سکنی در بهشت

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:

روز قيامت منادى ندا مى‌دهد كه : اى مردم! خاموش شويد كه محمد - صل الله علیه و آله و سلم - با شما سخن مى‌گويد.مردم ساكت مى‌شوند و پيامبر و آل او علیهم السلام مى‌ايستند و رسول اکرم می فرمایند:

اى مردم! هر كس به من خدمتى نموده يا نيكى كرده و يا منتى بر من دارد،
بلند شود تا پاداشش دهم.

مردم در پاسخ مى‌گويند: پدران و مادرانمان به فدايت. چه خدمتى، و چه منتى؟ و چه احسانى ما نسبت به شما نموده‌ايم؟ اين خدا و پيامبرانند كه بر همه خلايق نيكى و احسان نموده و منت دارند.

آنگاه پيامبر مى‌فرمايد:

آن كه يكى از اولاد مرا پناه داده، يا نيكى نموده، يا لباس پوشانده، يا سير نموده،
بايستد تا پاداشش دهم.

 

پس عده‌اى كه چنين كرده بودند بلند مى‌شوند، و از جانب خداوند ندا مى‌آيد كه:

اى محمد! اى حبيب من!
پاداش آنان را به تو واگذار نمودم. در هر كجاى بهشت كه مى‌خواهى سكنايشان ده .

 

و پيامبر  صل الله و علیه و آله و سلم آنان را مسكن مى‌دهد، در جايى كه از محمد و خاندانش محجوب نباشند.

 

مرجع: وسائل الشيعه، باب 17 از ابواب فعل المعروف، حکایت 3

 


 

سه شنبه 20 اسفند1387 ساعت 7:52 قبل از ظهر مطلبی درباره حکایات توسط یاسین احمدی لینک ثابت


هاروت و ماروت

 

روزی به امام حسن عسكری علیه السلام عرض كردند: 
قومی نزد ما هستند كه گمان كنند، هاروت و ماروت (دو ملك) بوده‌اند كه ملایكه چون عصیان بنی آدم بسیار شد، آن دو را برگزیدند و خداوند، آنها را با كسی دیگر به دنیا فرو فرستاد. آن دو، به واسطه زهره به فتنه افتادند و اراده زنا كرده، شرب خمر كردند و مرتكب قتل نفس محرمه شدند و خداوند آن دو را در بابل عذاب فرمود و آن زن را مسخ كرد و به صورت همین ستاره‌ای كه زهره نام دارد، مبدل نمود.

امام علیه السلام در پاسخ فرمود: معاذ الله! ملائكه، معصومند و به الطاف الهی، از كیفر و زشتیها محفوظند؛ چنان كه خدای عز و جل درباره آنها فرماید:

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ
وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ
مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن مردم
و سنگهاست ‏حفظ كنيد بر آن [آتش] فرشتگانى خشن [و] سختگير [گمارده شده] اند از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى‏كنند
و آنچه را كه مامورند انجام مى‏دهند

سوره مبارکه تحریم آیه ۶

 


 

یکشنبه 18 اسفند1387 ساعت 8:57 بعد از ظهر مطلبی درباره حکایات توسط یاسین احمدی لینک ثابت


عارف به معاد

شخصی از رسول اكرم صل الله علیه و آله و سلم تقاضا كرد قرآن را به وی بیاموزد.
یكی از یاران پیامبر مأمور تعلیم او شد و سوره مبارک زلزلة را تلاوت نمود و چون دو آیه‌ی‌ مبارک:

 

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ﴿7﴾ پس هر كه هم وزن ذره‏اى نيكى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد

وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ﴿8﴾ و هر كه هم وزن ذره‏اى بدى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد 

 

را به وی آموخت، آن شخص به معلّم خود گفت: همین آیه بس است.
دیگران تعجّب كردند كه چرا با آن عطش فراوان برای آموختن قرآن، به دو آیه بسنده كرد؟! 
رسول الله صل الله علیه و آله و سلم فرمودند:

انصرفَ الرّجلُ وهو فقیهٌ
او در حالی كه فقیه شد بازگشت

یعنی این شخص، عارف به معاد شد كه از مهمترین معارف دینی است.

 

منبع: بحار، جلد 89، صفحه 107، حکایت ۲

 


 

پنجشنبه 17 بهمن1387 ساعت 7:53 قبل از ظهر مطلبی درباره حکایات توسط یاسین احمدی لینک ثابت


فرزندان امام حسین علیه السلام

شيخ مفيد رحمت الله علیه فرموده كه آن حضرت را شش فرزند بود.

پسران:
 

1. حضرت علي بن الحسين الاكبر معروف به امام سجاد علیه السلام و كنيت او ابو محمّد است و نام مادرش شهربانو یا شاه زنان، دختر كسري يزجرد (دختر یزدگرد پادشاه ساسانی) است.

منابع:
بحارالانوار جلد 45 صفحه 329 ؛ الارشاد صفحه253 ؛ نفس المهموم صفحه 524 ؛ کشف الغمة فی معرفة الائمه صفحه 214

 

2. حضرت علي بن الحسين الاصغر معروف به علي اكبر كه در كربلا با پدرش شهيد شد و مادرش ليلي دختر ابومره بن عروه بن مسعود ثقفيه است. او براساس گفته‎ ی شیخ مفید در ارشاد، دو سال پس از وفات جدّش حضرت علی علیه السلام در روز عاشورای سال 42 هجری قمری متولد شد و اولین فرد از بنی ‎هاشم بود که به میدان رفت. وقتی اذن میدان خواست، امام حسین علیه السلام به او اذن میدان داد و نگاه نومیدانه ‎ای به او کرد و اشکش سرازیر شد و گریست و فرمود:

اللهم اشهد أنه قد برز الیهم غلام اشبه الناس خلقاً و خلقاً و منطقاً برسولک، و کنّا اذا اشتقنا الی نبیّک نظرنا الیه

خدایا گواه باش جوانی را به میدان می فرستم که شبیه ترین مردم به پیغمبر تو در خلقت و اخلاق و گفتار است و ما هر وقت مشتاق دیدار پیغمبرت می شدیم، به روی او نگاه می کردیم

منبع:
نفس المهموم صفحه 308

 

3. حضرت جعفر بن الحسين است و مادر او زني از قبيله قضاعیه. او در حيات پدر وفات يافت و اولادي نداشت.

4. حضرت عبدالله معروف به حضرت علي اصغر و او نيز در كربلا در كنار پدر، به زخم تيري شهيد گشت. مادرش رباب، دختر امرء القیس می‎باشد. امرء القیس در مدینه سه دخترش را به ازدواج امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام درآورد که داستانش مشهور است. رباب به همسری امام حسین علیه السلام درآمد و سکینه و عبدالله، فرزندان امام حسین علیه السلام از رباب می‎باشند.


دختران:
1. يكي سكينه است كه مادر او رباب دختر امرء القيس است. سکینه روز پنجم ماه ربیع الاول سال 117هجری قمری وفات کرد؛ وفات خواهرش فاطمه نیز همان سال است.


منبع:
نفس المهموم صفحه 530


2. و دختر ديگر فاطمه نام داشت و مادر او ام اسحاق دختر طلحه بن عبيد الله تيميه است.



 

پاورقی:
البته تعداد فرزندان حضرت امام حسين علیه السلام تا 9 تن نيز روايت شده است.
علی بن عیسی الاربلی در کشف الغمة گفته: اولاد حسین علیه السلام ده تن بودند؛ شش پسر و چهار دختر. سه تن از پسران وی علی نام داشته‎اند و محمّد و عبدالله و جعفر. علی اکبر در کربلا در برابر پدر جنگید و شهید شد و علی اصغر صغیر را تیر زدند؛ همچنین گفته‎اند که عبدالله نیز با پدر کشته شد. دختران او زینب و سکینه و فاطمه بودند. نسل امام حسین علیه السلام از علی اوسط، یعنی حضرت زین العابدین علیه السلام است.

کشف الغمة صفحه 214 ؛ بحارالانوار  جلد 45 صفحه 331

 البته قول قوی و قریب به صحت، نظر شیخ مفید است.
پس در خاتمه می‌توان گفت غیر از امام سجّاد‌ علیه السلام و جعفر بن الحسین‌ علیه السلام تمام فرزندان ذکور امام حسین علیه السلام در کربلا به شهادت رسیدند.

 


 

یکشنبه 29 دی1387 ساعت 9:18 قبل از ظهر مطلبی درباره حکایات توسط یاسین احمدی لینک ثابت


گوشت های حرام بر زمین


ازگفتنی های عجیب و معجزه آسا که درعصر ناصرالدین شاه (متوفای 1313 هجری قمری) رخ داده این است که مرحوم آیت الله حاج آقا حسین مجتهد (کوچه حرمی جد پدری حرم پناهیها و جد مادری اشراقیها که قبرش به صورت مرتفع درصحن نو ، مقابل قبر مرحوم آیه الله شیخ فضل الله نوری است)نقل کرد:


هنگام فرش کردن حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام با سنگهای مرمر، درقسمت پایین پای حضرت روزه انه ای به سرداب باز شد. ضروری به نظر رسید که افرادی انتخاب شوند و داخل سرداب بروند و وضع آنجا را بررسی کنند که اگر نیاز به تعمیر داشتُ تعمیر نمایند.
دو نفر بانوی صالحه انتخاب شدند.
چراغی برداشته داخل سرداب شدند، دیدند قبر مطهر حضرت معصومه علیها السلام در آن سرداب نیست بلکه آن سرداب، در پایین قبر مطهر آن حضرت است؛
درآنجا سه پیکر مطهر، تر و تازه را دیدند که گویی همان روز روح از بدنشان جدا شده بود. یک تن بانو و دو تن دیگر کنیز و سیاه چهره بودند.
از بررسی کتب فهمیده می شود که آن بانوی ارجمند میمونه، دختر موسی مبرقع بن امام جواد علیه السلام بوده و آن دو کنیز، ام اسحاق و ام حبیب بوده اند.
آری پس ازگذشت یازده قرن از وفاتشان، بدن مبارکشان، هیچ تغییر نکرده بود و مصداق این سخن پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شدند که فرمود:



اِنَّ اللهُ حَرَّمَ لُحُو مَنا عَلَی الاَرضِ فَلا یَطعُمُ منِها شَیئا
خداوند گوشت های ما را بر زمین حرام کرده هرگز زمین چیزی از گوشت ما را نمی خورد

 

پی نوشت ها:
۱. اقامه البرهان دراصول دین، تالیف میرزا موسی فراهانی ، صفحه 479
۲. الفقیه ، جلد یک، صفحه ۱۲۱
۳. بحار ، جلد22 صفحه 550 
۴.  اقتباس از کتاب کریمه اهلبیت صفحه 183 تا 187


 

سه شنبه 24 دی1387 ساعت 8:18 قبل از ظهر مطلبی درباره حکایات توسط یاسین احمدی لینک ثابت