تبليغاتX

دعا و مناجات
زینب کبری سلام الله علیها(2)

حضرت زينب سلام الله علیها دو نگاه به كربلا دارد؛ در يك نگاه، كربلا دريای خون و لخته ی مصيبت است:


 أتدَرون أيَّ كبد لمحمّد فريتم وأيَّ دم  له سفكتم، وأيَّ؟
آيا می دانيد چه جگری از پيغمبر صل الله علیه و آله و سلم پاره پاره كرديد و چه خونی از او ريختيد؟



مصيبت آن قدر بزرگ است كه رگ و پی ستون ديانت را از هم گسيخته و افلاك و زمين بر اساس شعور باطنی خود كه نور وجودشان را از نور وجود او ستانده اند، نزديك است كه عنان وجود از كف بدهند.در اين نگاه، دل دريايي زينب سخت طوفاني است و كلام جانگداز او در پاسخ عبيدالله ملعون از ژرفاي غم او حكايت دارد:

 قد قتلت كهلي و قطعت فرعي و
اجتثثت اصلي فان يشفك هذا فقد اشتفيت يابن مرجانه

به راستی كه بزرگم را كشتی و شاخه ام را قطع كردی و
ريشه ام را كندی اگر اين تو را شفا می دهد شفا بگير ای پسر مرجانه

اينجا او به صبر نياز دارد؛ او صبر پيشه می كند و بعد بهترين كلام را بر زبان می راند، بهترين سكوت را عملی می سازد، بهترين نگاه، بهترين گريه، بهترين فرياد و بهترين مرثيه را شيوه ی خود می سازد. اين درس صبر زينب کبری سلام الله علیها است.
نه آن كه در بايگانی عواطف خود، از زينب صبور، سپيدموی غصه داری بسازيم كه در گوشه ی تاريخ كز كرده، بر برادران و فرزندان مويه می كند.
ولی اين صبر چگونه ممكن است؟ چگونه آن دل طوفان زده را می توان به اختيار عقل و خرد درآورد؟

سرّ اين صبوری در نگاه ديگر زينب به كربلاست كه مخاطبی ديگر دارد. بانويی كه وقتی بر عمر سعد خطابه می خواند، مصيبت را بزرگ تر از فهم و عقل او می شمرد. اويی كه وقتی ندبه می كند و مويه می سازد، اسبان نيز طاقت شنيدن ناله اش را ندارند.
حضرت زينب سلام الله علیها شاگرد كلاس خطابه ی امام علی علیه السلام است. او شاگرد زيرك و فطن مكتب امام علی علیه السلام، كه از الف الفبای آن كلاس احديّت را فهميده است. او بارها و بارها از پدر شنيده و از رفتارش خوانده و حتی فكر و انديشه­ي علي علیه السلام را گمانه زده كه: 

عظم الخالق في أنفسهم فصغر مادونه في أعينهم
اگر خدا در جان كسی بزرگ شد؛ غير خدا هر آنچه كه هست در مشاعر او كوچك است


و خداوند در جان زينب سلام الله علیها بسی بزرگ است. در مقياس با خداست كه حجت او كم است. ديده ی خدابين زينب سلام الله علیها است كه در جوار خداوند، هيچ بزرگی را نمی بيند. اين ايمان و باور است كه زينب سلام الله علیها را به چنان صبوری فرا می خواند و صبوری او عين علم اوست، نه به مانند كسی كه از روی جهل و عدم آگاهي از عمق مصيبت، صبوری به خرج دهد.

 


 

سه شنبه 1 بهمن1387 ساعت 1:45 بعد از ظهر مطلبی درباره زینب کبری سلام الله علیها توسط یاسین احمدی لینک ثابت


زینب کبری سلام الله علیها(1)

تاريخ، مرهون شخصيت های بزرگی است كه در هنگامه ی نياز، توانسته اند نظام تغيير را به دست گرفته و حيات اجتماعی را به پويايی و حركت واداشته و در واقع، آن را بازسازی نمايند. يكی از مهم ترين اين برهه ها؛ سال 61 هجری قمری است كه تاريخ، بانويی را در می يابد و يك سال، صفحات خود را به سر انگشتان ماهر او می سپارد تا به هر صورت كه می خواهد، سطورش را پر كند و آنچه او نگاشت، همانا بهترين و بی نظير بود.
هيچ مورخ انديشه ورز و اسلام شناس خردمندی پای بر صفحه ی هستی نگذارد، كه به گمانه زنی او بهتر از انديشه، گفتار و رفتار آن بانو خطور كرده باشد.

او كيست؟!

او زينب کبری سلام الله علیها همان خاتون دو سراست.
همان كه زنان كوفه صف اندر صف، منتظر لقايش می نشستند تا در درس تفسيرش شركت نمايند.او شيرازه ی قرآن ورق ورق شده در كربلاست كه تاريخ در مقابلش زانو زد و خود را به دست آن بانو سپرد تا آن را، شريعت محمّدی را، همه و همه را از نو بسازد.

بزرگی هر كس را می توان از بزرگی مسئوليت هايش بازشناخت و آن مسئوليتی كه به عهده عقيله هاشمين بود؛ نسخه ی بدل رسالت و پيام آوری بود. تمام شامات، دين ورزی خود را مديون زينب کبری سلام الله علیها هستند. همچنان كه روح مودّت آل رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم و رواج مكتب تشيع در آن بلاد بر اساس روشنگری های اوست.

اين مسؤوليت سنگين ويژگی های فوق العاده ای می طلبد كه همه آن ها به تمام معنا در اقاليم وجود زينب كبری سلام الله علیها حضور دارند. بدون اين خصايص، به دوش گرفتن رسالت و پيام آوری كه فقراتی به صلابت كوه می طلبد، امكان پذير نيست.

                                                                                                 ادامه دارد ..


 

دوشنبه 30 دی1387 ساعت 3:49 بعد از ظهر مطلبی درباره زینب کبری سلام الله علیها توسط یاسین احمدی لینک ثابت